- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
دنیس ویله نوو، فیلمساز کانادایی، نگرش یاس آور و تیره و تاری به جهان دارد، یا می توان گفت مجموعه ی فیلم هایش مخاطب را به سوی این باور سوق می دهد. فیلم های مشهور او که شامل «ویران شده»، «زندانی ها» و حالا هم «سیکاریو» می شود (و به زودی قسمت بعدی «بلید رانر» که مدت هاست در مرحله ی ساخت قرار دارد نیز به فهرست اضافه خواهد شد)، همگی به همان نسبت که انعطاف ناپذیرند، تاثیرگذار نیز هستند. ویله نوو به بهای به دست آوردن گیشه حاضر نیست شخصیت ها و ابهامات داستانش را تلطیف یا قابل هضم کند. فیلم هایش آنقدر تلخ و تاریک هستند که هرکسی را که به دنبال دو ساعت تفریح و سرگرمی است، ناامید خواهد کرد. کسی که به سراغ فیلم های ویله نوو، از جمله «سیکاریو» می رود، باید خودش را برای تعلیق شدید، ابهام اخلاقی، و پایان بندی ای که با معیارهای رایج هالیوودی مطابقت ندارد، آماده کند.

«سیکاریو» (که در اسپانیایی به معنای آدمکشِ مزدور است) به مبادله ی مواد مخدر در دوره ای اشاره می کند که پیش از ماجرای مشهور به "جنگ با مواد مخدر" شکست خورده است. جنگ و گریز همچنان ادامه دارد اما حتی سازمان های دولتی اصلی نظیر اف بی آی، سی آی ای و دی ای ای هم معترف اند که قطع عرضه ی مواد مخدر جز در صورتی که تقاضا تا نزدیکی های صفر کاهش پیدا کند غیرممکن است و فقط می توان آن را کنترل کرد. وقایع «سیکاریو» نزدیک به مرز آمریکا و مکزیک و با پیشروی های متعدد به داخل مرز دو کشور اتفاق می افتد. گرچه فیلم مستقیماً به مسائل مهاجرت نمی پردازد ولی به نفوذپذیر بودن مرز اشاره می کند و تلویحاً می گوید که حفظ این شرایط به نفع بعضی مقامات و سازمان هاست.
در «سیکاریو» بین قانون گذاران، قانون شکنان، پلیس ها و دزدها تفاوت آنچنانی وجود ندارد. شخصیت های منفی داستان ویژگی هایی دارند که گاهی ما آن ویژگی ها را از قهرمانان انتظار داریم و برعکس، توزیع کنندگان و فروشندگان مواد مخدر چه بسا عاشق خانواده ی خود هستند و ماموران دولتی ممکن است بدون هیچ پشیمانی و حس گناهی دیگری را شکنجه کنند و به طرز فجیع به قتل برسانند. آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟ این سئوال به زاویه ی دید هر کس بستگی دارد؛ اما کسانی که پاسخشان به این سئوال منفی است، بعید نیست چنان در اقلیت و موضع ضعف قرار گیرند که خطر انقراض تهدیدشان کند.

کیت میسر (امیلی بلانت)، مامور اِف بی آی، به مفهوم عدالت و اجرای قانون معتقد است. او و رجی (دانیل کالویا)، دوست و همکار کیت، جزو معتقدان واقعی به عدالت اند که تعدادشان هم رو به کاهش است. این حقیقت وقتی آشکار می شود که آنها عضو یک نیروی ویژه ی عملیاتی بین سازمانی می شوند که مت (جاش برولین) مرموز و الخاندرو (بنیسیو دل تورو) مرموزتر، آن را اداره می کنند. ابن دو نفر با این ادعا که هدفشان متوقف کردن تروریستی است که بمب هایش هرروزه مردم را به کشتن می دهد، اعتماد کیت را جلب می کنند. البته این ادعا دروغ نیست، اما چیزی که آنها به کیت نمی گویند این است که روششان ارزش های اخلاقی او را زیر سئوال خواهد برد. از دید مت و الخاندرو چیزی به اسم ناظر بی گناه وجود ندارد و این صرفاً بخشی از تلفات جانبی ماجرا به حساب می آید.
خشونت «سیکاریو» به طرز غیرمنتظره ای بر حس اضطراب و تنش داستان می افزاید. بخش آغازین فیلم به عبور از مرز منتهی می شود. این بخش که بسیار پرحادثه است تعلیقی طاقت فرسا به همراه دارد. کار ویله نوو از نظر انتخاب پلان ها (راجر دیکینز فیلمبردار فیلم است)، تدوین و موسیقی متنِ ناهمخوان یوهان یوهانسون قابل تحسین است. صحنه های اکشن فیلم از الگوهای سنتی معمول و رایج پیروی نمی کنند. این صحنه ها سریع، وحشیانه و برای کسانی که در آنها حضور دارند مایوس کننده اند. این که کارگردانی این میزان از خشونت را به تصویر بکشد اما آن را تحسین نکند واقعاً خوشایند است.

امیلی بلانت در کمدی رمانتیک ها، فیلم های اکشن، فیلم های علمی-تخیلی و درام های تاریخی حضور داشته است. هر نقشی که بگویید بازی کرده. پیش از این هیچوقت (حتی در «لوپر») از او خواسته نشده بود که نقش خود را تا این حد درگیر سیاهی، تباهی و تاریکی کند. او بازی جذابی را از خود به نمایش می گذارد بخصوص که مخاطب از دید اوست که وارد عرصه ی پرمخاطره ی اخلاقی می شود. شخصیت او تا حدی ساده است اما نه آنقدر که این ویژگی را نشناسد و آن را نقص به شمار بیاورد. در نتیجه او درس های سختی می آموزد. نقش مکمل بلانت را جاش برولین به خوبی ایفا می کند خصوصاً به این دلیل که قبلاً هم چنین نقش هایی را بازی کرده: مردی به ظاهر خونسرد با اعصابی آهنین. بنیسیو دل تورو در نقش الخاندرو با چشمانی نافذ و مصمم شخصیت ترسناکی را به وجود آورده، کسی که وقتی انگیزه هایش را می فهمیم برای ما به شخصیتی شبه تراژیک بدل می شود. او بیشتر شبیه پدیده های طبیعی است تا انسان. در واقع می شود گفت او ترمیناتور و نابودگر است.

دو سال پیش، فیلم «زندانی ها»ی ویله نوو، در فصل اسکار زود روی پرده رفت و با وجود فیلمنامه ی قوی و مجموعه بازی های تاثیرگذار، به طرز غیرمنصفانه ای توسط آکادمی نادیده گرفته شد. دلیلش این بود که فیلم یاس آوری بود و اقبال چندانی هم در گیشه نداشت. «سیکاریو» ممکن است درگیر بعضی از این مشکلات بشود اما چه مورد استقبال اسکار قرار بگیرد چه نگیرد، فیلمی فراموش نشدنی است. کسی که ارزش فیلم هایی را که به جای سفیدوسیاه با مایه های خاکستری سروکار دارند می داند، لازم است این فیلم را در فهرست فیلم هایی قرار دهد که باید ببیند.
دیدگاه ها
"سیکاریو" از هر لحاظ فیلمک کاملیه: بازی ها، کارگردانی، فیلمبرداری و.../ فقط ای کاش فیلم در پایان کمی هم جای امیدواری برای تماشاگر باقی می گذاشت نه این همه تلخ و بدبینانه باشه.
فیلم خوبیه. لحظه هایی از فیلم واقعا نفسگیره.