یک فیلم پر کنایه در مورد روزگاری پر رنج و عذاب

جمعه ۶ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۲۳

  • نویسنده : مایک لازال
  • |
  • ترجمه : زهرا شاکری
  • |
  • منبع : سانفرانسیکو کراونیکل

دالتون ترامبو برای شماری از فیلم ها فیلمنامه می نوشت، ولی احتمالاً هیچوقت انتظار یک زندگی پر از درام که لایقش باشد را نداشت. دقیقاً زمانی که زندگی در قالب یک "کمیته ی خانگی فعالیت های ضد آمریکایی" سرزده وارد زندگی اش شد، او با یک بحران مواجه شد، بحرانی که هر چیزی که داشت را محک می زد. اختیاراتش، استعداد هایش، دارایی هایش، عقایدش و حتی خانواده اش. او مجبور بود یا مثل یک قهرمان فیلم قوی باشد یا شکست را بپذیرد.



شما می توانید «ترامبو» را یک فیلم سینمایی در مورد زندگی یک فیلمنامه نویس دوران لیست سیاه هالیوود ببینید که بر اساس این فیلم ترامبو سالهای پر مشقتی را پشت سر گذاشت. اوضاع برای او می توانست بدتر هم شود. او به هیچ عنوان نمی توانست به عنوان یک بازیگر فعالیت کند، اما به عنوان یک نویسنده هم او درآمدش را با نوشتن فیلمنامه های پشت پرده ای و با نام مستعار به دست می آورد.

حتی زمانی که فیلم نمایش داده می شد خستگی و تشویش آن سالها حیرت آور بود و آنها ما را به تفکر وا می دارند که چه بلایی بر سر آن اشخاصی که قوی و نیرومند نبودند و استعدادی نداشتند می آمده. «ترامبو» به کارگردانی جی روچ (کارگردان فیلم هایی چون: «ملاقات با فاکر ها» و «قدرت آستین») و به نویسندگی جان مکنامارا فیلمی ملایم و پر مغز و در عین حال بدون برش در جدیت موضوع است. درجه ی معینی از ذکاوت در داستان یک نویسنده نیاز است، مثل هر داستان هالیوودی که حداقل یک دروغ پوچ را درون خود دارد وگرنه نمی تواند حقیقت داشته باشد. «ترامبو» به ما کاراکتر هایی را نشان می دهد که به طور غیرمعمولی مضحک هستند ولی با این وجود هم به ما اجازه نمی دهد که به تماشای چگونگی تخریب شخصیت های تقریباً مضحک بپردازیم.



برایان کرانستون داوطلب مناسبی برای بازی در نقش ترامبو نیست، نقشی که از کرانستون گزنده تر و چالاک تر و همچنین خوشپوش تر است. کرانستون سعی می کند خودش را خمیده و کوتاه تر نشان بدهد و خودش را با الگو های صحبت کردن ترامبو وفق دهد ولی شایستگی اش هیچوقت کاملاً یکپارچه و یکدست نیست. شما همیشه می بینید که بازیگران تلاش خود را می کنند. به هرحال بر قراری ارتباطی کرانستون با ستیز و ناکامی ترامبو و رگه های عملی بودن زیرکانه اش نمی تواند از این قوی تر باشد. هرکسی که سریال «برکینگ بد» را دیده باشد، دریافته است که کرانستون می تواند به خوبی نقش یک مرد باهوش و پرغرور که تحت فشار مالی است و برای پشتیبانی خانواده اش به دنبال راه های جدید می گردد را بازی کند.

ترامبو برای پیوستن به تیم کمونیست ها که در سال 2491 تشکیل شد دیر دست به کار شد، زمانی که اکثر همکاران روشنفکرش در یک برهه ی زمانی بین شروع رکود بزرگ و استالینیسم در اواخر 2491 به آن تیم پیوستند. همانطور که فیلم نشان می دهد ترامبو نمونه ای از صدای یک شخص آزادی خواه بود که هیچوقت از مرزهای اعتصاب عبور نکرد و دوست داشت در مورد دلایل جناح چب حرف بزند. از این رو زمانی که اوضاع سیاسی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تغییر کرد، ترامبو در میان اولین گروه چهره های هالیوودی بود که به او مظنون شدند.



