یک فیلم ابرقهرمانی مهیج، پرجنب و جوش و بی پروایانه!

سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰


«انتقام جویان» عملاً شما را روی صندلی تان میخکوب خواهد کرد. این فیلم نمایش مهیج، پر جنب و جوش و بی پروایانه ای ست که به اندازه سری فیلم های «تغییر شکل دهندگان» صحنه های انفجار و اکشن دارد، اما به هیچ وجه مثل آنها یکنواخت، بی روح و ماشینی نیست. کمپانی ماروِل سالها برای ساخت این فیلم مقدمه چینی های زیادی کرده و با ساخت پنج فیلم پر هزینه که در حکم مقدمه ای برای تولید این فیلم به شمار می روند زحمات زیادی متحمل شده اند تا مخاطبان را با شخصیت های اصلی «انتقام جویان» آشنا سازند: «مرد آهنی»  (2008)، «مرد آهنی 2» (2010)، «هالک شگفت انگیز» (2008)، «ثور» (2010) و «کاپیتان آمریکا» (2011). این فیلم می تواند نقص های احتمالی هر یک از فیلم های یاد شده را که بعنوان یک فیلم مستقل به آن دچار بوده اند، جبران کند و البته لزوم ساخته شدن آنها و حتی دنباله های آنها را توجیه کند. «انتقام جویان» به طور بالقوه توانایی آن را دارد که هم ژانر فیلم های ابرقهرمانی را ارتقاء بخشیده و دگرگون کند، هم باعث نزول و نابودی آن شود، چرا که این فیلم معیار سنجش کیفیت این گونه فیلم ها را تغییر داده و در رده ای فراتر از فیلم های ابرقهرمانی پیشین قرار می گیرد. اما مشکل کار از اینجا شروع می شود که شاید تماشاگران بعد از تماشای یک فیلم برجسته ی حماسی در این سطح، دیگر نتوانند هرکدام از قهرمانان خود را به شکلی جدا و در فیلمی دیگر بپذیرند. به عنوان مثال شخصیت هایی همچون مرد آهنی، ثور، هالک، کاپیتان آمریکا، بیوه سیاه که همگی به طور یکجا در یک داستان حماسیِ این چنینی گردِ هم آمده اند، چطور می شود آنها را دوباره به شکل ابرقهرمان هایی مستقل و با گنجاندن یک یا دو شخصیت منفی نشان داد و باز هم توجه تماشاگران را به خود جلب کرد؟


به نظر من امکان ندارد که طرفداران کمیک استریپ بعد از تماشای، فیلم هنگام بیرون آمدن از سینما از شدت هیجان و فرط لذت در آسمان ها سیر نکنند. انتخاب جاس وِدون به عنوان کارگردان از سوی تهیه کنندگان بهترین تصمیمِ ممکن بوده است: وِدون به خوبی به کاراکترها و داستان آشنایی دارد و تجربیات او باعث شده تا به طور کامل با سلیقه طرفداران این گونه فیلمها آشنایی داشته باشد. بدون اغراق باید بگویم که تماشاگران «انتقام جویان» پس از تماشای فیلم به نهایت رضایتی که که ممکن است پس از تماشای یک فیلم ابر قهرمانی حاصل شود، خواهند رسید. حتی دیدنِ آن برای برخی از تماشاگران معمولی تر که شاید فرق چندانی میان یک فیلم متشکل از چند ابرقهرمان و یک تریلر جاسوسی قائل نیستند نیز خالی از لطف نباشد. شاید اشاره هرچند مختصر به ایرادات فیلم تا اندازه ای حالت عیبجویی و باریک بینیِ "بیش از اندازه" پیدا کند، اما این بدان معنا نیست که با یک فیلم کاملا بی عیب و نقص روبرو هستیم. یک ساعت ابتداییِ فیلم گهگاه ریتم کُند و خسته کننده ای دارد، و دلیل اش هم شاید پیش زمینه، مقدمه چینی و اطلاعات زیادی باشد که قرار است به مخاطب منتقل شود. در نبرد نهایی لحظاتی پیش می آید که بیش از حد به جلوه های ویژه توجه شده و مخاطب را به یاد شیفتگی بیش از اندازه مایکل بی در سری فیلم های «تغییرشکل دهنگان» می اندازد. البته این لحظاتِ انگشت شمار در یک نبردِ سخت و طاقت فرسای 50 دقیقه ای قابل چشم پوشی هستند. در طول فیلم تک تکِ قهرمان ها فرصت پیدا می کنند تا بر روی پرده سینما خودنمایی کرده و بدرخشند، هرچند که شاید درخشش برخی از این قهرمانان و ابرقهرمانان بیشتر از سایرین به نظر برسد.



