"دِدپول"، یک ابرقهرمان شورشی

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۰


«دِدپول» فیلمی ساختارشکن است. تا کنون هیچ فیلم کمیک پرخرجی آنقدر محتوای پر ریسکی ارائه نداده است. همچنین «دِدپول» یکی از معدود فیلم های این ژانر است که با درجه نمایشی R به اکران در می آید. برای آن دسته از تماشاگرانی که اعتقاد دارند ژانر ابرقهرمانی کهنه و قابل پیش بینی شده باید بگویم که «دِدپول» همانقدر به سیستم رایج فیلم های ابرقهرمانی شوک وارد می کند، که چالش یک سطل آب یخ به شما. بسیاری این انتقاد را به جریان جاری فیلم های ابر قهرمانی وارد می کنند که عموماً بیش از اندازه تحت تاثیر موفقیت های تجاری مارول قرار گرفته و همگی کم و بیش از عناصر تکراری و مشخصی از فیلم های مارول تقلید کرده اند که نخ نما شده اند. البته شرکت فاکس قرن بیستم هم استراتژی خاص خود را برای فیلم های ابر قهرمانیِ ساخت خود دارد که به دلیل شکست مفتضحانه ی «چهار شگفت انگیز» (2015) در ادامه به آن بی توجهی شد. اما درباره مورد خاص «دِدپول» باید خدا را شکر کنیم که کاراکتر فیلم خود را در ظرف فاکس جای می دهد و نه مارول. تصور آن هم غیرممکن است که مدیران محافظه کار دیزنی اجازه خلق شخصیتی بی پروا مانند کاراکتر فیلم «دِد پول» را در یکی از فیلم های مارولی خود می دادند. در مقایسه با «ددپول»، فیلم «نگهبانان کهکشان» (2014) اثری مودب و خودش بَر و رو است.



«دِدپول» پاسخی است به نیاز آن دسته از افراد که از ژانر ابرقهرمانی خسته شده اند. هیچ خط قرمزی در فیلم وجود ندارد و هر چیز را که بتوان هجو کرد، هجو شده است. با تمام این اوصاف و علیرغم انتقادات تند و تیز به این ژانر، هنوز هم «دِدپول» پاسخ نیاز تماشاگر پاپکون خور خود را می دهد. با تمام این احوالات فیلم هنوز هم هسته مشخص هالیوودی خود را دارد (هرچند که پیدا کردن آن سخت است). در ابتدای فیلم خودِ شخصیت راوی داستان به ما می گوید که با فیلمی عاشقانه طرف هستیم و «دِدپول» در در پایان این جمله را به ما ثابت می کند. هرچقدر هم که اکران های خاص شب والنتاین ممکن است خنده دار و مسخره به نظر آید، در پایان با رسیدن به حرف راوی این نکته به ما ثابت می شود که «دِدپول» هم در اصل خود را تحت عنوان محصولی مخصوص همین شب به ما عرضه کرده است.

داستان اورژینال فیلم به صورت فلاش بک بازگو می شود. اما کاراکتر اصلی فیلم (رایان رینولدز) در زمان حال، که از قضا مشکل کنترل خشم دارد به بیننده معرفی می شود. دِدپول به علت از ریخت افتادن صورتش و شبیه بودن بیش از حد صورتش به پنیر محلی تازه، ماسک بر صورت می زند و به دنبال برآورده ساختن تنها آرزوی همیشگی خود که همان کشتن آژاکس (اِد اسکرین) است به راه می افتد. آژاکس مردی است که باعث نامیرایی و البته کریه المنظری شخصیت اصلی فیلم شده است. او اعتقاد دارد که آژاکس باعث قطع  رابطه او با ونسا (مورینا بکرین) شده و او را به شکلی غیرانسانی مورد شکنجه قرار داده است.



«دِدپول» یک کلاسیک ضدقرمانی است که ما را بابت این که خود را محدود به رعایت اخلاق مداری و قهرمانانی با عضلات پیچیده در فیلم های ابرقهرمانی نمی کند، به تحسین وا می دارد. کاراکتر فیلم بابت کشت و کشتار، نقص عضو یا حتی شکنجه ی دیگران هیچ احساس عذاب وجدانی ندارد. البته او این رفتار را چندان هم بدون دلیل انجام نمی دهد، اما کوچکترینِ این دلایل کافی است تا او هیچ احساس پشیمانی از انجام اعمال خشن خود نداشته باشد. سبک نامتعارف فیلمساز در «دِدپول» با کمک فیلمنامه نویس و بازی رایان رینولدز باعث می شود تا ما با فیلمی به اصطلاح ساختارشکن روبرو باشیم. فیلم به صورت مستقیم با مخاطب صحبت می کند و داستان خود را بازگو می کند، و علاوه بر آن خود نیز از این نکته آگاه است که دارد از یک فیلم و به ویژه ژانر ابرقهرمانی صحبت می کند. مثلا جایی در فیلم از ملاقات با پروفسور ایکس می گوید و سپس بدون تعلل از خود با صدای بلند سوال می کند کدام یک، استیوارت یا مک آووی؟! از نقطه نظر رفتاری «دِدپول» سبک «اُردَنگی» (2010) را به استفاده می گیرد و از بُعد شخصیت پردازی سبک «جیغ» (1996) را. ما از همان لحظه اول متوجه می شویم که با سبکی کاملاً متفاوت از کامیک بوک روبرو هستیم و مدت زمان فیلم هم قدری کوتاه در نظر گرفته شده (105 دقیقه) که مخاطب از محیط غریبی که در آن قرا می گیرد خسته و دلزده نشود.

