- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی

نقطه کانونی فيلم معادل دنیوی یک جعبه پازل چينی است. یک جعبه ی مکعبی غيرقابل نفوذی که تنها توسط انسانی موسوم به "متفاوت" یا "واگرا" که در هر پنج زمينه (دانش، شجاعت، فداکاری، صلح طلبی و صداقت) قدرتمند است و اين را با موفقيت در چالشهای مختلف سايبری اثبات میکند باز می شود. اين مفهومی احمقانه است و عملکرد ناشيانه «شورشی» نمیتواند متقاعدمان کند که اين صرفاً يک مک گافين نيست. رهبر ديکتاتور و بدطينت سابق دسته دانشمندان، جانين اين جعبه را در اختيار دارد و معتقد است که اسرار آن جعبه امکان اجرای تاکتيکهای قلدرمآبانه وی را فراهم خواهند آورد. بنابراين، او تريس تنها "متفاوت"ی که توانسته رتبه 100% را به دست بياورد، پيدا و اسير میکند. اين منجر به مجموعه ای از بازیهای طولانی مجازی میشود که در آنها تريس نقش فرعی را در جلوه های ويژه بازی میکند. اين سکانسها تا حدی شبيه بازیهای ويدئویی در آمدهاند و فاقد تعليق يا تنش (دراماتيک يا غيره) هستند. آنها فقط فيلم را طولانی و بيننده را کسل میکنند.

البته در فيلم چيزهای ديگری هم وجود دارند. پناهندههایی که در پايان «متفاوت» از شهر گريخته بودند حال به دنبال راهی برای بازگشت و سرنگونی جانين میگردند. در پايان آن فيلم، شماره چهار مجبور به ايجاد ائتلافی ناخوشايندی با مادرش اِوِلين که قبلاً فکر میکرد مرده است شد. داستان عشقی بين تريس و شماره چهار در درجه چندم اهميت قرار گرفته است، گرچه اين دو تا جایی که درجه PG-13 به آنها اجازه دهد با هم عشق بازی میکنند. به هر حال به نظر میرسد که کشش عشقی که در فيلم اول بين شايلن وودلی و تئو جيمز وجود داشت در جريان اين دو فيلم ازبين رفته است. تريس همچنين بايد بر خيانت برادرش کالِب و دوستش پيتر که با جانين متحد شدهاند غلبه کند (هر دو بازيگر اتفاقاً نقش عشاق وودلی را در فيلمهای قبلیاش بازی میکردند- مایلز تِلِر در «اکنونِ فوق العاده» و انسل الگورت در «تقصیر ستاره بخت ماست»).
يکی از بسيار نکات نااميد کننده در «شورشی» روش برخورد فيلمنامه با تريس است. گرچه ممکن است از نظر برخی مقايسه شخصيت شایلن وودلی با شخصيت کتنيس با بازی جنيفر لارنس در «مسابقات گرسنگی» (2012) منصفانه نباشد، اما به نظر من کاملاً هم به جا است چون اين دو نقاط مشابه زيادی دارند. با اين حال، در حالی که کتنيس در دومين قسمت از حماسه خود به تدريج رشد کرده و به درجه فرماندهی روی پرده رسيده، تريس پسرفت داشته است. گاهی اوقات، باعث میشود که احساس کنيم نقش مکمل را در «شورشی» بازی میکند و کمترين نشانی مبنی بر رشد و پيشرفت او ديده میشود. وودلی بازيگر خوبی است و بيننده کماکان با اين شخصيت همذات پنداری میکند اما تريس نمیتواند از شر علامتی محوناشدنی خلاص شود. بسياری ديگر از بازيگران اين فيلم مانند کيت وينسلت و نائومی واتس بنا بر دلايلی غير از يک ضرورت خلاقانه در فيلم حضور دارند و همه چيز دست به دست هم داده تا مايلز تلر صحنه هایی از فيلم را با آن پوزخند و بازی دوپهلويش از آن خود کند.

نمايش فيلم از دوران فرا آخرالزمانی شيکاگو خوب از کار درآمده، گرچه گفتن چنين چيزی از پشت مه ناشی از تبديل ضعيف فيلم از نسخه سه بُعدی کار دشواری است. نظر رابرت شووِنتکی، کارگردان فيلم، لحاظ شده است. آنهایی که فيلم را در فرمت IMAX 3D میبينند بيشتر گيج خواهند شد. نسخه مقدماتی (8...9...10 IMAX 3D) يکی از بهترين کاربردهای تکنولولوژی سه بُعدی تا به امروز در سينماها است ولی تماشای فيلم ضعيف «شورشی» در اين سينما تنها نشان میدهد که اين فيلم چقدر بد به این فرمت تبديل شده است. "غيرقابل مشاهده" تنها واژه ای است که به ذهن خطور می کند و باور کنيد که اين اغراق نيست. اگر میخواهيد اين فيلم را تماشا کنيد غير از فرمت دو بُعدی سراغ چيز ديگری نرويد.
يکی از نکات مثبت فيلم اين است که نگرشی زیبا و ساده نسبت به مقوله ی کشتن و خشونت دارد. شخصیت های فیلم وقتی پای اعدام دشمنانشان به ميان میآيد کوچکترين شک و تردیدی به دل راه نمیدهند. چندين مرگ غيرمترقبه در «شورشی» رُخ میدهد و البته با شتاب غيرمعمولی اين مرگها به تصویر کشیده شده اند. حال منتظر اوج اين مجموعه در فيلمهای سوم يا چهارم هستيم. بار ديگر در فيلم مرگی جعلی رُخ میدهد که میتوان آن را هم ادای دين و هم سرقت از نسخه Amok Time «پیشتازان فضا» / «سفر ستاره ای» (بستگی به اين دارد که چقدر نسبت به سازندگان «شورشی» لطف داريد) در نظر گرفت.

«شورشی» بيشتر از آن که بد باشد ناشيانه است، اما از آن جهت نااميدکننده است که جهان سازی «متفاوت»، که شرايط را برای اتفاقی پرشتابتر از آنچه در اين دنباله میبينيم هموار میکرد، را هدر میدهد. بر اساس سنت ساير فيلمهای مختص نوجوانان، آخرين کتاب از اين سه گانه، «هم پیمان» به دو فيلم تبديل شده است؛ حال بايد صبر کرد و ديد آيا این دو فیلم میتوانند وعده ی نسخه اول را عملی کنند يا مانند اين نسخه صرفاً برای به جيب زدن دلارهای سخت به دست آمده طرفدارانشان روی پرده میروند.
دیدگاه ها
نصف فیلم توی دنیای مجازی و عالم هپروت می گذره. یادشون رفته بوده که قبلا برادران واچوفسکی "ماتریک" رو ساختن.
من همون اولیش رو هم دوست نداشتم. شایلن وودلی هم اصلاً بهش نمیاد فیلم اکشن بازی کنه.
من فیلم رو به خاطر شایلن وودلی دیدم. قسمت اولش خوب بود اما این یکی خیلی لوس بازی داشت و شایلن هم باید قبول کنه که چه به لحاظ جاندام و فیزیک و چه به لجاظ کاریزما و جذابیت توان رقابت با جنیفر لارنس رو نداره.