یک افسانه ی یخ زده و ناتمام

چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۰


هنگامی که چهار سال پیش «سفید برفی و شکارچی» اکران شد توانست تا حدودی این قصه پری گونه قدیمی را (که یادآور انیمیشن کلاسیک دیزنی است) به یک فیلم فانتزی ماجراجویانه تبدیل کند. «شکارچی: جنگ زمستان»، که می توان آن را هم یک دنباله و هم یک پیش درآمد نامید، ریسک می کند و به قلمرو سری فیلم های «ارباب حلقه ها» و «هری پاتر» وارد می شود بدون این که اصل مهم فیلم های حماسی- فانتزی را رعایت کند: این که "مدت زمان کافی" یک شرط لازم برای روایت این گونه آثار است. شرح پیچ و خم شخصیت ها و گره های داستانی چندین ساعت کار لارم دارد نه چند دقیقه. به همین دلیل اقتباس پیتر جکسون از سه گانه جی. آر. آر. تالکین 9 ساعت کشید و برگردان سینمایی از کتاب های جی. کی. رولینک شامل هشت فیلم شد تا بدین گونه دنیای حماسی تالکین و فانتزی رولینگ روانه ی پرده سینماها شود. اگرچه فیلم سعی کرده در زمان 114 دقیقه ای اش جزییات زیادی را در داستانش به زور جا کند اما با این وجود «شکارچی: جنگ زمستان» باز هم شتاب زده و ناقص به نظر می رسد. لازم نیست یادآوری کنم که فیلمنامه گاهی اوقات بسیار بد است، به شکلی که بازیگران را مجبور می کند به طرز شگفت انگیزی و با چهره هایی بی حس دیالوگ های بد را بازخوانی کنند.



اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، «شکارچی: جنگ زمستان» فیلم خیلی هم بد نیست. معیارهای زیادی که یک اثر فانتزی ماجراجویی موثر را شکل می دهند در این فیلم خوب به کار رفته اند، اما به دلیل اجرای بد تاثیرشان را از دست داده اند. تک صحنه های درخشانی در فیلم وجود دارند اما به دلیل شتاب زدگی در ارائه داستان، این صحنه ها پتانسیل خود برای هیجان انگیز بودن را از دست داده اند. انتخاب برخی بازیگران هم در نوع خود عجیب است. تصمیم استفاده نکردن مجدد از کریستن استوارت در نقش سفیدبرفی (غیر از یک صحنه ی آرشیوی مختصر که چهره اش مشخص نیست)، و وجود تنها یک دورف یا کوتوله به نام نیون (نیک فراست) در فیلم بحث برانگیز است.


یک سوم ابتدایی «شکارچی: جنگ زمستان» درباره فیلم قبلی و ارائه توضیح مختصری از گذشته ی شکارچی (کریس همزورث) که چگونه تبدیل به شکارچی شد و چگونه ملکه راوِنا (چارلیز ترون) تاج و تخت را تصاحب کرد و خواهر مهربان و نجیب خود فریا (امیلی بلانت) را به ملکه یخی شمال تبدیل کرد است. همچنین سارا (جسیکا چاستین) همسر شکارچی نیز در این فیلم معرفی می شود؛ او در زمانی که داستان «سفید برفی و شکارچی» رُخ می دهد مرده است. حدود 40 دقیقه در «شکارچی: جنگ زمستان» صرف بازگویی اتفاقات هفت سال گذشته می شود تا ما به قسمت جدید داستان برسیم. آینه جادویی دزدیده شده است و شکارچی باید آن را پس بگیرد قبل از این که آینه به ملکه فریا برسد. در این راه یک گروه چهار نفره از دورف ها یا همان کوتوله ها شامل نیون و سارای از مرگ بازگشته او را همراهی می کنند. شکارچی سه هدف دارد: 1) پس گرفتن آینه 2) شکست دادن ملکه فریا قبل از این که قدرت را کاملاً قبضه کند و منطقه سفیدبرفی را تسخیر کند 3) به دست آوردن عشق دوباره ی سارا.