در نتیجه ی فعالیت های شیطانیِ لوکی (تام هیدلِستون) برادرِ ناتنیِ ثور (کریس همزورث) موقعیت دشوار و مخاطره آمیزی به وجود می آید که این شش ابرقهرمان را گردِ هم می آورد. لوکی وارد مقر فرماندهی سازمان اطلاعاتی- امنیتیِ شیلد شده و با قدرت فرا زمینی خود کنترل ذهن هاوکی (جرمی رنر) و پروفسور سلوینگ (استلان اسکارزگارد) را به دست گرفته و از همه مهم تر یک مکعب آبی درخشان فوق العاده قدرتمندی به اسم تسرکت را به سرقت می برد. رئیس سازمان، نیک فیوری (ساموئل ال. جکسون) تلاش می کند تا از به سرقت رفتن مکعب جلوگیری کند اما موفق نمی شود. خطر وقوع یک خطر بزرگ کل جهان را تهدید می کند، به همین دلیل فری مجبور می شود تا بار دیگر مرد آهنی (رابرت داونی جونیور) و کاپیتان آمریکا (کریس ایوانز) را به خدمت بگیرد و ناتاشا رومانوف معروف به بیوه ی سیاه (اسکارلت یوهانسون) به دنبال بروس بنر بفرستد تا او هم در این عملیات مشارکت کند. زمانی که ثور از راه می رسد می فهمد که برادرش فکر شومی در سر دارد. پس از یک نبرد سنگین لوکی دستگیر می شود اما اینطور به نظر می رسد که خودش هم بدش نمی آید در سفینه ی سازمان شیلد حبس باشد. او وقت گذرانی می کند و همین فرصت کافی به افراد تحت فرمانش فراهم می دهد تا مقدمات حمله بیگانه ها را به زمین فراهم کنند. بیچاره منهتن که قرار است محل نبرد زمینی ها و بیگانه ها باشد و به خاک یکسان شود.

عامل اصلی جذابیت «انتقام جویان» از ابتدا تا انتها به دلیل گرد هم آوردن قهرمان ها و ابرقهرمان های مختلف به دور هم است. کمیک استریپ «انتقام جویان» اولین بار در دهه 60 منتشر شد و به نوعی پاسخ کمپانی ماروِل بود در واکنش به کمیک استریپ «اتحادیه عدالت» که توسط کمپانی دی سی منتشر شده بود (سوپرمن، بتمن، فلش، زن شگفت انگیز و چند ابرقهرمان دیگر را پیش از این کمپانیِ دی سی گرد هم آورده بود). «انتفام جویان» را می توان به نوعی برآورده شدن آرزوی کسانی نامید که همواره رویای داشتن چند ابرقهرمان بزرگ ماروِل را در یک فیلم و در کنار هم داشتند. کارگردان فیلم موفق به خلق فیلمی متشکل از چند ابرقهرمان و شخصیت اصلی شده است و از این «انتقام جویان» را باید یکی از بهترین های سینمای ابرقهرمانی در سینمای معاصر جهان دانست. شاید جالب ترین نکته فیلم آن باشد که ابرقهرمان های فوق العاده محبوب «انتقام جویان» پیش از آنکه برای مقابله با جبهه اهریمنی با هم متحد شوند، میان خودشان دچار اختلاف و چند دستگی می شوند و حتی کارشان درگیری و نبرد تن به تن هم می کشد. به عنوان مثال ما در فیلم شاهد درگیری و مبارزه میان مرد آهنی و ثور هستیم که با میانجی گریِ کاپیتان آمریکا ختم به خیر می شود. یا مثلا هالک و ثور هم در یک نبرد جانانه حسابی حال یکدیگر را جا می آورند و مواردی از این دست. این وضعیتِ آشفته بازار تا سخنرانی انگیزه بخش نیک فری ادامه پیدا می کند و تنها بعد از آن است که ابرقهرمان های داستان ما عزم خود را برای مقابله با مهاجمین بیگانه جزم می کنند. یکی از جالب ترین بخش های «انتقام جویان» مشاهده تلاش های فردی هرکدام از ابرقهرمانان ما یک تیم هماهنگ با توانایی های بسیار بالا است. در این میان برخی از آنها کمترین علاقه ای برای کارِ تیمی از خود نشان نمی دهند و برخی نیز با این قضیه به راحتی کنار می آیند. این وضعیت درست مثل این می ماند که که بهترین و ممتازترین دانشجوی یک دانشگاه ناگهان خود را در میان یک کلاس پر از دانشجوی نابغه و ممتاز در دانشگاه هاروارد بیاید.


