- نویسنده : پژمان الماسی نیا
«چشم» مشترکاً توسط دیوید مورو و خاویر پالود کارگردانی شده که بازسازی یک فیلمترسناک بههمین نام -و با عنوان اصلیِ Jian gui- ساختهی برادران پنگ، محصول 2003 هنگکنگ و سنگاپور است. "نوازندهای بهاسم سیدنی ولز (با بازی جسیکا آلبا) که در کودکی نابینا شده است، برای پیوند قرنیه آماده میشود. سیدنی پس از انجام موفقیتآمیز عمل و در جریان بهدست آوردن تدریجی بیناییاش، چیزهایی میبیند که از درکشان ناتوان است؛ اتفاقاتی رُخ میدهند که او را ترغیب به دانستن هویت اهداکنندهی قرنیه میکنند..."

گول پوستر جذاب این فیلمِ بهاصطلاح ترسناک را نخورید! [1] «چشم» هیچچیز فراتر از محصولات نازل و دستِچندمی که همهساله -به تعداد زیاد- در ردهی سینمای وحشت تولید میشوند، نیست. «چشم» گرچه داستان یک نوازندهی ویولن را تعریف میکند اما خودش شبیه ارکستری شلختهپلخته است که تمام سازهایاش ناکوک هستند. از المانهای معیوب و ناکارآمد «چشم» تنها به ذکر سه عنصر موسیقی، فیلمنامه و بازیگری اکتفا میکنم؛ مشت نمونهی خروار است!
موسیقی متن که همواره در فیلمهای ترسناک به تشدید هرچه بیشترِ حالوُهوای دلهرهآور کمک میکند، در «چشم» کارکردی عکس پیدا کرده و المانی مخل و مزاحم است؛ بهعنوان مثال، نگاه کنید به چگونگیِ استفاده از موسیقی در سکانس ملاقات سیدنی با مادر آنا. فیلمنامهی «چشم» هم بیچفتوُبست و بلاتکلیف است؛ همچنان که از حیث محتوایی نیز عاری از اشکال نیست و رویارویی با مرگ را برای همهی انسانها بهصورتِ عذابی دردناک به تصویر میکشد.

برسیم به مورد خاص جسیکا آلبا! از بدیهیات است که بار عمدهی باورپذیر از آب درآمدن ماجراهای ماوراءالطبیعی فیلم بر دوش بازی او در نقش محوریِ «چشم» باشد؛ اما سرکار خانم آلبا اجرایی فاجعهبار از سیدنی ولزِ ویولنیست تحویلمان میدهد. از تماشای «چشم» بار دیگر اطمینان مییابیم که جسیکا آلبا از جمله بیاستعدادترین بازیگران زن سینمای معاصر ایالات متحده است. آلبا تا به حال [2] و طی چهار دوره، کاندیدای دریافت جایزهی تمشک طلایی بدترین بازیگر نقش اول و مکمل زن شده که یکی از آنها برای همین فیلم مورد بحثمان -«چشم»- در سال 2008 بوده است! [3].

نگارنده، نسخهی آسیایی را نیز دیده است؛ امروز که به منبع اقتباس رجوع میکنیم، بهغیر از یک ایدهی مرکزیِ جالب توجه، برگ برندهی دیگری در فیلم نمییابیم که ارزش رو کردن داشته باشد. ساختهی سال 2002، کمرمقتر از آن است که بتواند بیننده را میخکوبِ خود کند. «چشم» هنگکنگی درست مثل «خانهی خاموش» اروگوئهای [4]، قاعدهی کلیِ جاندارتر بودن نسخهی اولیهی فیلمها [5] را زیر سؤال میبرد. منتهی تفاوت در اینجاست که -برخلاف «خانهی خاموش»- اقتباس آمریکایی «چشم» هم چنگی به دل نمیزند.
«چشم» از امکان جذب تماشاگر به لطف همان ایدهی جدید نیز بینصیب است زیرا این دوبارهسازیِ هالیوودی -علاوه بر اینکه 6 سال بعد از اکران عمومی فیلم برادران پنگ به نمایش درآمده- بهواسطهی اجرای بیخلاقیتاش، چیزی در آستین ندارد که قادر باشد خورههای سینمای ترسناک را به هیجان آورد. در میان هارورهای بازسازیشدهی چند سال اخیر، «شاتر» (Shutter) یکی از استثناهاست چرا که فیلم اورژینال (تایلندی) و اقتباسی (آمریکایی)، هر دو درگیرکننده از آب درآمدهاند [6].

«چشم» پس از مقدمهی دلخوشکنندهاش - انگار که ترمز بُریده باشد- با سرعتی سرسامآور، به قعر سرازیریِ سقوط متمایل میشود. این دومین و آخرین تجربهی مشترکِ فیلمسازی آقایان مورو و پالود، بعد از ساخت «آنها» در سال 2006 [7] است که فیلم مذکور هم متعلق به ژانر وحشت بود. دیوید مورو و خاویر پالود با وجود در اختیار داشتن متریال بیشتر در «چشم» -برعکس «آنها»- از تزریق اتمسفری خوفانگیز در بطن اثر و تسری دادن اش به کل تایم فیلم عاجزند. «چشم» یک کمدی ناخواستهی بهشدت قابل حدس، فاقد انسجام و بیارزش است... خلاصه اینکه اگر وقت اضافه دارید، بهتر است چرتی بزنید یا ماروُپله بازی کنید!
پانویسها:
[1]: اشارهام به پوستر ویژهی اکران فیلم در آمریکای شمالی است.
[2]: مه 2016.
[3]: جسیکا آلبا سرانجام سال 2011 توانست تمشک طلایی بدترین بازیگر نقش مکمل زن را برنده شود.
[4]: «خانهی خاموش» (Silent House) [ساختهی مشترک کریس کنتیس و لورا لائو/ محصول 2011، آمریکا] بازسازی فیلمی تحت همین عنوان (The Silent House) و با نام اصلیِ "La Casa Muda" [ساختهی گوستاوو هرناندز/ 2010] از سینمای آمریکای جنوبی است که نمایندهی کشور اروگوئه برای کسب اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان و رقیب «جدایی نادر از سیمین» [ساختهی اصغر فرهادی/ 1389] بود ولی درنهایت به فهرست پنجفیلمهی نهایی راه پیدا نکرد. «خانهی خاموش» با فاصلهای کوتاه از زمان ساخت فیلم اورژینال -دقیقاً یک سال پس از آن- در لوکیشنی محدود و با بودجهی 2 میلیون دلاری تولید شد و نخستینبار در جشنوارهی فیلم ساندنس به نمایش عمومی درآمد (برگرفته از: نقد «خانهی خاموش» بهقلم نگارنده و تحت عنوان «فریمهای دردسرساز»، شمارهی 117، صفحهی طعم سینما).
[5]: منظور، فیلمهایی است که موردِ اقتباس قرار میگیرند.
[6]: نسخهی اول، ساختهی مشترک بانجونگ پیسانتاناکُن و پارکپوم وانگپوم است و محصول 2004؛ دومین نسخه را ماسایوکی اوچیای در سال 2008 کارگردانی کرده.
[7]: در صورت تمایل، میتوانید رجوع کنید به نقد «آنها» بهقلم نگارنده، تحت عنوان «شمشیر دولبه»، منتشرشده در تاریخ چهارشنبه، 8 اردیبهشت 1395؛ در قالب شمارهی 164 صفحه طعم سینما.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...