- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

داستان فیلم در شهری در آینده به نام سان فرانسوکیو، ترکیبی فرهنگی، جغرافیایی و معماری از دنیای شرق و غرب، اتفاق میافتد. قهرمان داستان نوجوانی به نام هیرو هامادا (با صدای رایان پاتر)، اعجوبه دانش رُباتیک است که به همراه برادر بزرگترش، تاداشی (با صدای دانیل هِنی)، روزی به کالج میرود و آنجا عاشق چیزی، که در آزمایشگاه میبیند، میشود. برای این که ثابت کند که لیاقت ورود به دانشگاه را دارد باید چیزی اختراع کند که روی رئیس دانشکده، پروفسور رابرت کالاگان، (با صدای جیمز کرامول) تأثیر بگذارد. هیرو مورد حمایت دوستان و همکاران برادرش:گوگو توماگویِ پرانرژی (با صدای جیمی چانگ)، هانی لمونِ عاشق شیمی (با صدای جنسیس رودریگز)، واسابی بزرگ اما دوست داشتنی (با صدای دیمون وایانز جونیور) و فِرِد عاشق ابرقهرمان ها (با صدای تی. جی. میلر) قرار میگیرد. رُبات بادکنکیِ تاداشی، بایمکس (با صدای اسکات آدسیت)، نیز در این جمع حضور دارد. اما تراژدی داستان زمانی رخ میدهد که تاداشی و پروفسور کالاگان در جریان یک آتش سوزی مرموز جان خود را از دست میدهند. هیرو متوجه میشود که آتش سوزی اتفاقی نبوده، بلکه عمداً برای لاپوشانی سرقت اختراع او، توسط کسی که ماسک کابوکی (ماسکِ نوعی تئاتر ژاپنی) میزند و قصد دارد از آن برای اهداف پلیدی در سان فرانسوکیو استفاده کند، به راه افتاده است. این دومین انیمیشن سال 2014 است که با مهارت هر چه تمام با مرگ روبرو میشود بدون این که باعث ناراحتی کودکان شود.

این اتفاق ابتدا در «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید 2» رُخ داد و حالا در این فیلم تکرار می شود. در گذشته، فیلمهای انیمیشنی سنتی اغلب از این موضوع اجتناب میکردند (البته استثناهایی وجود داشت، مثل مادر بامبی)، اما این میتواند به این معنا باشد که فیلمسازها پذیرفتهاند که کودکان سریعتر بزرگ میشوند و میتوانند با موضوعات غم انگیز روبرو شوند. گرچه «6 قهرمان بزرگ» با دقت و احترام به موضوع مرگ تاداشی میپردازد، اما لحن کلی فیلم ملایم باقی میماند. در فیلم به حد کافی صحنه های کمدی و اکشن وجود دارد که به راحتی میتوان آنها را به سطوح بازیهای ویدئویی تبدیل نمود. کار سازندگان فیلم از این جهت ستودنی است که روشی پیدا کردهاند که به کمک آن توانستهاند المانها و عناصر جدی را به بدنه ی کلی داستان تزریق کنند.

مخلوق همسو با اهداف بازاریابی فیلم رُباتی به نام بی مَکس است که کمی چیزی بین سمبل کمپانی لاستیک سازی میشلن و پسرک آیکون تبلیغاتی کمپانی پیلزبوری است. بی مَکس بزرگ، سفید و کرکی (البته غیر از مواقعی که زره میپوشد) رویای یک اسباب بازی ساز است. اگرچه به راحتی اکثر محصولات شناخته شده و محبوب دیزنی نیست، اما این رُبات میتواند تخیلات کودکان را به تسخیر خود درآورد. مخاطبان «6 قهرمان بزرگ» بیشتر پسرها هستند تا دخترها، بنابراین انیماتورها قید جذاب درآوردن بی مکس را زدهاند (خبری از آواز خواندن و رقصیدن نیست). علیرغم جریان ابرقهرمانی فیلم، فرد میتواند متقاعد شود که «6 قهرمان بزرگ» در واقع فیلمی درباره رابطه ای است که بین هیروی تنها و مخلوق برادر دوست داشتنیاش شکل میگیرد.

بعد از غوطهور شدن در سبکهای بصری نوینی که در «باکسترول ها» و «کتاب زندگی» نمایش داده شدند، رویکرد استاندارد مورد استفاده در «6 قهرمان بزرگ» کمی ساده و غیرجذاب به نظر میرسد. پیش زمینه ها به طرز حیرت آوری تغییر میکنند- سان فرانسوکیو عالی به نظر میرسد- اما تصاویر پس زمینه گهگاه فاقد جذابیت هستند. دوبله ها همگی قابل قبول اما معمولی هستند، به گونه ای که دیزنی سعی کرده بیشتر از "صدای شخصیت" به جای ستارگان شناخته شده درجه یک استفاده کند. این کار مزایای خاص خودش را دارد مثلاً این که صداهای آشنا میتوانند مانع از دیده شدن خودِ شخصیت شوند.

ابرقهرمانهایی که در این فیلم نشان داده میشوند از نوع بتمن/ مرد آهنی هستند- یعنی افراد عادی که "قدرتشان" ناشی از پیشرفتهای تکنولوژیکی است و نه ناشی از جهشهای ژنتیکی یا تواناییهای ذاتی. فیلم پیام مثبتی درباره پوچیِ انتقام و اهمیت دوستی مخابره میکند و در عین حال ماجرایی را ارائه میدهد که برای بینندگان بسیار جوان ساخته شده است. البته فیلمنامه آنقدر هوشمندانه است که مخاطبان بزرگسال نیز بتوانند با آن ارتباط برقرار کند. «6 قهرمان بزرگ»، یک دیزنی کلاسیک نیست بلکه تجربه ای است که والدین و کودکان میتوانند با همدیگر از آن در تاریکی سینما لذت ببرند و گاهی اوقات این همه آن چیزی است که فرد میتواند از یک انیمیشن با بودجه عظیم انتظار داشته باشد.
دیدگاه ها
من به شدت "6 قهرمان بزرگ" رو دوست داشتم. یعنی نمیشه این انیمیشن زیبا رو دوست نداشت. دوست داشتنی ترین روبات تاریخ سینما توی همین فیلم هست.
هرچند اسکار حق "چگونه اژهایتان را تربیت کنید 2" بود اما این فیلم هم خیلی خوبه.