ترامبو از دیوانگی و جنون آن زمان لذت می برد. هدا هوپر (هلن میرن) یک مقاله نویس شایعه پراکن که نسبت به جناح راست تعصب دارد و هر روز یک کلاه جدید می پوشد، از قدرت خوانندگی عظیمش برای تهدید مجریان استودیو و به اجرا در آوردن لیست سیاه استفاده می کند. او به وسیله ی بازیگرانی چون جان وین (دیوید جیمز الیوت) به این جنبش ها پیوسته بود، کسی که حس وطن دوستی اش به قدری دیر شکوفا شد که تا اواخر جنگ جهانی دوم طول کشید.



اینها تقریباً نشانگر شخصیت های مضحکی هستند که با اختلافات مختصری از هم به ایفای نقش می پردازند: "میرن" یک نوع سادیسم را به ما نشان می دهد اما این آزار با محکومیت بی ریایی اداره می شود و "الیوت" پیشنهاد می دهد که هیچ کاری از دست وین بر نمی آید، فقط یک حس ارتباطی شخصی که بیشتر با بازیگر آزادی خواه دارد تا روزنامه نگار جناح راست.

با تمام موجودیت های مستقلی که دنیا را اسیر کرده، یک نفر ممکن است از این تعجب کند که چرا فیلمنامه نویس «ترامبو» به یک کاراکتر ساختگی به نام آرلن (لوییس سی کی) پناه می برد، یک نویسنده ی هالیوودی و عضو کمونیست که به عنوان یک مکمل برای دوستان متعصب ترِ ترامبو نسبت به سیاست نقش ایفا می کند. لوییس سی کی فراتر از یک شخصیت مناسب در نقشش عمل می کند اما داستان پردازیِ اضافه شده یک امتیاز غیرضروری به نظر می رسد، مخصوصاً زمانی که ما شخصیت های زندگی واقعی مانند ادوارد جی رابینسون (مایکل استالبرگ) که نسبت به آرلن اظهار نگرانی می کند را مشاهده می کنیم. آرلن در واقع به عنوان یک یادآور عمل می کند.


این گرایش فیلم های آمریکایی است که حتی در عمق فاجعه فقط با موفقیت مواجه شوند. اگر ما یک فیلم با موضوع یازده سپتامبر بسازیم مسلماً درمورد پنج یا شش نفر است که از حادثه ی فروپاشی ساختمان جان سالم به در برده اند. حتی فیلم هایی با موضوع هولوکاست نیز به سمت مردمی گرایش دارد که از مهلکه جان سالم به در بردند. «ترامبو» در برهه ی رسوم آمریکایی ست اما به ژرفا نیز اشاره دارد، به گودال هایی که ترامبو را محاصره کرده بودند.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اویتسا افشارطوس
  •  8
  • |
  •  13
  • |

    اتفاقا امتیاز بزرگ فیلم بازی فوق العاده تماشایی برایان کرانستون هست. فقط کافیه هم بازی و هم ظاهر کرانستون رو با بخش های مستندی که ترامبو داره در دادگاه از خودش دفاع میکنه مقایسه کنید تا متوجه شباهت و نزدیکی فوق العاده کرانستون با ترامبوی واقعی بشین. کرانستون در تمام جزئیات رفتاری خودِ ترامبو هست.

    Pedram
    • Pedram
    • .
    • ۱۳۹۵/۱/۱۲ ساعت ۶:۱۷
    •  6
    • |
    •  12
    • |

      شخصیت های فرعی داستان مثل ادوارد جی رابینسون، کرک داگلاس و جان وین اصلاً درست در نیامده بودند و غیرقابل باور بودند. هم از لحاظ انتخاب بازیگر هم گریم و هم بازی ها. مثلا جان وین و کرک داگلاس رو کی هست که نشناسه؟ بخاطر همین خیلی تو ذوق می زدند.