سه ساعت سرگرمی ناب و خلاقانه

سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۵۲


تقدیر و تحسین‌ها از فیلم «هشت نفرت انگیز» با افتخار این فیلم را به عنوان "هشتمین فیلم" کوئنتین تارانتینو در مقام  فیلمنامه نویس و کارگردان معرفی می‌کنند. از زمان غافلگیر کردن دنیا با نخستین فیلم قدرتمند خود، «سگدانی» (1992) ، حدود 23 سال قبل، تا کنون تارانتینو بر اساس برنامه ریزی‌ها خود فعالیت کرده است و هرگز سعی نکرده با تولید سریع فیلم‌های پشت سرهم نام خود را بر سر زبان‌ها بیندازد. در نتیجه تا به الآن یک فیلم الکی و بی مصرف نساخته است. حتی کم فروغ ترین کارهایش (مانند «بیل را بکش 1 و 2») حداقل جالب بوده‌اند. از میان کارگردان‌هایی که امروز فعال هستند، شاید فقط اسکورسیزی و نولان را بتوان به ثبات رویه‌ی او دانست

البته، تارانتینو بین همه سینمادوستان محبوب نیست و وقتی که کارهایش را در نظر می‌گیریم، این امر به خوبی مشخص می‌شود. فیلم‌های تارانتینو دارای درجه hard-R هستند: و کلمات رکیک و خشونت گرافیکی در آنها موج می‌زند. افرادی که نمی‌توانند چنین چیزهایی را تحمل کنند قطعاً همچون هفت فیلم سینمایی قبلی او قادر به تماشای «هشت نفرت انگیز» نیز نخواهند بود. با این حال، برای هر فرد دیگری این یک فیلم هیجان انگیزِ پر جنب و جوش، پر از پیچش‌های استادانه، دیالوگ‌های درگیرکننده و یک داستان به شدت سرگرم کننده است که باعث می‌شوند سه ساعت فیلم در لحظه ای برایشان بسپری شود. بهترین فیلم سال؟ بله.

«هشت نفرت انگیز» ادای دینی است به وسترن‌های دهه 1960. این فیلم که با دوربین 70 میلی‌متری به‌همراه یک موسیقی ارکسترایی از انیو موریکونه، یک پیش درآمد کامل و یک تنفس ساخته شده است، ساختاری شبیه به برخی از بزرگ‌ترین فیلم‌های استودیویی اواسط قرن بیستم دارد. با این حال شباهت‌ها به همین جا ختم می‌شوند، چون محتوای «هشت نفرت انگیز» برای فیلم‌هایی که در طول این دوره ساخته شده‌اند بیش از حد سنگین است؛ حتی در مقایسه با زمانی که قانون ممیزی و سانسور در آن دوره کنار گذاشته شده بود. به رسم تارانتینو فیلم در خون، کثافت، خشونت و بی حرمتی غوطه ور است. این فیلم قشنگی نیست اما به طرز وحشتناکی سرگرم کننده است. شوخی‌های رکیک در فیلم تا دلتان بخواهد زیاد است، به قدری زیاد که برخی منتقدان که در مراسم مختلف جایزه می‌دهند این را یک کمدی تصور می‌کنند. من نمی‌خواهم تا بدانجا پیش بروم اما در فیلم صحنه‌هایی وجود دارند که علیرغم جدی بودنِ سینمای تارانتینو شوخی هایی نیز در آن به چشم می خورد.

«هشت نفرت انگیز» به شش فصل تقسیم شده است. فیلم با دیدار دو جایزه بگیر معروف اواخر قرن نوزدهم در جاده ای در وایومینگ شروع می‌شود. سرگرد مارکوییس وارن، که از میان دو گزینه "زنده یا مرده" اعلامیه ها گزینه دوم را ترجیح می‌دهد، به دنبال سرپناهی است تا از کولاکی که هر آن ممکن است رُخ دهد فرار کند. او جلوی کالسکه ای که توسط جان هنگمن روت کرایه شده است را می‌گیرد و درباره اجازه عبور با او مذاکره می‌کند. روت تنها نیست. او با خود یک زندانی دارد: دیزی دامرگ که برای سرش 10 هزار دلار جایزه تعیین شده است. بر خلاف وارن، روت ترجیح می‌دهد که زندانی‌هایش را زنده تحویل دهد. دلیلش هم این است که می‌خواهد خودش آنها را دار بزند. قبل از رسیدن به ایستگاه بعدی در مینی هابرداشری، چهارمین مسافر سوار کالسکه می‌شود: سرباز یاغی و نماینده جدید کلانتر کریس مانیکس که چندان تمایل چندانی به نشستن کنار یک سیاهپوست در کالسکه ندارد.

در مینی مینک، تازه واردها با چهار عضو دیگر هشت نفرت انگیز: باب مکزیکی، که موقتاً آنجا را می گرداند؛ جلاد اسووالدو موبری؛ جو گاج، مردی کم حرف؛ و قهرمان جنگ ائتلاف ژنرال سندی اسمیترز آشنا می‌شوند. اینها که برای فرار از  خشم طبیعت به این مکان بسته روی آورده‌اند هر آن ممکن است با هم درگیر شوند. بخش عمده ای از «هشت نفرت انگیز» به بیان داستان تعامل بین این هشت نفر، که همه آنها خودِ واقعی شان را نشان نمی‌دهند، می‌پردازد.

