- نویسنده : مرتضی اسماعیل دوست
در ادامه ساختههای مصطفی کیایی که با ایجاد جاذبههای تصویری و صوتی و استفاده از موسیقی با باند صوتی بالا و کمی چاشنی دیالوگهای سیاسی و اقتصادی درصدد جذب دلِ همه نوع طیفی است، فیلم «بارکد» هم رونمایی شد. فیلمی که سرشار از نماها و موقعیتهای بیهوده بوده و همه نوع لحن و رفتار غیرمتعارفی را برای دستیابی به گیشه فروش به کار برده است. «بارکد» با انتقال مفاهیم بیاخلاقی از طریق ایده و پرداختی کاملاً طرحریزی شده مبنیبر بازی با عناصر و نشانههایی آشنا و فریبنده نزد مخاطب، بارکدی از رسوایی را به روح و روان بیننده میزند و با ایجاد شیوههایی مجذوبکننده از طریق تصاویر و صدا و جلوههای ویژه درصدد پوشش حفرههای بسیار فیلمنامه است. جایی که هیچکدام از شخصیتها شناسنامهای برای بیننده ندارند و موقعیتهایی اتفاقی با روشی کاملاً سطحی به هم دوخته میشوند و از این رو فیلمساز به بارکد کردن هر موضوعی که منظر دلربایی برای بیننده داشته باشد، اقدام کرده و از این طریق با معجونی مواجه میشویم که در آن هم درباره معتادان و نقش ساقی داستانی وجود دارد و هم درباره خالی کردن خانهها برای ایجاد رابطه صحبت میشود. و هم مهاجرت بیان شده و هم روحانیون به شکل فریبندهای درمیآیند!
مصطفی کیایی به سطحیترین شکل ممکن، ایده قابل توجه مارتین مک دونا در فیلمی چون «هفت روان پریش» را که در آن نویسندهای برای نگارش فیلمنامه به دنبال ایدهای است و از طریق تخیل وارد برزخی از داستانها میشود را در فیلم خود مورد سوءاستفاده قرار میدهد و چنان دستمالی شده و مضحکانه با ایده برخورد میکند که بخش اعظمی از فیلم درباره حریمهای خصوصی و مسائل جنسی میشود. در این میان باز هم باید جملات و بازیهای عذابآور محسن کیایی را تحمل کرد که در این فیلم تعصبی هم به جنیفر لوپز دارد و دختر معتادی را به خانه برای ترک میآورد. فیلم «بارکد» به ظاهر واگویههای تخیل کاراکتری با نام حامد با بازی نچسب بهرام رادان برای رئیس کارخانهای است و فیلمساز از این فرصت استفاده کرده و هر نوع رابطه مشروع، اکشن و خانوادگی را از طریق داستانهایی ساختگی به خورد مخاطب میدهد، روایاتی که چنان پراکنده از هم است که نمیتوان راهی برای همسوییشان یافت. نمونههای بسیاری از هرزگیهای منعکسشده در فیلم «بارکد» میتوان عنوان کرد، چرا که کلیت فیلم بر این مبنا بنا شده است. برای مثال در بخشی از فیلم شاهد هستیم که حامد، نامزدش را برای اخاذی از پسری پولدار به خانهاش میفرستد تا نسخه داخلی فیلم وقیحانه «پیشنهاد بیشرمانه» در جشنوارهای که عنوان فجر دارد، شکل یابد. یا در بخشی دیگر از فیلم حامد و میلاد نقشهای برای ورود به خانه دختران فشن میکشند. و این داستانها ادامه داشته و متاسفانه این گونه فیلمها با هیاهوی بسیار در اکران هم همراه با توجهات بسیاری خواهد بود که جریان یافتن این گونه رسواییها به دلیل عدم نظارت در تولید رقم میخورد.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
آقای اسماعیل دوست این دومین نقدی هست که از شما روی فیلم های مصطفی کیایی می خونم. متاسفانه توی نقد قبلی تون هم به جای نقد و تحلیل فیلم بیشتر به ارائه نظرات کاملا شخصی خودتون پرداخته بودین. شما بیا نقد کن، فیلم رو به لحاظ فنی و ساختار و همینطور محتوا بررسی کن و برای گیر دادن هات دلیل بیار. اما اینجوری نوشته ات شده یک مشت عصبانیت بی دلیل با یک مشت نظرات شخصی. من دیگه اصلا نوشته های شما رو نمی خونم تا زمانی که بشنوم رعایت اعتدال و انصاف رو می کنید.
واقعا این نقد بود؟ بیشتر توهین و ناسزا بود. به نظرم اگر یک نفر تو سینمای حال حاضر ایران تکلیفش با خودش و بقیه روشنه همین مصطفی کیایی هست که داره فیلم تماشاگرپسند آبرومند می سازه. مگر ما چند تا فیلمساز داریم که بتونند مردم به سالن های سینما بکشونن که دارین اینجوری بهشون حمله می کنین؟ نقد باید منصفانه باشه نه توهین و افترا و یک سری جملات بی ادبانه جهت خوشامد یک گروه خاص.