آرامش قبل از طوفان

چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۴۱


بدون شک طرفداران فیلم این گونه استدلال خواهند کرد که دو قسمتی کردن آخرین رمان سوزان کالینز در فیلم «زاغ مقلد» از مجموعه فیلم‌های «مسابقات گرسنگی» اقدام درست و بجایی بوده است. تردیدی نیست که کِش دادن فیلم به بیش از چهار ساعت امکان اقتباس کامل‌تری از کتاب را فراهم می‌کند، اما فیلم‌ها با کتاب‌ها فرق دارند و این گشاده‌دستی به فحوای روایت لطمه می‌زند و ریتم و ضرباهنگ کندی به آن می‌دهد. هیچ یک از این معایب مهلک نیستند اما «زاغ مقلد - قسمت 1» قطعا ضعیف‌ترین قسمت در میان سه فیلم «مسابقات گرسنگی» است که تا کنون راهی پرده های سینما شده اند (مثل آنچه در مورد همه فیلم‌های چند قسمتی اتفاق می‌افتد، ممکن است نظر کلی من زمانی که کل کار حاضر باشد و بتوان به یک باره آن را دید تغییر کند).

«زاغ مقلد – قسمت 1» تاریک ترین و سیاه‌ترین فصل حماسه ی «مسابقات گرسنگی» است – که از بسیاری از جهات از حال‌و‌هوای اکشن / ماجراجویانه دو بخش قبلی، یعنی «مسابقات گرسنگی» (2012) و «اشتعال» (2013) دور افتاده است. دقت و حوصله ی بیشتری در روند فیلم دیده می‌شود اما این حوصله به خرج دادنِ فیلمساز به معنای طول و تفصیل دادن داستان فیلم است. آنچه در «زاغ مقلد - قسمت 1» خبری در آن نیست یک داستان جاندار و پرمایه است. دو فیلم گذشته به کش و قوس‌های داستانیِ گیرا و جذاب و خوش‌ساختی شاخص بودند،‌ اما «زاغ مقلد – قسمت 1» پرسه‌ای بی‌هدف است. بیشتر زمان فیلم به چینش عناصر اختصاص داده شده است و فیلم در انتها در واقع پایان نمی‌یابد بلکه متوقف می‌شود.

«زاغ مقلد -قسمت 1» به فاصله کوتاهی بعد از اتمام «اشتعال» ساخته شده است، که در آن دیدیم کتنیس و فینیک با کمک گروهی شورشی از آخرین مسابقات جان سالم به در بردند و معلوم شد که منطقه‌ای که خانه کتنیس در آن قرار دارد توسط بمب‌افکن‌های پرزیدنت اسنو با خاک یکسان شده‌ است. او حالا مصیبت‌زده از تنش‌های بعد از این حوادث و نگران از این که یار و همراهش، پیتا زنده است یا نه، کاملاً بی‌روح و ساکت مانده است. آوارگان منطقه 12، از جمله خانواده کتنیس و دوستان قدیمی‌اش، اِفی و همیش در پناهگاه نظامی سری منطقه 13 به سر می‌برند، که تحت اداره پرزیدنت آلما کوین و معاونش پولتارک هونزبی قرار دارد. پرزیدنت کوین قصد دارد از کتنیس برای مقاصد تبلیغاتی استفاده کند – نام «زاغ مقلد» را بر او می‌گذارد و او را محوری برای شورش در سراسر منطقه تبدیل می‌کند. کتنیس در ازای پذیرفتن این نقش امتیازاتی را طلب می‌کند،‌ که مهم ترین آنها درخواست نجات و بخشش پیتا است، که حالا زنده است و در برنامه‌هایی به طرفداری از کپتول دیده می‌شود. پرزیدنت کوین می‌پذیرد و کتنیس به رهبر شورشی ها تبدیل می‌شود. او در این نقش است که مستقیماً می‌بیند که پرزیدنت اسنو تا چه حد می‌تواند بی‌رحم باشد.