«انتقام جویان» را باید در زمره فیلم های اکشن قرار داد. هسته ی اصلی داستان فیلم کمی ابتدایی به نظر می رسد. با این حال تحسین برانگیزترین مشخصه ی فیلم را باید فیلمنامه فوق العاده آن دانست، چرا که به هرکدام از قهرمانان فیلم فرصت کافی برای خودنمایی می دهد و همزمان از گرفتار شدن در دام استفاده بیش از اندازه از جلوه های ویژه در امان می ماند. نبرد 45 دقیقه ای بسیار جذاب و پرهیجانِ پایانیِ فیلم، درگیر شدن بیش از نیمی از شهر نیویورک در جنگی ویرانگر، اهمیت داشتن سرنوشت هرکدام از ابرقهرمان های فیلم برای ما باعث می شوند تا «انتقام جویان» از هرجهت فیلمی قوی تر و کامل تر از مجموعه فیلم های «تغییرشکل دهندگان» باشد. توجه به جزئیات فیلم و ماهیت هریک از قهرمانانِ آن باعث شده تا فیلم باورپذیرتر از کار در بیاید. به عنوان مثال وقتی مرد آهنی و هالک در آسمان مشغول مبارزه با بیگانه ها و هیولاهای زشت و بد ریختِ داستان هستند، کاپیتان آمریکا بر روی زمین مشغول نجات جان عده ای است که در یک اتوبوس گیر افتاده اند.

کارگردان به درستی از تبدیل شدن فیلم به یک درام جدی پرهیز کرده است. مسلما نابودیِ زمین می تواند امری تراژیک و بسیار غم انگیز باشد اما معمولا در یک فیلم کمیک بوک مقدار زیادی موقعیت های طنز یا یک لحن کمدی وجود دارد تا از میزان و شدت خشونت آن کاسته شود، و در اینجا جاس وِدِن به عنوان کارگردان همزمان با پرهیز از جدی و عبوس شدن فیلمش، تلاش خود را به کار بسته تا فیلم به یک کمدی خنده دار تبدیل نشود. مثلا در حالی که سرنوشت زمین و بخصوص نیویورک وضعیتی اسف انگیز به خود گرفته، اما کارگردان با نمایش چند صحنه که باعث خنده تماشاگران می شود سعی کرده تا جو و فضای فیلم را در حدی متعادل باقی نگه دارد. فیلمساز نهایت تلاش خود را به کار برده تا مطمئن شود تماشاگران در این گونه موقعیت ها به "اتفاقات روی صحنه" می خندند، نه به سازندگان فیلم و قهرمانان داستان به عنوان "به وجود آورندگان این اتفاقات بر روی صحنه".



بسیاری از بازیگران "اصلی" فیلم های اورژینالِ ابرقهرمانی در «انتقام جویان» نیز در همان نقش های خود ظاهر شده اند. در این میان بهترین بازی از آنِ رابرت داونی جونیور است که اتفاقاً کاراکتر مرد آهنیِ وی بیشترین زمان را در مقایسه با سایرین در «انتقام جویان» به خود اختصاص داده است. اگرچه نمی توان «انتقام جویان» را «مرد آهنی 3» نامید اما لحظاتی در فیلم وجود دارد که دادنِ عنوان «مرد آهنی 3» به آن چندان دور از ذهن به نظر نمی رسد. البته هیچکس از اینکه داونی جونیور زمان زیادی را به خود اختصاص داده، پشیمان نیست. بازیِ داونی فوق العاده است و لحظاتی جذاب و به یادماندنی به همراه دیگر بازیگران، بخصوص گوئینت پالترو به نمایش می گذارد. اسکارلت یوهانسون هم نقش خود را در از کاراکترِ نقش دوم خود در «مرد آهنی 2» (2010) وام گرفته است. کریس همزورث، تیم هیدستون و استلان اسکارزگارد هم از فیلم «ثور» به «انتقام جویان» آمده اند (هرچندکه دیگر شاهدِ حضور ناتالی پورتمنِ فیلم «ثور» نیستیم اما دلیل عدم حضور وی در فیلم هم توضیح داده می شود). کریس ایوانز هم بار دیگر در نقش کاپیتان آمریکا ظاهر شده است. و بالاخره ساموئل ال. جکسون هم از نقش های دست چندم و کم اهمیت خلاص شده و بهد از مدتها در «انتقام جویان» صاحب یک نقش کلیدی شده است. از تازه واردین نیز می توان به جرمی رنر به نقش هاوکی و مارک روفالو در نقش هالک اشاره کرد.



