کمدی تلخ سقوط بزرگ مالی

سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۲۵


بر خلاف انتظارها، «رکود بزرگ» کار می‌کند. در واقع "کار می‌کند" توصيف کوچکی برای همه ی آن چيزی است که آدام مک کی، کارگردان، در خصوص ساخت اقتباس درو از ذهنش از کتاب غيرداستانی مايکل لوئيس درباره بحران مالی جهانی سال 2008 به آن دست يافته است. لوئيس در شماره دسامبر 2015 مجله ونيتی فر نوشت: "وظيفه من اين بود که کاری کنم که خواننده ها شديداً تشنه ی دانستن درباره مشکلات اعتباری و تعهدات رهنی شوند." اين به نوبه ی خود به تعهد مک کی هنگام ساخت فيلم تبديل شد. و يکی از دلايل اصلی موفقيت «رکود بزرگ» اين اقدام مک کی است. مک کی با استفاده از طنز سياه، شخصیت های دوست داشتنی و برخی تکنيک های فيلمسازی غيراستاندارد (مانند مورد مخاطب قرار دادن بيننده به صورت مستقيم) انرژی زيادی را در طول مدت بيش از دو ساعت حفظ می‌کند و مانع از کسل شدن ما می‌شود.

«رکود بزرگ» عناصر داستانی را با نبش قبرِ شبه مستند گونه ی آنچه در طول سالهای منتهی به رکود و بحران 2008 رُخ داد ترکيب می‌کند. شخصيت‌ها يا افراد واقعی هستند که داستانشان را برای لوئيس بازگو کرده اند يا کمی حال و هوای داستانی گرفته‌اند (با تغيير اسامی برای محافظت از افراد مقصر). فيلم هم آموزنده و هم به شدت سرگرم کننده است. مک کی به روش خاص خودش به بيننده ها اطلاعاتی درباره دلايل منجر به اين بی ثباتی می‌دهد اما اين کار را با بی احترامی‌های غيرمستقيم انجام می‌دهد. يکی از ابزارهای او استفاده از افراد مشهور در ارائه توضيحات است. مارگوت رابی در حالی که در حال گرفتن حمام حباب است به ما درسی می‌دهد (انصافاً تمرکز روی آنچه می‌گويد خيلی سخت است). آنتونی بوردين، آشپز معروف، از مقايسه تاس کباب ماهی استفاده می‌کند. سلنا گومز بيست و يک بازی می‌کند.

نويسنده ی سابق SNL قبلاً چند فيلم ديگر را کارگردانی کرده بود- که همگی کمدی بودند [از جمله «گوینده خبر» (2004) و دنباله ی آن (20013)]. اين سابقه خيلی به درد «رکود بزرگ» خورده است. طعم کمدی به فيلم جذبه بيشتری داده است. نه تنها باعث شده که فيلم سنگين‌تر به نظر برسد، بلکه شتاب بيشتری به فيلم بخشيده است. لحن منتقدانه ی فيلم مورد پسند افرادی است که هميشه از فعاليت‌های کاری وال‌استريت متنفر هستند. مک کی به هيچ وجه از اين لحن برای گرفتن بازی‌های طنزآمیز استفاده نمی‌کند. نوعی خشکی عميق از خشم و نفرت پشت اين کمدی وجود دارد که به خوبی حس می‌شود.