این اولین باری است که فیلم «مسابقات گرسنگی» از سرگیری جنگ تن به تن تا مرگ را روایت نمی‌کند. فیلم «زاغ مقلد - قسمت 1» بیشتر شخصیت محور است و تمرکز آن بر عواقب شورش علیه رژیمی دیکتاتوری است. یکی از نکات مثبت فیلم این است که مسائل را تعدیل نمی‌کند و آنها را تخفیف نمی‌دهد. هیچ "هورا کشیدن و کف زدنی" در فیلم دیده نمی‌شود. این فیلم به اندازه فیلم‌هایی که تنها برای افراد بالای 13 سال مناسب هستند خشن و بی‌پرده است؛ می‌توان تیرگی فضای آن را با فضای «جنگ ستارگان: امپراطوری حمله را پاسخ می‌دهد» (اروین کرشنر-1980) مقایسه کرد. زمانی که فیلم به پایان هیجان انگیز خود می‌رسد، حسی از درماندگی و ناکامی به خاطر وقفه‌ ی اجباری 12 ماهه‌ای تا روایت شدن بقیه ی داستان ایجاد می‌شود (به همین دلیل، وسوسه می‌شوم که توصیه کنم «زاغ مقلد – قسمت 1» را در سینما نبینید و تماشای آن را به بعد از منتشر شدن «زاغ مقلد -قسمت 2» در شبکه ویدئویی محول کنید).

جنیفر لارنس (که کلاه‌گیسی به بدی کلاه‌گیس‌های دهه ی 1980 ویلیام شانتر بر سر دارد) کتنیس را به سمت و سوی تاز‌ه‌ای هدایت می‌کند و شخصیتی در هم شکسته و در تعارض و ستیز درونی را به نمایش می‌گذارد. سایر چهره‌ های آشنا نیز برگشته‌اند، هرچند برخی، مانند اِفی با بازی الیزابت بنکس و همیش با بازی وودی هارلسون آرام‌تر شده‌اند. جفری رایت بار دیگر نقش بیتیِ روشنفکر را بازی می‌کند؛ صحنه‌ای وجود دارد که در آن شخصیت "کیو"ی سریال‌های جیمز باند را تجلیل می‌کند. شخصیت‌های جدید عبارتند از: جولین مور در نقش آلما کوین، رهبر منطقه 13 که دلش می‌خواهد پرزیدنت کل پانم باشد و ناتالی دورمر، شخصیت سریال «بازی تاج و تخت در نقش کرسیدا، که کارگردانِ فیلم‌های تبلیغاتیِ متمرکز شده بر کتنیس است.

با وجود تیرگی حاکم بر تمام جوانب داستان، مجال اندکی به شکل گرفتن مثلث عشقی میان کتنیس، پیتا و گیل هاثورن با بازی لیام همزورث داده شده است. بوسه‌ای که میان کتنیس و گیل رد و بدل می‌شود هیچ نمود احساسی و عاطفی ندارد و فاصله بدنی که میان کتنیس و پیتا وجود دارد یک نقص و ایراد به نظر می رسد. ماجراهای عاشقانه همیشه کمترین جایگاه را در «مسابقات گرسنگی» داشته‌اند (و به نظر می‌رسد به خاطر انتظار خوانندگان این ژانر به کتاب زورچپان شده‌اند)؛ با اغماض می‌توان گفت که این مسئله به کلیتِ فیلم گزندی وارد نکرده است. بیشتر حرکت/حرکت متقابل بازی‌های بین کپتول و شورشیان است که ریسک فیلم را بالا برده است. تا اواخر فیلم تعلیق چندانی وجود ندارد.

قبل از اکران شدن قسمت دوم این فیلم، نمره نهایی دادن به «زاغ مقلد – قسمت 1» کار دشواری است. اگر آن را فیلمی مستقل و متکی بر خود در نظر بگیریم، فیلم ارزشمندی، به ویژه برای طرفداران‌ خود، است. داستان پیش می‌رود، شخصیت‌ها پرداخته می‌شوند و برخی عناصر جسورانه و شهامت‌طلبانه مطرح می‌شوند. اما در مفهوم سنتی و عرفی، به هیچ وجه فیلم کاملی نیست. در نتیجه، قسمت دوم است که تعیین خواهد کرد که آیا این «زاغ مقلد» پرواز خواهد کرد و اوج خواهد گرفت یا با با سر به زمین خواهد خورد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اشکان آتشکار
  •  13
  • |
  •  12
  • |

    به نظرم چون قسمت ماقبل پایانی هست رفته سراغ شخصیت ها و در قسمت پایانی اوج اکشن و نبرد رو خواهیم دید. من هم انتظار اکشن بیشتری داشتم اما بعدش که فکر کردم دیدم اینجوری منطقی تره.

    بیژن شعبان پور
    •  10
    • |
    •  14
    • |

      به نظر من که پیش درآمد خوبی برای قسمت پایانی مسابقات گرسنگی هست. لارنس هم مثل همیشه عالیه.