- نویسنده : پژمان الماسی نیا
«بدون توقف» به کارگردانی خائومه کولت-سرا، دربارهی مأموریت پردردسرِ مارشال هوایی کارکشتهای بهنام بیل مارکس (با بازی لیام نیسون) است؛ مأموری بههمریخته و الکلی که زندگی خانوادگی را بهخاطر شغلاش از دست داده و دختر خردسال او هم از سرطان درگذشته است. اینبار خودِ بیل در مظان اتهام هواپیماربایی قرار میگیرد... یک اکشن قابلِ تحمل دیگر با شرکت لیام نیسون در نقش محوری که خوشبختانه خدشهای بر خاطرهی خوبِ علاقهمندان سینما از «ربودهشده» (پیر مورل، برایان میلز-2008) [1] وارد نمیآورد.

اگرچه «یتیم» (2009) را بیتردید، یگانه ساختهی بهیادماندنیِ آقای کولت-سرا و یکی از بهترینهای سینمای وحشت طی ده سال گذشته میدانم اما او در «بدون توقف» توانسته است در تکلوکیشنی که عمدهی زمان فیلم آنجا سپری میشود -بهقولِ معروف- نبض تماشاگر را به دست بگیرد؛ کولت-سرا علاوه بر این، به لطف پیاده کردن ایدههای تعبیهشده در دستپختِ مشترکِ آقایان جان دبلیو. ریچاردسون، کریس روچ و رایان اینگل [2] بهمنظور به اشتباه انداختن مخاطباناش، هر لحظه شعبدهای از آستین بیرون میکشد.
مرور فیلم مورد بحثمان همراه با «ناشناس» (2011) و علیالخصوص هارور شایستهی تحسینِ «یتیم»، روشن میکند که خائومه کولت-سرا با مختصات پردهی نقرهای آشناست و مهمتر اینکه درکی صحیح از تعلیق دارد. برداشت بد نکنید لطفاً! قصد نکردهام کمکم به این نقطه برسم که مدعی شوم با شاهکاری سینمایی طرفایم؛ نه! فیلمهای هوایی معمولاً جذاب نیستند ولی «بدون توقف» تا حدّ غیرقابلِ انکاری، هست. پروسهی تماشای «بدون توقف»، رنجآور و ملالانگیز نمیشود؛ هر چند دقیقه، یکی از حاضرین در معرض اتهام قرار میگیرد و تا انتها نمیتوان بهراحتی دست فیلمنامهنویسها و کارگردان را خواند.

از سویی دیگر، طرفین خیر و شر فیلم نیز باورپذیر از آب درآمدهاند و انگیزههای هواپیمارباها بهاندازهی کافی متقاعدکننده است. بهعنوان نکتهی مثبت بعدی و البته قابلِ توجه سینمادوستان وطنی، نمایش «بدون توقف» برای تمامی گروههای سنی، خالی از اشکال است طوریکه میتوانیم با فراغ بال در کنار همهی اعضای خانواده به دیدناش بنشینیم. «بدون توقف» در عین حال، از جمله استثناهای سینمای سیاستزدهی سالهای پس از 11 سپتامبر است که تصویری منفی از یک کاراکتر مسلمان ارائه نمیدهد.
هدف اولیهی سینما، سرگرم ساختن عامهی بینندگان و تقدیم لذت به آنهاست که «بدون توقف» مطمئناً از عهدهی تأمیناش برمیآید. اینها که گفتم، فقط یک روی سکه بودند. روی دوم، به همان سه کلمهی کذاییِ اخیر ارتباط پیدا میکند: هدف اولیهی سینما! به هر حال، «بدون توقف» محصولی تجاری و یکبار مصرف است که بهدنبالِ ظاهر شدن تیتراژ پایانی، هیچ بعید نیست فراموشاش کنید؛ شاید بالکل یادتان برود خطوُربط قصه چیست و یا اصلاً دعوا بر سر چه بوده؟! با وجود این، حین تماشا کردن «بدون توقف» [3] احساس نمیکنید که وقتتان تلف شده یا کلاهِ خیلی گشادی سرتان رفته است!

«بدون توقف» را میشود تلاشی بهقصد تکرار تجربهی موفقیتآمیز همکاری قبلیِ کولت-سرا با آقای نیسون [4] در «ناشناس» محسوب کرد که آنهم اکشنی معمایی با بودجهای متوسط و فروشی رضایتبخش [5] بود. «بدون توقف» نیز توانست درحالیکه 50 میلیون دلار خرجاش شده بود، گیشهای حدوداً 223 میلیونی داشته باشد [6]. فیلمساز بلافاصله بعد از «بدون توقف»، تصمیم داشت با تولید «فرار در سراسر شب» (2015) تریلوژیِ موفقیتهایاش با لیام نیسون را کامل کند که اینمرتبه تیرش به سنگ خورد و فیلم یادشده، تنها بودجهی اولیهاش را بازگرداند.
حضور بانو جولین مور با اینکه نقش او -یکی از مسافران هواپیما بهاسم جن سامرز- جای کار چندانی ندارد، باز هم برای ساختهای مثل «بدون توقف» غنیمت است زیرا حداقل کارکردش این بوده که بازیگران اغلب ناشناختهی فیلم [7] را از حالت جماعتی یکسان و بیرنگوُبو خارج کرده است... «بدون توقف» برای وقتگذرانی، انتخاب بسیار مناسبی است؛ کمترین ادعایی ندارد، از وظیفهی اصلی خود آگاه است و حتیالامکان درست هم انجاماش میدهد.
پانویسها:
[1]: نام کاراکتر اصلیِ مجموعهفیلمهای «ربودهشده».
[2]: سه فیلمنامهنویسِ «بدون توقف».
[3]: بعدش را قولِ صددرصد نمیدهم!
[4]: اقلاً از جنبهی اقتصادی!
[5]: بودجهی «ناشناس» بین 30 تا 40 میلیون دلار و فروشاش تقریباً 136 میلیون بود (ویکیپدیای انگلیسی، مدخل فیلم).
[6]: طبق اطلاعات مندرج در ویکیپدیای انگلیسی، مدخل فیلم؛ تاریخ آخرین بازبینی: چهارشنبه، 18 مه 2016.
[7]: لوپیتا نیونگو، بازیگر برندهی اسکار، نقش کوتاهی در «بدون توقف» دارد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...