- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

ادی مانیکس (با بازی جاش برولین) مدیر شرکت کاپیتول پیکچرز است و «درود بر سزار» نمایشی است از یک روز زندگی وی. ادی مشکلات زیادی دارد که باید به آنها رسیدگی کند. یکی از سوپر استارهای او با نام بیرد ویتلاک (با بازی جورج کلونی)، به تازگی از سوی کمونیست ها ربوده شده و برای آزادی طلب صد هزار دلار کرده اند. همزمان دی آنا (اسکارلت یوهانسون)، دیگر ستاره کمپانی وی که عنوان دلبر آمریکا را هم از آن خود کرده از بیرد ویتلاک حامله است و ادی باید فکری به حال این قضیه نیز بکند تا همزمان با حفظ آبروی وی، از منافع خود نیز دفاع کند. از سوی دیگر، لورنس لورنز کارگردان مورد علاقه وی (با بازی رالف فاینس) بعد از آن که مجبور به کار با توبی (با بازی آلدن اهرنرایش) و کمک با وی برای بازی در نقش یک کابوی می شود تا مرز جنون و افسارگسیختگی روانی پیش رفته است. همزمان ادی با نویسندگان ستون شایعات یک روزنامه نیز به مشکل خورده تا اوضاع از پیش هم بدتر شود.

کوئن ها کشش و جذابیت فیلم خود را صرفاً با هجو فیلم های دهه پنجاه به دست نمی آورند. آنها نوع طنز مِل بروکس را تقلید نکرده و در عوض با استفاده از استعاره و بازی با زمان شالوده فیلم خود را تشکیل می دهند. کنایه و طنز زبانی هم محدود است. طنز فیلم از دانستن این نکته به وجود می آید که فیلم های تقلیدی و جعلیِ ساخته شده از دهه پنجاه در دل این فیلم، در حقیقت نماینده ای هستند از آنچه که هالیوود در آن برهه زمانی به واقع تولید کرده است. در نتیجه، «درود بر سزار» نه تقلیدی از دهه پنجاه، بلکه بازسازی زیرکانه و سرگرم کننده ای است از واقعیات آن برهه ی زمانی خاص. باید گفت درست مانند وودی آلن، اکنون برادران کوئن هم به مرتبه ای از اعتبار رسیده اند که بازیگران درجه یک برای حضور کوتاه مدت در فیلم آنها سر و دست می شکنند. «درود سزار» از آن گونه آثاری است که زمانی مساوی در اختیار هر بازیگر خود قرار می دهد. در نتیجه بازیگرانی مانند اسکارلت یوهانسون، رالف فاینس، چانینگ تاتوم و جونا هیل فرصتی کوتاه برای نشان دادن خود بر روی صحنه در اختیار دارند. جورج کلونی اما فرصت بیشتری برای خود نمایی دارد، هر چند که باز شاید نیمی از صحنه های مربوط به جورج کلونی هم به نوعی ادای دینی ست به آثار و صحنه های آشنای دهه پنجاه. در این میان تنها جاش برولین (که استعدادی ویژه در تطبیق خود با نقش های مختلف دارد) است که توانسته یک کاراکتر لمس پذیر و واقعی را خلق کند.

هدف کوئن ها از فیلمسازی هیچگاه تسخیر گیشه ها نبوده است. فیلم های آنها فیلم هایی غیرمعمول و گهگاه عجیب و غریب که ممکن است برای برخی از بینندگان عادی که انتظار فیلمی قابل درک تر دارند خسته کننده هم به نظر بیاید. البته «درود بر سزار» به هیچ عنوان فیلمی مبهم نیست، اما به هر حال مانند اکثر فیلم های برادران کوئن مخاطب خاص خود را هدف قرار داده است. هر چه که بیننده تعداد بیشتری از فیلم های دهه پنجاه را دیده باشد و هر چه که بیشتر عاشق سینمای هالیوود در 60 سال پیش باشد، درک آنها از آنچه که جوئل و ایتان کوئن سعی در نمایش آن داشته اند بیشتر خواهد بود. اما به بهانه این زمان خاص از سال، «درود سزار» مانند والنتاین، نامه ای است عاشقانه به زمانی که زندگی ساده تر و فیلم ها بزرگ تر بودند. اگرچه که این فیلم گاهی از هدف خود خارج می شود، اما با تمام این احوال «درود بر سزار» با مدد از چاشنی طنز و البته کمی دیوانگی، تیر خود را در نهایت به هدف می زند.
دیدگاه ها
فیلم خوبیه اما جورج کلونی اصلا به فضای اون دهه مورد نظر کوئن ها نمی خوره. اما جاش برولین فوق العاده هست.
همچنان امضای کوئن ها رو میشه پای فیلم دید. شیطنت و طنز کوئن ها منحصر به خودشونه و بس.