یک جیمز باند هیجان انگیز اما بدون غافلگیری

پنج شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۱۲


يک فيلم جيمز باند "متوسط" را می توان با سه کلمه توصيف کرد: "رضايتبخش اما ناقص و پر از عیب و ایراد". اين توصیف تا يک جاهایی درست است، «اسپکتر» قالب را پر می کند. با وجود داستان های بسيار و حداقل 20 دقيقه زمان اضافی، اين فيلم شروع خیره کننده ای دارد، اما به سختی خود را تا نيمه های داستان می کشاند و سپس خود را برای پايانی هيجان انگيز احيا می کند. چهارمين (و احتمالاً آخرين) بازی دانيل کريگ در نقش مامور 077 ادامه فرايند "راه اندازی مجدد" است که در سال 2006 با ساخت «کازينو رويال» کليد خورد. برای نخستين بار، شاهد یک طرح جامع و گسترده (مستر پلان) تهیه کننده ها هستيم: آنها نه تنها باند (البته شخصيت اش) را برای يک عصر جديد لخت و دوباره احيا می کنند، بلکه با دقت زيادی تمام عناصر دنيای او را مجدداً معرفی می کنند. «اسپکتر» (مخفف سازمان ويژه ضد اطلاعات، تروريسم، انتقام و اخاذی)، سازمان مخفی تبهکاری که باندِ کانری را به ستوه آورد، قبل از اين که يک بار ديگر اينجا ظاهر شود به مدت بيش از 40 سال (بيشتر به دليل مسائل کپی رايت) غايب بود. در پايان «اسپکتر»، تقريباً تمام قطعات در جای خود قرار می گيرند تا تيم سازنده ی باند بتواند بازسازی کلاسيک های اوليه را شروع کند. آيا به زودی شاهد ساخت يک «دکتر نو»ی جديد خواهيم بود؟

«اسپکتر» سنتی ترين فيلم از مجموعه باندهای دانیل کريگ است. گرچه ابزارهایی که در آن به کار رفته اند کمی سبک تر هستند، اما از نظر موارد ديگر از جمله (برای اولين بار بعد از آخرين فيلم ناموفق برازنان) وجود عنبيه ی باز شونده کم و کاستی ندارد. با شروع فيلم، "اِم" و مانی پنی داخل دفتر هستند و کيو در آزمايشگاه است. 007 در مکزيکوسيتی مشغول تعقيب يک آدمکش خطرناک است. تحقيقاتش، که با یک اطلاعات محرمانه توسط رئيس سابقش تشويق می شود، او را به دنبال يک تهديد جهانی جديد می فرستند: رئيس سازمان اسپکتر فرانتس اوبرهاوزر است. اوبرهاوزر رابطه نزديکی با باند دارد و به فکر انتقام است. وقتی که يکی از مقامات جديد سازمان اطلاعات بريتانيا گروه ِام را منسوخ شده و ناکارآمد توصيف می کند، "سی" (اندرو اسکات، شخصيت مورياتری در «شرلوک»)، باند بايد با دو زن (مونيکا بلوچی و لئا سيدو) رابطه عاشقانه برقرار کند، با دستيار اول اوبرهاوزر، هِينکس، مبارزه کند و پرده از حقایق مربوط به اوبرهاوزر (که اصلاً طرفدارهای قديمی باند را غافلگير نمی کند) بردارد.

اگر «اسپکتر» نااميد کننده است، به دليل خيلی خوب بودن «اسکای فال» (2012)، جيمز باند قبلی (که آن هم توسط سام مندس کارگردانی شده بود)، است. در واقع، دو فيلم کريگ («اسکای فال» و «کازينو رويال») بعد از کناره گیری کانری بهترين فيلم های باند بوده اند. «اسپکتر» جايگاه متوسطی در میان فیلم های باند دارد. بخش عمده ای از صحنه های مربوط به لندن، که در آن اِم مشغول مبارزه با "سی" بر سر ارزش های مامورهای "قديمی" است، به فيلم متفاوتی تعلق دارند. اين بخش کاملاً اضافی و غیرضروری است و در وهله اول برای طولانی تر کردن يک فيلم پر از اغراق ساخته شده است. همچنين، ماجرای عاشقانه ی باند با دکتر مادلين سوان برای يک فيلم اکشن کمی کند پيش می رود.

هِينکس با بازی ديو باتيستای «نگهبانان کهکشان» (2014) اضافه ی دلپذيری به گالری دستياران تبهکار 007 است. گرچه به اندازه شخصيت های آدجاب يا جاوز به يادماندنی نيست، اما می تواند برَند و اعتبار خود را داشته باشد. صحنه مبارزه اش با باند در واگن قطار در حال حرکت يادآور مبارزه کانری با شخصيت گرانت رابرت شاو در «از روسيه با عشق» (1963) - شباهت ها بدون شک عمدی هستند - است. به عنوان مرد در سايه، کريستوف والتس بلا استفاده مانده است. رويکرد خونسرد و مودبانه ی وی تهديدآميز است اما به اندازه سيلوای «اسکای فال» وحشیانه نيست.

