عزیزم کجایی؟!

یادداشت های جشنواره

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۹:۳۲


که چی؟ این پرسش دو واژه‌ای، اولین چیزی بود که بعد از تماشای آخرین لحظات فیلم در برخورد قایق به لبه‌ی صخره‌ها به ذهن خطور می‌کرد. فیلم گرچه ارجاعات مشهود به فیلم‌های تحسین‌شده‌ی پیشین شهبازی، مخصوصاً «نفس عمیق» دارد، اما متأسفانه کم ترین نسبت را در عمق با آنها برقرار می‌سازد. نگاه نهیلیستی حاکم بر «نفس عمیق» و فضای اگزیستانسیالیتی «دربند» و موقعیت ناتورالیستی «عیار 14» کجا و این همه تشتت و آشفتگی و بی‌منطقی در مالاریا کجا؟ بله... متوجه تأکید فیلمساز بر عنصر موبایل - چه در بُعد ارتباطات مکالمه‌ای‌اش و چه مخصوصاً در بُعد تصویربرداری‌اش - هستم و می‌توان از نماهایی همچون پنهان شدن دخترک در ساز شکسته‌ی پسر نوازنده و آن نماهای نقطه نظر، موتیف‌ها و معانی و تأویل‌ها و ارتباط‌هایی را استخراج کرد، ولی اینها همه در برابر ناموزونی و پراکنده‌نمایی و تکرار نمودهای مستعمل متن رنگ می‌بازد و حتی بیش‌تر به نوعی جلوه‌های ازقاب‌خارج‌شده شباهت پیدا می‌کند.

دختر و پسر جوان این فیلم نیز همچون کامران و منصور «نفس عمیق» از خانه بیرون می‌زنند تا راهی برای گریز بیابند، اما هرچقدر انگیزه‌ی جوانان «نفس عمیق» به رغم خودداری فیلمساز از مستقیم‌گویی، قابل‌درک بود، اینجا برعکس، با وجود پرگویی درباره‌ی وضع بد زندگی دختر در نزد خانواده‌اش، همچنان بلاتکلیف و تصنعی است. چنین وضعی، وقتی به نکته‌های بی‌ربطی همچون شب شادی مردم برای توافق هسته‌ای می ­رسد و با شعارهای وحشتناکی که در برخورد با آن خبرنگار سمج صداوسیما داده می‌شود و یا آذرخش در بانک در مقایسه بین هنرمند و قصاب به زبان آورده می‌شود، بدتر و بدتر می‌شود. به همین بیفزایید قطب‌بندی‌های کلیشه‌ای را که در شمایل صاحبخانه ی بد، جوجه رنگ‌کن بد، والدین بد، رییس بد بانک و... شکل گرفته و مواجهه‌های پیچیده‌ی اجتماعی معاصر را در تقسیم‌بندی‌های قطبی ساده‌انگارانه خلاصه کرده است.

متأسفانه «مالاریا» حد خود را در مقام بیان صرف و ناهنرمندانه‌ی معضلات اجتماعی‌ای هم‌چون فقر هنرمندان جوان، عدم درک جوانان توسط والدین، رواج پلشتی در مناسبات اجتماعی، بیهوده‌گرایی در میان نسل جوان و... تنزل می‌دهد و بیش از این چیزی در چنته ندارد تا مطرح کند. فیلم هیچ تکیه‌گاهی (نه شخصیت‌پردازی، نه درام، نه روایت و نه منطق‌های سببیتی و...) برای خود باقی نگذاشته تا با استناد به آن بتواند سرپا بایستد. چشم می‌بندیم و از این فیلم در کارنامه‌ی شهبازی سریع می‌گذریم. فیلم‌های قبلی او چنان سرپا هستند که با یادآوری‌شان، همچنان چیزهایی برای فکر کردن داشته باشند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

پیام دانایی فرد
  •  9
  • |
  •  9
  • |

    فیلم خوبی بود اما نه به خوبی نفس عمیق و دربند.