مفرح و سرگرم کننده به سبک کمدی های دهه 70

شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۱۷

  • نویسنده : اوون کلیبِرمن
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : ورایتی

«آدم های نازنین» يک كمدی رازآلود و مايه رسوايی است كه توسط شين بلک كارگردانی شده است. راسل كرو در اين فيلم يک آدمكش مستقل است و برای در امان نگه داشتن يک دختر نوجوان از قرار گذاشتن با یک آدم معتاد نابكار اجير می شود. او به در خانه آن آدم نابكار رفته و او را تهديد می كند و بسيار شگفت انگيز است كه اين تهديد چقدر مؤثر واقع می شود. نكته ای كه باعث تلاطم و يک سكوی پرتاب در اين فيلم در نظر گرفته می شود اين است كه شخصيت راسل كرو در اين فيلم با يک كاراگاه خصوصي كه نقش او را رايان گاسلينگ بازی می كند همراه می شود. به همان اندازه كه شخصيت كرو پرخاشگر است به همان اندازه این كاراگاه بسيار جدی، بی عرضه و بی ادب است. سال 1977 است و اين دو نفر در حومه لوس آنجلس گشت می زنند و اقداماتی عليه كارهای خلاف می كنند. «آدم های نازنین» يک طنز انتقادی پر از خشونت است. اين فيلم به طور استثنايی در به تصوير كشيدن چيزهای پيش پاافتاده ماهر است و لذتی كثيف با به تصوير كشيدن بازی دو بازیگر ماهرش به بيننده عرضه می كند. اين فيلم امكان اين را می دهد كه از طرف تماشاگرانش نمره بسيار خوبي دريافت كند و به همين دليل مانند يک ماده تميزكننده ی جعبه رنگ نقاشی در جشنواره كن 2016 به حساب می آيد.



اين كمدی مدرن در اصل با الگو قرار دادن ماجرای دوستی و رفاقت دو دوست قدیمی همانند دو شخصیت اصلی «بوچ کسیدی و ساندنس كيد» (1969) شروع می شود اما نويسنده ای كه آن قصه را به داستانی معاصر و پر سر و صدا تبديل كرد شين بلک بود آن هم زمانی كه «اسلحه مرگبار» را در 1987 نوشت. بعد از نوشتن اولين سری از «اسلحه مرگبار» شين بلک فيلم «بوس بوس بنگ بنگ» را در سال 2005 ساخت و بعد از حدود 10 سال فيلم «مرد آهنی 3» را كارگردانی كرد. «آدم های نازنین» به نسبت «اسلحه مرگبار» از عناصر طنز بيشتری بهره می گيرد و همچنين در مقايسه با «مرد آهنی 3» بسيار خوش ساخت تر به نظر می رسد. «آدم های نازنین» بيننده را به طرز عجيبی شگفت زده می كند و در بيننده هرگز اين احساس را به وجود نمی آورد كه در حال تماشا كردن فيلمی با يک فرمول ثابت و تكراری است.