«اسپکتر» روند اخير تغيير شکل مردان زن پرست سريالی به يک قهرمان رومانتيک را ادامه می دهد. رابطه ی باند با مادلن دارای عمقی است که تنها دو بار در تاريخچه 53 ساله ی اين فيلم ها رُخ داده است («در سرويس مخفی ملکه» و «کازينو رويال») و نشان می دهد که تهیه کننده ها می دانند که مفهوم يک "تعلق خاطر"ی که منجر به یک رابطه ی عاشقانه شود بايد از آنچه قبلاً بوده متحول شود. اگرچه لئا سيدو بخش عمده زمان بازی زن های روی پرده اين فيلم را در اختيار دارد، اما نقش کوتاه مونيکا بلوچی به عنوان همسر مردی که توسط باند کشته شده است به او اجازه می دهد تا به اولين پنجاه و چندمين "دختر باند" تبديل شود (تصور کنيد که خانم مانی پنی، لوئيس مکسول، را نشمرده باشيم).

از نظر آتش بازی، صحنه های مبارزه و بدلکاری «اسپکتر» از تمام کارهای انجام شده در «اسکای فال» پيشی می گيرد و به خوبی نظر سام مندس مبنی بر اين که اتفاقات در دنباله ی يک فيلم بايد تماشایی تر باشند را محقق می کند. گرچه فيلم به ارتفاعات ابزورد فرانشيزهای اکشن رقيب مانند «سريع و خشن» و «ماموريت غيرممکن»  نمی رسد اما در آن لحظاتی وجود دارند که به آنها نزديک می شود. توماس نيومنِ آهنگساز ثابت می کند که در مقايسه با ديويد آرنولد، که آهنگ پنج تا از هفت فيلم اخير جيمز باند را ساخته است، جانشين بهتری برای جان بری است. در مقايسه با آرنولد او در درهم تنيدن تِم مونتی نورمن در کارش مشتاق تر و تواناتر است (با اين حال، ترانه ی سام اسميت اثر فاخری نيست و گام رو به عقب بزرگی است بعد از ساخت آهنگ «اسکای فال» با صدای آدل).

يکی از نکات جالب «اسپکتر» اين است که چگونه می تواند به سئوال موسوم به بلوفلد پاسخ دهد. با توجه به اين که ارنست استاورو بلوفلدِ «اسپکتر» شماره 1 بود و رقيب سرسخت و دشمن باند در طول دوران کانری بود، عجيب به نظر می رسد که هيچ اشاره ای به او در هيچ يک از اخبار مربوط به «اسپکتر» نشده است. اما خيالتان راحت، فيلم به او اشاره می کند. نمی خواهم درباره موضوعات خاص بحث کنم يا حدس بزنم که آيا بيننده ها از تماشای نحوه ی برخورد با او خرسند می شوند يا خير، اما مندس و فيلمنامه نويس اين شخصيت را از ياد نبرده اند.

"جيمز باند بازخواهد گشت." اين عبارت مثل تمام فيلم های ديگر جيمز باند در تيتراژ پايانی ديده می شود. اگرچه «اسپکتر» بهترين فيلم 007 نيست، اما چيزی در آن وجود ندارد که به اين فيلم قابل احترام آسيب جدی وارد کند. در اين فيلم تمام اجزای لازم برای کسب موفقیت در گيشه وجود دارند و نوعی از اکشن ولتاژ بالا را نشان می دهد که فيلم بين های امروزی عاشقش هستند. در پايان، اين باند سرسخت عدالت را در خصوص ميراث طولانی اين شخصيت اجرا می کند و در عين حال توجه زيادی به آنچه تحت نظارت دانيل کريگ صورت گرفته است مبذول می کند.


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

بابک نیک طلب
  •  4
  • |
  •  3
  • |

    فیلم نیاز به یک داستان قوی تر و جون دارتری داشت تا فیلم درجه یکی بشه. ولی با این وجود باز هم تماشاییه. کریگ هم الحق خودِ جیمز باند پدرسوخته ست.

    بردیا زمانی
    •  4
    • |
    •  4
    • |

      همه چیز فیلم خوب الا این شخصیت منفی فیلم که مثلا قرار بود خیلی مخوف و ترسناک باشه. با و جود بازی خیلی خوب کریستوفر والتس اصلا مرعوب کننده نیست. فکر کنم همین نقطه ضعف و نکته منفی فیلم هست.

      Pedram
      • Pedram
      • .
      • ۱۳۹۴/۱۲/۳ ساعت ۲:۲
      •  3
      • |
      •  5
      • |

        معمولا توی همه جیمزباندهای جدید یک فصل افتتاحیه ی نفس گیر و فوق العاده دارند. کازینو رویال و اسکای فال رو به یاد بیارید که چقدر عالی شروع میشن. اما اسپکتر پس از اون حسابی افت می کنه و می افته به روده درازی. اگر دانیل کریگ رو ازیش بگیری هیچی نداره.

        پیام دانایی فرد
        •  0
        • |
        •  6
        • |

          سکانس افتتاحیه ی فیلم فوق العاده ست. اکشن ترین اکشنی که تا حالا دیدم. با یک هلیکوپتر آدم رو سکته میدن! دم جیم باند و دانیل کریگ گرم.