- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : سارا ترابی

از دید هیولاها ما موجودات شروری هستیم. و آنها فکر می کنند که توسط انسان ها مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند و و حالا در معرض انقراض قرار دارند. کنت دراکولا (با صدای آدام سندلر) بعد از دست دادن همسرش در حمله انسان ها به قلعه اش، به همراه دختر جوانش ماویس (سلنا گومز) به ترانسیلوانیا فرار کرده است. او در آنجا هتل ترانسیلوانیا را می سازد که یک مکان دِنجِ گران قیمتِ مخصوص هیولاهاست، جایی که آنها می توانند بدون ترس از این که توسط انسان ها اذیت شوند در آن استراحت کنند. میهمانان همیشگی، شامل فرانکنشتاین (که در واقع هیولای فرانکنشتاین است با صدای استیو بوشمی) و مامی (که با نام موری هم شناخته می شود با صدای سیلو گرین) می شوند. آنها همگی جمع شده اند تا تولد 118 سالگی ماویس را جشن بگیرند. در طول مراسم یک پسر انسان به نام جاناتان (اندی سامبرگ) با سر به هوایی از آنجا سر در می آورد. دراکولا که دیگر هیچ کسی را نمی کشد، ترجیح می دهد تا این پسرک ماجراجوی گمشده را به عنوان پسرخاله فرانکنشتاین جا بزند و به مشتریان هتل معرفی کند. ولی از شانس بد خون آشام، جاناتان با ماویس دیدار می کند و جرقه های عشق بینشان به پرواز شکل می گیرد.

تم اصلی «هتل ترانسیلوانیا» به گونه ای است که بچه ها بیشتر از پدر و مادر هایشان آن را دوست خواهند داشت: برای این که بچه ها بزرگ شوند، پدر و مادر ها باید بیاموزند که بی خیال باشند. این مفهوم با ظرافتی خوب و کمی طنز بیان می شود. اصلاً میزان کمدی فیلم به طرز مایوس کننده ای کم است و باعث ایجاد خستگی می شود. با استفاده از شوخی و جوک می توان به زیرکی و ملایمت نیشخند های طبیعی خوبی را به چهره مخاطب آورد. تنها زمانی که از ته دلم خندیدم وقتی بود که فیلم «گرگ و میش» را مسخره کرد و حسابی خردش کرد. خون آشام ها در این دنیا نمی درخشند، اما اگر در معرض تابش مستقیم آفتاب هم قرار بگیرند، بدنشان نمی سوزد.
سبک استوار و محکم تارکوفسکی باعث شده که بتواند شخصیت هیولاهای کلاسیک را تفسیر کند و به تصویر بکشد. و البته فیلم هرگز جاذبه تصویری خود را از دست نمی دهد (برای کسانی که ترجیح داده اند پولشان را دور بریزند و آن را به صورت سه بُعدی ببینند چند صحنه معمول خوب سه بُعدی وجود داد). در سبک و روشِ به تصویر کشیدن کاراکترها هیچ ایده نو و جدیدی به چشم نمی آید. با این وجود در رفتارها ی دراکولا کمی از خصوصیات سندلر را می بینیم و در فرانکنشتاین هم شخصیت جیمز را و کمی هم بوشمی در کاراکتر گرگینه مشاهده می شود.

در "دراکولا"ی آدام سندلر از روی عمد افراط شده است و او اثرات بد لوگوسی را در اجرای خود نداشته است. در حقیقت بیشتر از این که از برام استوکر الهام بگیرد از کنت چوکولا تاثیر گرفته است. کوین جیمز در نقش فرانکنبری (یا همان فرانکنشتاین) خیلی شبیه خودش صحبت می کند حتی با وجود این که صدای او از آن صداهایی نیست که با سرعت شناسایی شود، اما خیلی راحت تر از شخصیت استیو بوشمی شناسایی می شود. اندی سامبرگ از لهجه ای بی حال استفاده می کند که خوب است و هیچ کدام از طرفدارانش اگر از قبل ندانند که در این فیلم نقشی داشته، او را نخواهند شناخت. متاسفانه با وجود این که قرار بوده جاناتان یک شخصیت دوست داشتنی سربه هوا باشد به شدت برایم شخصیتی آزاردهنده بود. صدای سلنا گومز کاملاً عادی و معمولی است. در IMDB نوشته شده که این نقش در ابتدا به مایلی سایروس پیشنهاد شده بود، که خُب آن هم تفاوت چندانی نداشت! شخصیت ماویس تک بُعدی است. یک نوجوان تحت نظر که می خواهد آزادی داشته باشد. صدای او فقط بامزه و گستاخانه است و نه بیشتر.

«هتل ترانسیلوانیا» تمام عناصر یک انیمیشن درجه دو را داراست که به خاطر جشن هالووین در اکتبر (2012) به نمایش درآمده تا شاید هالووینی ها را به سینما بکشاند. فیلم، کاملاً خوراک بچه هاست. کیفیت داستان و اجراها این اطمینان را می دهد که بزرگسالان کمترین علاقه به آن را خواهند داشت و اگر از آن دسته بزرگسالانی باشید که دنبال یک انیمیشن باکیفیت می گردید که دیگر اصلاً خوشتان نخواهد آمد. افت شدید پیکسار و تصمیم دریم ورکس و فاکس برای این که کمتر انیمیشن بسازند، باعث به وجود آمدن کمبود انیمیشن خوب شده است. «هتل ترانسیلوانیا» هم در میزان این کمبود تغییری ایجاد نمی کند. این فیلم، فقط یک توهین دیگر به خون آشام عزیز دنیای سینما است که طی سالها فیلم های زیادی برایش ساخته شده.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...