از یک منظر خاص، شايد بينده به ستاره ی هاليوودی مات و مبهوت زل بزند و فكر كند كه او تا حدودی خپل و احمق به نظر می رسد. اما نکته اینجاست كه این بازيگر باتجربه از همان بازی و روش آشنا و امتحان پس داده ی خودش بهره می گيرد و به وسيله آن شخصيتش را برای بيننده تعريف می كند. و اين همان نكته ای است كه راسل كرو در اين فيلم براي ايفای نقش خود از آن استفاده می كند. او در اين فيلم در نقش جكسون هيلی ظاهر شده، شخصی كه يک چشمش مشکل دارد، همیشه يک کاپشن آبی رنگ كثيف به تن دارد، موهايش به شكل پیچ خورده ای روی صورتش ریخته و اين طور به نظر می رسد كه انگار آدمکش اجیر شده ای است كه در يک گروه تبهکار كار می كند اما اينطور نيست و او به طور مستقل و تنها برای خودش كار می كند. در واقع او با هركسی كه بتواند چند دلاری برايش فراهم كند همكاری می كند. آنچه كه در مورد تماشا كردن اين شخصيت برای بيننده سرگرم کننده است اين است كه او رفتار بسیار خشن اش و اعمال وحشیانه اش را خیلی معمولی مثل پر كردن فرم ماليات انجام می دهد. كرو خیلی ماهرانه از طنز و كنايه ی موجود در عنوان فيلم استفاده می كند. او شخصيت جكسون را مانند يک قلچماق كه می تواند هر كسی را كتك بزند خلق می كند. پيشتر او برای اين كار گماشته می شود كه به ملاقات هالند مارچ با بازی رايان گاسلينگ برود و پرونده ای را از چنگ او در بياورد. در صحنه ای جكسون مچ دست هالند را ناگهانی و محكم می پيچاند و اين پيچاندن در فيلم مساوی است با يک دست دادن عادی. با اطمينان كامل از این كه اين دو به زودی با هم همراه و همكار می شوند مكانی هم برای استقرار آمليا با بازی ماركارت كوالی معين می شود.


رايان گاسلينگ در ميان تمام توانايی هايش به عنوان يک كمدينی كه از بدن خود زياد استفاده می كند شناخته شده است. هالند ذاتاً دارای روحيه تهاجمی است و هميشه لباس های نامرتب به تن دارد و زمانی كه با پليس سر به هوايی (كه می گويد: من فقط دستورات رو انجام می دم) مواجه می شود با لحنی صادقانه او را تمجيد كرده (و می گويد: می دونی كه چه فرد ديگری فقط دستورات را انجام می داد؟ هيتلر). گاسلينگ اين ديالوگ را با تحكم و يقين استفاده می كند جوری كه بيننده می تواند متوجه شود كه هالند تا حدودی درست می گويد و تا حدودی نشاطی كه در نحوه ی گفتن اين جمله است را نيز احساس می كند.

داستان فیلم در اواخر دهه ی 70 می گذرد و از اين لحاظ اين فيلم دارای فضاهای درخشانی است. فيلمبرداری فیلیپ روسِلات در اين فيلم شب های مه آلود و خیس لوس آنجلس را به صورت درخشانی به تصوير كشيده است. در صحنه های پايانی فيلم ما شاهد تصاوير درخشان و اصيل هستيم.


آنچه كه در مورد «آدم های نازنین» خوشايند است اين است كه در اين فيلم بيننده شاهد خصومت های سنگدلانه و معمولی است كه به خوبی در تمام فيلم منعكس شده است. سکانس تماشایی و درخشانی در فيلم وجود دارد كه در آن دو قهرمان فيلم يعنی هالند و جكسون در آسانسور هتل در حال بالا رفتن طبقات هستند، زمانی كه در آسانسور باز می شود بيننده آدمی را كه تير خورده و در حال چنگ زدن ديوار راهرو است را می بيند و بعد از چند لحظه نيز يک نفر ديگر تير می خورد و قهرمان های فيلم از صحنه فرار می كنند و به داخل آسانسور پناه می برند. زمان سنجی شوخی ها در اين فيلم بسيار زيبا است و اين از توانايی های شين بلک در بيان كردن اين نكته است كه انسان ها در مواقعي كه انتظار دارند همه كار ها به بهترين شكل ممكن انجام شود اين اتفاق نمي افتد و همه چيز به بدترين شكلِ ممکن پيش می رود و این که در آن زمان این افراد چه احساسی دارند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

ناصر علیزاده
  •  2
  • |
  •  5
  • |

    راسل کرو همیشه عالیه. تو این فیلم هم خیلی خیلی خوب بود. به لحاظ طنز و کمدی هم خیلی خوب بود. من که فیلم رو دوست داشتم.

    محمدرضا دیبا
    •  2
    • |
    •  10
    • |

      یک کمدی فوق العاده تماشایی با دو بازی معرکه دو بازیگر توانمند و دوست داشتنی. از اون دسته کمدی هاست که حسابی آدم رو به خنده می اندازه.