سطحی، آزاردهنده، و فاقد خلاقیت

چهارشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۱۹

  • نویسنده : جوردن هافمن
  • |
  • ترجمه : سارا جوادی
  • |
  • منبع : گاردین

در اين که انيميشن، مديومی که در آن هر چيزی امکانپذير است، به شدت نخ نما و قابل پيش بينی است کنايه ای نهفته است. در اينجا منظور از انيميشن فيلم های غالب هاليوودی است. موفقيت های مالی اخير مانند «مينيون ها»، «خانه» و «6 قهرمان بزرگ» بسيار دلچسب هستند، اما همه ی آنها زيبایی شناسی خود را در همان صحنه اول مشخص می کنند و معمولاً تا آخر اسير آن می ماند. حتی «از درون به برون» پيکسار، که يک سر و گردن از بقيه بالاتر است، بيشتر درباره رنگ و نقش است تا حرکت و غيرقابل پيش بينی بودن.


«هتل ترانسيلوانيا» ( 2012) نشان داد که چه اتفاقی ممکن است رُخ دهد وقتی که يک فیلمنامه نسبتاً معمولی «خب که چی؟» به دستان يک انيميشن ساز دارای نگرش خلاقانه تر، در اين مورد خاص گِندی تارتاکوفسکی، بيفتد. با فيلمنامه ای نه بهتر و نه بدتر از فيلم هایی مانند «مگامایند»، «پنگوئن های ماداگاسکار» يا «ريو»، «هتل ترانسيلوانيا» نخستين فيلم کارتونی بود که در عصر فرمانروایی کارتون هایی مانند «وودی وودپیکر»، «تام و جری» يا «باگزبانی» توانست فروش بالایی در سينماها داشته باشد.

علاوه بر اين، داستان ساده پدر خشنی (با صدای آدام سندلر در نقش دراکولا) که خانه ای را با رفقای هيولای کلاسيکش (يک موميایی، غول فرانکنشتاين، مرد گرگ نما و....) اداره می کند ترسناک بود اما در واقع ايجاد هراس نمی کرد، بلکه مانند يک کِشِ لاستيکی کشيده می شد و بعد محکم روی ديوار می خورد. گرچه  جزو تولیدات رايانه ای بود، اما بيشتر بر پايه طرح های اغراق آميز و ساده جرالد مک بويينگ-بويينگ استوار بود («هتل ترانسيلوانيا» گرچه صد در صد از غول های يونيورسالش استفاده نکرده بود، اما يک کار عالی در حوزه سرگرمی به شمار می رفت).


جنبه بصری تر و تازه ی «هتل ترانسيلوانيا» می توانست در يک سکانس از بلابی به زيپی تبديل شود. علاوه بر موقعيت های فوق العاده تماشایی، با ميزهای نهارخوری گِردی که به ارواح شيرين و در حال پروازی تبديل شده اند، اينجا با فيلمنامه بالاتر از حد استاندارد که خالی از شوخی های سطحی و بی مزه نيست روبرو هستيم. متاسفانه، از آنچه سر و صدای زيادی در خط پايان فيلم قبلی به راه انداخته بود اينجا خبری نيست. اينجا با کاراکترهای يکنواخت و آزاردهنده و همچنين داستانی تکراری روبروييم که عبور از آن حتی برای ديناميسم بصری تارتاکوفسکی غيرممکن است.

بخش قابل توجهی از فيلم در کليشه های معمول و رایج آثار سيتکام گرفتار است. دختر دراکولا، ميويس (با صدای سلنا گومز) اکنون به مادر جوانی تبديل شده است که همراه با همسر انسانی اش، جانی (با صدای ادی سامبرگ) زندگی می کند، او نگران بزرگ کردن فرزندش در ترانسيلوانيا است. دراکولا و دار و دسته اش (با صداهای استيو بوشمی، کوين جيمز، ديويد اسپيد و ديگران) چندين کلک و ترفند سرهم می کنند تا مانع از رفتن او به کاليفرنيا شوند. فيلم با يک تعقيب و گريزی آشفته تمام می شود و مل بروکس نيز صدای پدر دو هزار ساله دراکولا را تقليد می کند.


چند صحنه جالب درباره "ازدواج های مختلط" در «هتل ترانسيلوانيا 2» رُخ می دهد، اما فيلمنامه سندلر و رابرت اسمايگل به طرز غافلگيرکننده ای تخت و بی روح است و پر از شوخی های سلفی است که نمی توانند مدت زیادی خنده دار باقی بمانند. در واقع، همين حالا  هم خنده دار نيستند. يک به يکِ لحظاتِ فیلم قابل پيش بينی هستند و حتی گيج ترين بچه ها هم از اين که چرا يک پدر و دختر درباره احساساتشان با هم صحبت نمی کنند تعجب می کنند. در مقايسه با داستان دقيق و موشکافانه «از درون به برون» اين فيلم حسابی آدم را از کوره به در می کند.


در پايان اين فيلم 89 دقيقه ای، تقريباً روی لبه صندلی ام نشسته بودم، البته نه به دليل تعليق فيلم بلکه به خاطر احساس تحقير شدنم به خاطر اين فيلمنامه ی بچه گانه. تارتاکوفسکی، که کار اولش شامل «آزمايشگاه دکستر»، «جک سامورایی»، «جنگ ستارگان: جنگ های کلونی و....» بود اکنون مشغول کار کردن روی کاری به نام «می تونی تصور کنی؟» برای همان استوديوی پخش کننده «هتل ترانسيلوانيا 2» است.

منبع : فیلم نگاه
  • سارا جوادی
  • |
  • پنج شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۶:۲۱
  • |
  • ۱
  • |
  • ۷۲۷
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ماریا فروزان
  •  5
  • |
  •  9
  • |

    قسمت اولش رو دوست داشتم و این یکی رو اصلا. بیشتر به درد بچه کوچولوها می خورد.