«رکود بزرگ» شخصيت‌هايش را از کتاب گرفته - البته تمام شخصيت‌های کتاب لوئيس روی پرده ديده نمی‌شوند. تمرکز فيلم روی 5 شخصيت است: مايکل بری (کريستين بيل)، يک نابغه مالی نه چندان اجتماعی؛ بارک بوم (استيو کارل)، يک دلال هوشيار؛ جارد وِنِت (رايان گاسلينگ)، يک سرمايه گذار طماع و بی رحم که  حتی حاضر است آدم بکشد؛ و زوج چارلی گلر (جان ماگارو) و جيمی شيپلی (فين ويتراک)، يک جفت آماتور که دنبال فرصتی برای ثروتمند شدن هستند. بری نخستين کسی است که خطرات ذاتی واقع در روش وال‌استريت برای بالا بردن قيمت اوراق از طريق رهن‌های کمتر از ارزش اوراق را شناسایی می‌کند. در اوايل سال 2005، او زنگ خطر را به صدا در می‌آورد اما هيچکس آن را نمی‌شوند. پس او با "کوتاه کردن" اوراق اين را به يک فرصت سرمايه گذاری تبديل می‌کند- با اطمينان از اين که بازار مسکن سقوط می‌کند. ونت نيز به نتيجه مشابهی می‌رسد و با بوم- فردی که بعد از تحقيقات شخصی نظر او را تاييد می‌کند- بحث می‌کند. گلر و شيپلی در زمان و مکان مناسبی قرار دارند و به توصيه دلال سابق بن ريکرت (براد پيت) برای خود يک صندلی در ميز بزرگ اين پسرها رديف می‌کنند.

کريستين بيل، که با تغييرات شديد ظاهری بيگانه نيست، اجازه داده تا ظاهرش را برای به تصوير کشيدن مایکل بری زشت کنند. بيل از برخی رفتارها و خصوصيات منحصر به فرد بری (مثلاً اين که او هميشه دوست دارد پابرهنه باشد) و به طرز بسيار باورپذيری توانسته شخصيت يک مرد مبتلا به سندرم آسپرگر را تقليد کند. استيو کارل توانسته خصوصيات فيزيکی و شخصيتی خود را پنهان کند، هرچند ذاتاً بوم به اندازه فردی مانند بری متقاعدکننده نيست. در حالی که بيل و کارل بخش عمده ای از زمان فيلم را در اختيار دارند، مجموعه ای از بازيگران بزرگ ديگر نيز در فيلم ديده می‌شوند مانند رايان گاسلينگ، براد پيت، مليسا لئو، ماريسا تومی و مارک استرانگ.

اين دومين اقتباس سينمایی نامتعارف از يکی از کتاب‌های لوييس است و اساساً موفق‌تر از «مانیبال» (2001) است. تبديل يک فيلم سال 2001 به يک فيلم زندگینامه ای غيرمتعارف و عجيب امکان‌پذير بود. «رکود بزرگ»، به دليل لزوم اطلاع رسانی به بيننده ها در خصوص طيفی از اصطلاحات و فرايندها، بايد از رويکرد متفاوتی استفاده می‌شده است. مک کی (در کنار فيلمنامه نويسش، چارلز راندولف) راه حل شيرينی پيدا کرده‌اند. در نتيجه، «رکود بزرگ» نه تنها در سطح روایی جواب می‌دهد، بلکه به عنوان يک ابزار آموزشی نيز کار می‌کند و بدون خسته کردن بيننده به هدف دوم دست می‌يابد. فيلم‌های ديگری نيز درباره فساد بازار سهام ساخته شده‌اند. بيشتر اين فيلم‌ها مانند «وال‌استريت» (1987) و «اخطار فوری» (2011) به اين شرايط از چشم يک فيلم هيجان انگيز نگاه کرده‌اند. مک کی مانند مارتين اسکورسيزی در «گرگ وال‌استريت» (20013) نشان می‌دهد که کمدی می‌تواند ابزار موثری در بيان داستانی به اين شکل باشد، به شرطی که از آن با دقتی موشکافانه استفاده شود. کات‌های «رکود بزرگ» عميق و ويرانگر هستند به گونه ای که نشان می‌دهند چگونه رکود سال 2008 رُخ داد و اين که چقدر تحولات کمی در مقايسه با آنها تا کنون صورت گرفته‌ است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

حامد ستاری
  •  10
  • |
  •  19
  • |

    یک فیلم شجاعانه با بازی های متفاوت و به یادماندنی. رکود بزرگ در کنار افشاگر، بهترین فیلم امسال بودند.