- نویسنده : دنیس هاروی
- |
- ترجمه : مونا محمودزاده
- |
- منبع : ورایتی
«نارنگی ها» ساخته نويسنده و کارگردان گرجستانی، زازا اوروشادزه که نزاعی منطقه ای در آبخازيا در سال 1992 را دستمايه خود قرار داده است، بيانيه ای کوچک، تلخ و قابل دسترس در مذمت و نکوهش جنگ است. فيلم، ماجرای یک روستایی سالخورده را نقل می کند که حاضر به فرار از خانه اش نمی شود و در عوض از دو سرباز زخمی از دو جبهه مخالف ميزبانی و پرستاری می کند. اين مينياتورِ هم کمدی و هم جدی، با تصويربرداری زيبای رين کاتوف، موفق به دريافت جایزه ی برگزیده تماشاگران و يک جايزه ی کارگردانی از جشنواره فيلم ورشو در سال گذشته گرديد و بدون شک به موفقيت های بيشتری در مسير فروش جهانی اش دست خواهد يافت. شايد بتوان به فروش بهتر اين فيلم از طريق افزايش ناگهانی توجه ها به موقعيت آن، که تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، کمک کرد: فاصله شمالی ترين نقطه آبخازيا تا ميزبان المپيک زمستانی 2013، شهر سوچی روسيه، کمتر از 5 مايل است، اما از زمانی که مرزهای اين منطقه مورد مناقشه بسته شده اند اين فاصله به اندازه 5000 مايل به نظر می رسد.هنگامی که بعد از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی نزاع قومی/مليتی در منطقه درگرفت، شمار بسيار زيادی از اهالی محلی با اصل و نسب استونيایی تحت فشار زيادی قرار گرفتند و مجبور به ترک سرزمين آبا و اجدادی خود شدند. اما در اين ميان ايووی نجار/پدربزرگ، پيرمرد يکدنده ای است که خانه اش را ترک نمی کند تا به همسايه اش مارگوس (با بازی المو نوگانن) در برداشت محصول سالانه نارنگی کمک کند. ديری نمی گذرد که انتظارشان به پايان می رسد و متوجه رسيدن دامنه ی جنگ به روستايشان می شوند- درست جلوی درب خانه ايوو نبرد مسلحانه ای بين نيروهای گرجستانی و نيروهای شمال قفقازی مورد حمايت روسيه در می گيرد که چند کشته بر جای می گذارد.
برای جلوگيری از افزایش خشونت و انتقام جویی، اين دو مرد قربانی ها را دفن کرده و خودروهای شان را پنهان می کنند. اما برای کنترل دشمنی میان دو سرباز مجروح، که از مهلکه جان سالم به در برده اند و مستقيماً به خانه ايوو آورده شده اند، يعنی احمد و نيکا، کار بسيار سختی در پيش دارند. احمد، مزدور چچنی، به خصوص مشتاق است که برای گرفتن انتقام همرزمان خود نيکای گرجی را بکشد- حداقل بعد از اين که هر دو سرپا شدند. اما مدت طولانی همزيستی اجباری در دوران بهبودی اثرات انسانی زيادی بر آن دو می گذارد. گرچه بازيگران فيلم نمی توانند مانع از خرابی های روزافزون بيرون از خانه شوند، اما به تدريج به هم وابسته می شوند به طوری که روابطشان تمام مرزهای جغرافيایی، قومی ومذهبی را در می نوردد.
«نارنگی ها»، تحت تأثير بازی پرنشاط و شوخ طبعانه ی اولفساک، با تقريباً پنج دهه تجربه ی بازيگری، به طرزی ماهرانه بين شوخی و جدی تعادل ايجاد می کند، ظرافت فيلم محصول کار تمام بازيگرها و طراحی ها است. اين فيلم، که در غرب گرجستان در منطقه ای به نام گوريا با چشم اندازهای فوق العاده زيبا، فيلمبرداری شده بيشتر بر بی فايده بودن خونريزی های سازمان يافته در بستر بزرگ تری از بخشايندگی طبيعت تاکيد دارد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...