اگر در فیلم‌های تارانتینو یک چیز وجود داشته باشد که بیننده انتظارش را داشته باشد این است که در فیلم هیچ چیز قابل پیش بینی رخ نخواهد داد. غیرقابل پیش بینی بودن مهم‌ترین ویژگی در این شاهکار این کارگردان است. مهم نیست که قبلاً چقدر فیلم دیده‌اید یا چقدر با دیالوگ‌های این ژانر آشنا باشید، تارانتینو همیشه چیزی برای غافلگیر ساختن شما دارد و این بیش از یک بار در «هشت نفرت انگیز» رُخ می‌دهد. این فیلم ظاهری وسترن گونه دارد، عناصر نژاد پرستی دورانِ بعد از جنگ داخلی و عواقب آن را با هم ترکیب می‌کند، صحنه های خشن توام با شوخی سیاه مختص تارانتینو را ارائه می‌دهد و از دیالوگ‌های عجیب و غریب و گاهاً ناغافل هوشمندانه ای برای گره زدن همه چیز به هم استفاده می‌کند. در فیلم یک خیانت، یک معمای پلیسی، و یک تعلیق بسیار پیچیده و غلیظ وجود دارد.

مثل تمام کارهای تارانتینو، اینجا نیز بازیگران انرژی زیادی صرف می‌کنند. بازیگران همگی عالی هستند- ترکیبی از تازه واردها و بازیگرانی که پیش از این با این کارگردان همکاری کرده‌اند. ساموئل ال جکسون در صدر گروه قرار دارد، این ششمین باری است که او با تارانتینو همکاری می‌کند [او تنها در «سگدانی» و «بیل را بکش 1») غایب بوده است]. بازی‌اش در این فیلم عمیق و همراه با بی حرمتی است، البته به حلاوت بازی اش در «داستان عامه پسند» نمی‌رسد. کورت راسل در بهترین نقش خود در کفش‌های جان وین ظاهر شده است و این دومین همکاری او بعد از بازی در قسمت «ضد مرگ» با تارانتینو است. بروس درنِ کهنه کار برای فیلم بین‌های قدیمی جذاب است. جنیفر جیسون لی تنها زن فیلم است، البته هیچکس این اشتباه را نمی‌کند که دیزی را "ضعیفه" خطاب کند. چانینگ تاتوم نقشی کوچک اما به یاد ماندنی فردی را بازی می کند که گرچه یکی از هشت نفر نیست اما نباید نادیده گرفته شود.

تارانتینو «هشت نفرت انگیز» را با وسترن‌های وایداسکرین یک دوران قدیمی در ذهن ساخته است. نسخه «Roadshow»، که تنها به صورت 70 میلی متری در طول دو هفته اول نمایش فیلم موجود است، نشان دهنده ی عشق کارگردان به گرفتن تصاویر مناظر و بهترین استفاده از موسیقی دلنشین موریکونه است [که ما را به یاد موسیقی او برای سرجیو لئونه و موسیقی المر برنشتاین برای «هفت دلاور» می‌اندازد]. ادیت اکران عمومی «هشت نفرت انگیز» آهنگ سریع تر تنگاترسی دارد و برخی از نماهای گرند ویستا را محدود می‌کند و تنفس را حذف کرده است.

از نظر لحن و رویکرد کلی، «هشت نفرت انگیز» بیشتر به «جانگوی زنجیر گسسته» (2012) شبیه است تا به هر یک از فیلم‌های دیگری که تارانتینو ساخته است. با این حال، سطح خشونت و شوخی سیاه فیلم به «داستان عامه پسند» نزدیک‌تر است. و در حالی که هیچ‌یک از فیلم‌های تارانتینو از نظر جسارت بالاتر از «حرامزاده های بی آبرو» (2009) قرار نمی‌گیرند، اما «هشت نفرت انگیز» به آن نزدیک می‌شود. درست وقتی که فکر می‌کنید می‌دانید که دارید به کجا می‌روید..... احتمالاً دارید اشتباه می‌کنید. هیچ فیلمی در سال 2015 به اندازه این فیلم به من انرژی نداد و گرچه اعتراف می‌کنم که برخی تابوشکنی های فیلم ممکن است برای برخی بیننده ها مناسب نباشد، اما آنهایی که از فیلم‌های قبلی تارانتینو لذت برده‌اند امسال را با یک سور به پایان می‌برند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بابک نیک طلب
  •  11
  • |
  •  21
  • |

    فوق العاده تماشایی بود. این دیوونه بازی ها فقط از تارانتینو برمیاد. تا آخر فیلم نتونستم پلک بزنم. بازی ها همه غالی. موسیقی موریمونه شاهکار. فیلمبرداری محشر.

    حامد ستاری
    •  15
    • |
    •  11
    • |

      چند نفر جمع شدن توی یک اتاق و به هم فحش میدن و میخان همدیگه رو تیکه پاره کنن. این کجاش فیلم خوبیه. به نظر من که افتضاح بود.

      اویتسا افشارطوس
      •  7
      • |
      •  21
      • |

        الان دیگه بعد از این فیلم و "جانگوی زنجیرگسسته"، تارانتینو رو باید جانشین خلف سرجیو لئونه دونست.

        بردیا زمانی
        •  10
        • |
        •  20
        • |

          یک فیلم تارانتیونیی ناب.

          محمدرضا دیبا
          •  10
          • |
          •  17
          • |

            واقعا فیلم نفسگیر و غافلگیرکننده ایه. همه بازگراش هم عالی ان. موسیقی موریکونه هم شاهکاره.

            Pedram
            • Pedram
            • .
            • ۱۳۹۴/۱۲/۱۱ ساعت ۲:۳
            •  11
            • |
            •  18
            • |

              از هر نظر فوق العاده ست. به نظر من بهترین فیلم تارانتینوست. من حسابی باهاش حال کردم.