رنج‌ زنان در یک فرهنگ مردسالار

جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱:۱۲

  • نویسنده : آلیسا سایمون
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : ورایتی

نخستین فیلم بلند وحید جلیلوند در مقام کارگردان، سه داستان به سبک داستان‌های او. هنری با نتایجی درهم‌آمیخته را در تهران معاصر درهم تنیده است. بازی درخشان نیکی کریمی در اپیزود اول، و در ادامه بازی خوب سحر احمدپور در اپیزود دوم، حکایت‌های پریشانی و اندوه آن‌ها را برفراز ملودرامی کمیاب نمایان می‌کند. اما داستان سوم خام و اجباری اتفاق می‌افتد. این فیلم با نظر مثبت تعدادی از منتقدان و دریافت جایزه برتر جشنواره فیلم ریکیاویک، پس از این بیشتر در جشنواره‌ها دیده خواهد شد.

یک آگهی غیرمعمول با وعده ی کمک مالی 30 میلیون تومانی برای فردی نیازمند، صبح چهارشنبه صف طولانی از مردم نیازمند را مقابل دفتری در قسمت اعیان‌نشین شهر تهران جمع کرده است. پلیس تلاش می‌کند، پیش از دور کردن جلال (فرد صاحب آگهی) با بازی امیرآقایی، جمعیت را متفرق کند. در این صحنه از حضور جمعیت نیازمند که افراد معلول و واقعاً پریشان در میان آنها دیده می‌شوند، فیلم شکل و شمایلی تقریبًا شبیه به فیلم‌های مستند پیدا می‌کند.

در همین حین، لیلا با نقش‌آفرینی نیکی کریمی دورتر از جمعیت ایستاده و پیش از این که با عجله به سمت کشتارگاه محل کار خود برود، با اندوه نظاره‌گر ماجراست. همسر لیلا با بازی وحید جلیلوند مردی معلول است که نیاز به مراقبت دائمی دارد، اما در عین حال با یک عمل جراحی گران قیمت می‌تواند دوباره روی پای خود بایستد. پس از یک سری اتفاقات در فیلم مشخص می‌شود که جلال زمانی نامزد لیلا بوده و پس از این که فرصت یافته از روستای محل زندگی شان خارج شود، لیلا را ترک کرده است. او به لیلا پیشنهاد کمک می‌کند، اما علی همسر لیلا کمک او را نمی‌پذیرد. فیلمبردار کهنه‌کار سینمای ایران مرتضی پورصمدی برای نشان دادن حس انزوا و تک افتادگی شخصیت‌های لیلا و علی، از کامپوزیشن‌ها و قاب‌بندی‌های تنگ از درون پنجره‌ها و درهای خانه استفاده کرده است.

در این فیلم زن دیگری نیز وجود دارد که به اندازه ی لیلا نیازمند کمکی است که وعده ی آن در آگهی داده شده است. ستاره با بازی سحر احمدپور دختر یتیمی است که با خاله‌ی سخت‌گیرش (آفرین عبیسی) و پسر خاله‌ای که به او علاقه‌مند است (برزو ارجمند)، زندگی می‌کند. ستاره پنهانی و بدون اطلاع خانواده با پسری به نام مرتضی (میلاد یزدانی) ازدواج کرده و از او باردار است. مرتضی پیش از ازدواج پنهانی بارها ستاره را خواستگاری کرده، اما هر بار با مخالفت خاله ی او مواجه شده بود. هنگامی ماجرای ازدواج آنها علنی می‌شود، مرتضی در یک درگیری بینی پسرخاله ستاره را می‌شکند و برای این کار به زندان می‌افتد. حاله دو راه پیش روی ستاره است یا پول دیه پسرخاله‌اش را جور کرده و شوهرش را آزاد کند، یا به اجبار از او جدا شود.

اپیزود سوم فیلم جایی است که داستان جلال روایت می‌شود، این که او این همه پول را از کجا آورده و چرا می‌خواهد این پول‌ها را بذل و بخشش کند، هر چند که هیچگاه توضیحی قانع‌کننده برای شیوه‌ای که او برگزیده تا افراد نیازمند را پیدا کند، به تماشاگر ارائه نمی‌شود. در این اپیزود، بر خلاف دو اپیزود اول که شاهد حضور زنانی از طبقه فرودست جامعه بودیم که برای نجات شوهرانشان تلاش می‌کردند، همسر جلال (کتانه افشاری‌نژاد) را می‌بینیم که تردیدی برای ابراز نارضایتی به خود راه نمی‌دهد. مونولوگ همراه با خشم او کار خیر جلال را از زاویه‌ای متفاوت در معرض دید قرار می‌دهد.

فیلمنامه «چهارشنبه 19 اردیبهشت» که به قلم وحید جلیلوند، علی زرنگار و حسین مهکام نوشته شده است، به عنوان یک نقد اجتماعی پرسش‌های جالبی درباره نیکوکاری‌های گمراه کننده مطرح کرده و رنج‌ زنان در یک فرهنگ مردسالار را نمایان می‌کند.
منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...