فیلم در اصل برای نسخه دو بُعدی ساخته شده و نسخه سه بُعدیِ آن در مراحل پایانی ساخت از روی نسخه دو بُعدی تبدیل شده است. این نکته به تنهایی می تواند ما را متقاعد کند که برای دیدن حداکثر جزئیات، شفافیت و وضوح تصویری، بهتر است به تماشای نسخه ی دو بُعدی فیلم بنشینیم. اما با این حال «انتقام جویان» را باید از جمله استثنائاتی دانست که پرداخت پول بیشتر برای تماشای نسخه سه بُعدی (بخصوص در سینماهای آیمکس) ارزشِ آن را حواهد داشت. در واقع «انتقام جویان» دارای بهترین کیفیت تبدیلی در میان فیلم های مشابه تا اینجای کار است. هرچند که به لحاظ کیفیت، نسخه سه بُعدیِ آن به پای «آواتار» (2009) نمی رسد اما با اندک تفاوتی پشت سر آن می ایستد. خوشبختانه در نسخه سه بُعدی فیلم، سطح نور، شفافیت و وضوح تصویری در حدِ خوب و قابل قبولی قرار دارد، و ما متوجه تار یا مبهم بودنِ تصاویر نمی شویم، و دیگر این که طی زمان 2 ساعت و 30دقیقه ایِ فیلم دچار خستگی چشم یا سرگیجه نمی شویم.

«انتقام جویان» با فرا رفتن از سطح پیش بینی ها و تبدیل شدن به یک فیلم جنجالی چنان انفجار و شوکی را در آغاز فصل تابستان 2012 به سینماهای جهان و همچنین ژانر ابر قهرمانی وارد که احتمالا تاثیرات آن تا سالها بعد باقی خواهد ماند. بعضی فیلم های ابر قهرمانی مانند سری فیلم های «بتمن» کریستوفر نولان نسبت به سایر فیلم های ابر قهرمانی از جنسی کاملا متفاوت برخوردارند و از تاثیرات این فیلم در امان باقی خواهند ماند. اما بسیاری دیگر از کمیک بوک ها از این پس «انتقام جویان» را الگویی برای خود قرار داده و عملا دنباله روی جریانی خواهند شد که از طریق این فیلم در سینمای ابر قهرمانی به وجود آمده است.



جاس وِدون با ایجاد سبکی جدید، نوآورانه، بزرگتر، بلندپروازانه تر و خیره کننده تر در ژانر ابر قهرمانی به هر آنچه که ممکن است تماشاگران بخواهند و یا حتی فراتر از آن مهیا کرده است. در واقع او کاری کرده که فیلم های ابر قهرمانی در آینده، ناخواسته با این فیلم مقایسه شوند و یا اینکه باعث ناامیدی شما شوند. «انتقام جویان» به احتمال زیاد نامزد اسکار بهترین فیلم 2013 نخواهد شد اما قطعاً یکی از بهترین فیلم های به نمایش در آمده در سال 2012 خواهد بود.

منبع : فیلم نگاه
  • پیمان جوادی
  • |
  • چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۵:۴۲
  • |
  • ۲
  • |
  • ۱۰۰۲
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بیژن شعبان پور
  •  2
  • |
  •  5
  • |

    بهترین فیلم ژانر ابرقهرمانی بود. تا حالا 3 بار فیلم رو دیدم.

    اشکان آتشکار
    •  5
    • |
    •  10
    • |

      یک فیلم ابرقهرمانی فوق العاده. از داستان تا اکشن و شخصیت پردازیش همه چیزش به جا و حساب شده است.