بازیگران زن این فیلم حضور چندان موفقی ندارند. چارلیز ترون، امیلی بلانت و جسیکا چاستین جمعاً 4 نامزدی اسکار، 12 نامزدی گلدن گلاب و 4 نامزدی بافتا را در کارنامه ی خود دارند. «شکارچی: جنگ زمستان» نمی تواند جایزه ای به این تعداد افتخارات بازیگران بیفزاید. چارلیز ترون در «سفیدبرفی و شکارچی» توانسته بود با نقشش همراه و هماهنگ شود. امیلی بلانت توانسته حداقل یک درجه بهتر و بامهارت تر عمل کند و شخصیت غم انگیز ملکه فریا را به تصویر بکشد. جسیکا چاستین تلاش می کند خسته کننده به نظر نرسد. کریس همزورث هم نیاز دارد بین سری فیلم های «ثور» توقفی داشته باشد و در نقش های دیگر خودی نشان دهد.

به نظر می رسد که طراحی تولید تحت تاثیر فیلم های «ارباب حلقه ها: یاران حلقه» (2001) و «مالفیسنت» (2014) بوده است. بحث و اختلاف هایی که بین دورف ها وجود دارد به خلق لحظه های کمدی که فیلم به آن نیاز دارد کمک می کند چون به اندازه کافی موضوع و داستان فیلم به علت نقشه های آخرالزمانی ملکه فریا تاریک و تیره است. البته اگر شوخی های تا حدی پوچ و بی مغزشان هدف دارتر و زیرکانه تر می بود شاید می توانست بیشتر مفید واقع شود.


فیلم به طور غیرمستقیم به انیمیشن «یخ زده» (2013) هم اشاره دارد و "عشق حقیقی" را به عنوان پیش زمینه مهمی در فیلم مطرح می کند، و امید دارد بتواند دل دخترها و زن های حوان را به دست بیاورد. اگرچه این هدف جزو ساختار اصلی فیلم است ولی به نظرم چندان در این راه موفق نبوده. راه های دیگری هم برای نشان دادن عشق غیر از نشان دادن شخصیت هایی که دائما از آن صحبت می کنند، وجود دارد. بی انصافی است اگر بگوییم «سفیدبرفی و شکارچی» قابلیت داشتن فیلمی به عنوان دنباله را نداشت. مشکل «شکارچی: جنگ زمستان» نبود ایده های جدید نیست بلکه عدم توانایی اجرای این ایده ها در این داستان قدیمی که پیشینه ای قوی دارد به فیلم ضربه می زند و ترکیب کردن استعارات زیاد فانتزی- ماجراجویی به داستان در این فیلم کمکی نکرده است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بیژن شعبان پور
  •  22
  • |
  •  20
  • |

    چه بازیگرهای خوبی هم داره. سه تاشون از بازیگرهای مورد علاقه من هستند. حیف این همه بازیگر خوب که تو این فیلم تلف شدن. جای کریستین استوارت هم خیلی خالیه. ناسلامتی این قسمتی از "سفید برفی"هست.

    تیرداد شکور
    •  14
    • |
    •  20
    • |

      واقعا حیف این همه پول نیست که خرج همچین فیلمهایی می کنند؟ 150-160 میلیون رو خرج فیلمی می کنند که از همون اولش معلومه فروش نمی کنه و محکوم به شکسته. هیچ چیز جالبی توی فیلم نیست. مگه مردم مریضن برن تماشای همچین فیلمی.

      اشکان آتشکار
      •  18
      • |
      •  20
      • |

        به خاطر چارلیز ترون فیلم رو دیدم و حسابی ناامید شدم. اصلا چارلیز ترون نقشی نداره. واقعا عجیب بود برام که نصف بیشتر جذابیت فیلم رو با انتخاب نامناسب بازیگرها نابود کرده بودند.