- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : سارا جوادی
بسياری از فيلمها (به خصوص دنباله هایی که برای فيلمهای دنباله دار قديمی ساخته میشوند) به درجات مختلف روی احساس نوستالژی تماشاگران سرمايه گذاری میکنند. با وجود اين، تعداد اندکی از فيلمها به اندازه «فيلم پینات ها»، نخستين اثر سينمایی از مجموعه «چارلی براون و دوستان» بعد از اکران «سفر بخير، چارلی براون» در دهه 1980، روی نوستالژی تا اين حد تکيه کرده اند. به مدد برنامه های تلويزيونی حاضر در همه جا امروزه کودکان خيلی خوب با دار و دسته ی "پینات ها" آشنا هستند، ولو اين که آخرين کميک استريپ اورژينال روزنامه ای اين مجموعه در فوريه 2000 (يک روز بعد از مرگ خالق اين اثر، چارلز اِم. شولتز) منتشر شد. هنوز هم، به نظرم مخاطب اصلی «فيلم پینات ها» افراد بزرگسالی هستند که با اين شخصيتها بزرگ شدهاند. سن بپینات ها حدود 65 سال است بنابراين تعداد بسيار زيادی از آمريکاییها خاطراتی با آن دارند. برای ساخت آخرين فصل از اين مجموعه، سازنده ها (شامل پسر و نوه ی شولتز، که در نوشتن فيلمنامه همکاری کرده است) تلاش زيادی کردهاند تا با طرفدارهای قديمیتر فيلم غريبه نشوند.
تنها استفاده ی «فيلم پینات ها» از انيميشن مدرن اين است که از تصاوير کامپيوتری به جای طراحیهای دستی و سنتی استفاده کرده است (تکنيک سه ُبعدی اشتباه سهمگينی است- اين کار غيرضروری است و گهگاه باعث پرت شدن حواس بيننده میشود). با اين حال، نگاه کلی نشان دهنده ی کارهای شولتز و برنامه های تلويزيونی با پيش زمينه های ايستا و ظاهری پرداخت نشده و "ناقص" است. هنگام تماشای سکانسهای با دست طراحی شده شاهد فلاش بکها و سکانسهای خيالی هستيم. گرچه موسيقی فيلم توسط کريستوف بِک ساخته شده و موسيقی جديدی است، اما تا دلتان بخواهد از موسيقی اوليه و اورژینال وينس گوارالدی استفاده شده است، به خصوص از «لينوس و لوسی» (که برای خيلیها به عنوان "تم پینات ها" معروف است)، که سه بار در طول تماشای «فيلم پینات ها» شنيده میشود. تا جایی که فيلم دارای خط داستانی است، درباره شيفتگی چارلی به دخترک موقرمز و در نتيجه درسهایی که او درباره ارزش خود میآموزد است. در واقع، گرچه «فيلم پینات ها» تنها بهانه ای برای ورق زدن 50 سال کارتونهای شولتز است، اما
در فيلم اشارههایی هم به معروفترين برنامه های تلويزيونی از جمله کدوتنبل بزرگ، سرايندههایی که آهنگ "زمان کريسمس اينجاست" گوارالدی را میخوانند و نيز اشاره ای به محدوديتهای آشپزی چارلی براون ديده میشود. چارلی با بيسبال و بادبادک هوا کردن مشکلاتی دارد. لوسی هنوز هم به خاطر بازی با روانپزشک جريمه میشود. در يک صحنه، اسنوپی در قالب شخصيت جو کول فرو میرود. در بسياری از سکانسهای فانتزی، او به ستاره ی جنگ جهانی اول در مبارزه با بارون سرخ تبديل میشود. اين فيلم حتی برای افرادی که خيلی کم پینات ها را در طی سالیان اخیر ديدهاند چيزی شبيه به بازگشت به خانه است. آيا اين بد است؟ خير، اما بيشتر شبيه سفری به درون حافظه است تا تماشای يک چيز بکر و جديد.
دوبله ی اين فيلم بسيار دقيق و حساب شده است - هيچکدام از بازيگران نوجوان پیش از اين چنین نقشهایی را بازی نکردهاند و بسياری از آنها هم تجربه حرفه ای بسيار محدودی دارند. آنها همانطور که انتظار میرفت عالی هستند. «فيلم پینات ها» فاقد صداهای مشهور و شناخته شده است چون نيازی به آنها ندارد. حتی يک يادآوری مشهور میتوانست تعادل همه چيز را به هم بزند و توليد کننده ها به خوبی به اين امر واقف بوده اند. اين فيلم با بی پروایی درباره ی مخلوقات شولتز است. از اينها گذشته کدام ستاره از چارلی براون بزرگتر است؟ (در حاشيه بايد بگويم که بيل ملندزِ مرحوم، که صدای اسنوپی و ووداستاک را در برنامه های تلويزيونی و فيلمهای قبل از سال 1966 تقليد میکرد، از طريق صداهای آرشيوی کار مشابهی را در اين فيلم انجام میدهد).
اغلب گفته میشود که فيلمهای انيميشنی که برای خانواده ها ساخته میشود آنگاه که در دو سطح عمل میکنند موفق میشوند- يکی در سطح کودکان و ديگری درگير کردن بزرگترها. «فيلم پینات ها» با تمام شخصيتهايش و انزوای معصومانه اش از بدبينیهای مدرن شايد يک استثنا باشد. برای بچه ها، منبع لذت و شادی با ديدن شخصيتهای آشنا و ترفندهای جالب آنها شروع میشود. برای بزرگترها، نه حرفهای دوپهلو («شرک») يا غافلگيریهای عميق («داستان اسباب بازی» و «وال-ای») بلکه تحريک خاطرات خوش دوران گذشته خوشايند است. و اين بدان معنا است که همه از تماشای «فيلم پینات ها» بنا بر دلايل مشابه و بدون توجه به سن و سال شان لذت میبرند.
دیدگاه ها
وااای، این فیلم خیلی بامزه ست. من خیلی دوست داشتم.
من عاشق اسنوپی و چارلی ام.
این شکل انیمیشن ها رو دوست دارم.