رایان رینولدز در جایی گفت است «ددپول» آخرین فیلم ابرقهرمانی است که در آن بازی می کند. این اولین باری نبود که رینولدز در فیلمی ابرقهرمانی ظاهر می شود. وی قبلاً در فیلم «مردان ایکس: خواستگاه» (2009) نیز به ایفای نقش پرداخته بود. هر چند تا الان رینولدز احتمالاً به خاطر حضور در فاجعه «فانوس سبز» (2011) در یادها مانده است، اما سابقه او در فیلم های «تیع: سه گانگی» (2004) و «آر.آی.پی.دی.» (2013) باعث شده بود تا عده ای از علاقمندانش از او عاجزانه درخواست کنند دور فیلم هایی از این سبک را خط بکشد. اما رینولدز با «دِدپول» وجه دیگری از هنر خود را به نمایش می گذارد. زبان بازی های او در فیلم کاملاً به کاراکتری که نقشش را بازی می کند می آید و آن را باور پذیر و زنده کرده است، تا جایی که بیننده ناخواسته نسبت به سرنوشت وید ویلسون حساس می شود.



 نسخه ابتدایی فیلمنامه کاراکتر های جهش یافته بیشتری را داخل فیلم کرده بود، اما در نهایت شاید تنها دو گروه (کلوژرها و موجوداتی با نام عجیب با نام نگاسونیک تینیج وارهد) وارد فیلم شده اند. در مقایسه با سایر فیلم های ابرقهرمانی، فیلم از جلوه های ویژه به مراتب سبک تری استفاده می کند، اما قطعاً بخش زیادی از همین بودجه ی محدود صرف این دو گروه کاراکتر جهش یافته فیلم شده است. هیچکدام از شخصیت های منفی فیلم نه کاملاً سیاه و نه تاثیرگذار هستند، این محدودیت ها ضرر چندانی را هم متوجه «دِدپول» نکرده است; اصولاً «دِدپول» از آن دسته فیلم هایی نیست که نیاز به شخصیت قوی و کاریزماتیک منفی داشته باشد.



هیجان و بحث علاقمندان حول این فیلم قابل درک است: این که «دِدپول» یک فیلم متفاوت است. تنها قانونی که فیلم زیر بار آن می رود این است که شخصیت مثبت باید با شخصیت منفی بجنگد و نه با کسی دیگر. «دِدپول» برای موفقیت با یکی دو چالش مواجه است. اول این که شاید ماه فوریه بهترین زمان برای اکران یک ابر قهرمانی کمیک بوکی نباشد و دوم درجه نمایش R فیلم است که قطعاً گروه قابل توجهی از مخاطبین این گونه فیلم ها را از تماشای آن باز می دارد. اما «دِدپول» به شکل غیرقابل باوری سرگرم کننده است و همین نکته با کمک قدرت بالای تبلیغات دهان به دهان فیلم را از همین حالا به یکی از برنده های بلامنازع سال 2016 تبدیل می کند.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

آریان تاج
  •  8
  • |
  •  12
  • |

    خیلی خیلی خیلی خوبه این فیلم.

    الهام زرین چنگ
    •  7
    • |
    •  17
    • |

      عنوان بندی ابتدایی فیلم فوق العاده هست. با یک موسیقی و ترانه محشر.

      یحیی گلریز
      •  9
      • |
      •  15
      • |

        روی هم رفته جالب بود. هم خنده دار بود و هم هیجان انگیز.

        بیژن شعبان پور
        •  10
        • |
        •  16
        • |

          یکی از بهترین فیلم های ژانر ابرقهرمانی که تا حالا دیدم. طنز فوق العاده ای داره و یک جورهایی خیلی قشنگ ژانر خودش را هجو می کنه و دست می اندازه.

          تیرداد شکور
          •  10
          • |
          •  21
          • |

            اصلا انتظارش رو نداشتم همچین فیلمی رو توی ژانر ابرقهرمانی ببینم. فوق العاده بود. هم اکشن قرص و محکمی داشت و هم کمدی و طنز دیوانه کننده و محشر.