- نویسنده : لئونارد نوروویتز
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
داستان مجموعه تلویزیونی «پشت برج سفید» درباره 2 پزشک است
که دارای خصوصیات اخلاقی متفاوتی هستند. طرح اصلی سریال بر اساس کشمکش میان قدرت و
احساس درون برج سفید که در حقیقت بیمارستان دانشگاه میونگیم است بنا شده است.
«پشت برج سفید» درامی واقع گرا و صادقانه درباره مردم و موقعیت هایی است که در آن گرفتار می آیند و تماشاگر را در مواقع مختلف غرق در شخصیت ها و خصوصیات اخلاقی خاص آنها می کنند. حقیقت این است که با این که نیمی یا بیشتر بازیگران این سریال در اکثر مواقع با روپوش سفید و بعضا ماسک جراحی بر صورتشان در حال رفت و آمدند اما پس از پایان یافتن قسمت اول، تماشاگر به راحتی می تواند شخصیت ها را در حالی که همه یک شکل لباس پوشیده اند از هم تمیز دهد و این به راستی هنر کارگردانی است. کارگردانی آن بسیار با آن چیزی که ما سابق بر این در سایر سریال های کره ای شاهد بودیم متفاوت است و او توانسته اثری واقع گراتر (نسبت به آن حجم زیاد احساسات گرایی که در سریال های کره ای دیده ایم) خلق کند و به نوعی می توان اینگونه بیان کرد که «پشت برج سفید» را بیش از آنکه بتوان به عنوان سریال کره ای در نظر گرفت، می بایست هر قسمت آن را به مثابه فیلمی سینمایی پنداشت و به آسانی می توان تمامی مولفه هایی که خاص سینمای نوین کره جنوبی است، که پس از سال 1999 و با وجود آمدنش نظر جهانیان را به سوی خود جلب کرد، به گستردگی در جای جای این مجموعه یافت؛ مولفه هایی از جمله نماهای بسیار کوتاه، کات های سریع و غافلگیرکننده، بهره گیری بیش از حد معمول از نماهای نزدیک و در نتیجه ی آن مشمولیت بخش عظیمی از بازی بازیگران در این نماها، روایت غریب و در عین حال جذاب داستان که در پاره ای مواقع این کشش روایت است که بیننده را میخکوب می کند تا روند پیشروی اتفاقات داستان و در نهایت موسیقی آن که از خواص موسیقی سنتی کره ای فاصله گرفته و به گونه ای است که اکر موسیقی هایی که به گوش می رسد جنبه ای ارکسترگونه دارند.
در چهار قسمت نخست این مجموعه خبری از فلاش بک و دیدارها و
اتفاقات تصادفی نیست و داستان مستقیم و سرراست پیش می رود اما در قسمت پنجم روایتی
خلاقانه و دراماتیک به تصویر کشیده می شود. تمرکز اصلی این قسمت روی پیوند زدن
همزمان سه عضو بدن قرار دارد.
پیوند زدن تنها یک عضو بدن آدی به خودیِ خود و به اندازه کافی عملی پیچیده و دشوار است، حال آن که کارگردان تصمیم می گیرد 2 گروه از انسان ها در اتاق عمل را با بهره گیری از کات های مداوم و پی در پی روایت کند و نتیجه ی آن بسیار جذاب از کار درمی آید. زیبایی هنر آن است که زمانی است که ما پیش از عمل، اطلاعات بسیار کمی از کسانی که تحت عمل پیوند قرار می گیرند داریم و هر آنچه می دانیم از طریق صحبت ها و بحث هایی است که در زمان عمل صورت می پذیرد. اما این صحبت ها صرفا به خاطر دادن اطلاعات و پیش بردن قصه نیست که در فیلمنامه گنجانده شده، بلکه قصد دارد با استفاده از این تکنیک، درامی پویا و پرتعلیق خلق کند که به راستی توانسته به خواسته ی خود جامعه عمل بپوشاند.
انگی که همیشه به سریال های کره ای زده می شود این است که مشحون از صحنه های عاطفی هستند و دائما سعی در به تصویر کشیدن شخصیت های بی نقص و اخلاق گرا دارند و این مورد به هیچ وجه در این مجموعه به چشم نمی خورد. شخصیت ها و موقعیت های آن بسیار در هم تنیده و پیچیده هستند و هرگز از انسان پاک آسمانی در آن خبری نیست و به سختی می توان آخر هر ماجرا را پیش بینی کرد.
در این سریال تعداد زیادی از بازیگران کهنه کار و باسابقه
تلویزیون و سینمای کره نقش آفرینی کرده اند. پان – سوک آن، در مقام کارگردان در
مورد انتخاب بازیگرهایش می گوید: "زمانی که من به سراغ گزینش بازیگرانم رفتم
بیش از هرچیز توانایی بازیگری آنها برایم اهمیت داشت تا فیزیک ظاهری شان، زیارا می
خواستم زمانی که تماشاگر بازیگر را می بیند به سرعت تحت تاثیر ظاهر آنها قرار
نگیرد و بتواند به راحتی با شخصیت ها و خصوصیات خاص هر یک از آنها ارتباط برقرار
کند. به نظر من بهترین بازیگران کسانی هستندکه نقش هایشان را باورپذیر ایفا کنند و
واقع گرایی مهم ترین چیزی است که من در جست و جویش هستم".
میونگ – مین کیم، نقش دکتر جانک را ایفا می کند که انسانی سرد مزاج و جاه طلب است و سعی می کند تا در دل رقبایش رعب و وحشت ایجاد کند. سون – گیون لی در نقش دو - یونگ چویی، صمیمی ترین دوست جانگ و احتمالا مهم ترین رقیب او هم به حساب می آید. آن می گوید: "سون دارای صدای بسیار خاص و ممتازی است که من پیش از او در هیچ یک از بازیگران کره ای ندیده بودم. صدایی آرام، رسا و مقتدرانه که می توان آن را بهترین انتخاب برای نقش یک دکتر دانست". چانگ – وانگ کیم در نقش دکتر وو که دستیار اول پزشکان در جراحی هاست، نقش بسیار مرموز و کلیدی را ایفا می کند. چهره منحصربفرد او که سبب می شود هیچ احساس خاصی را بروز ندهد، دائما این فکر را به ذهن متبادر می سازد که انسان بسیار زیرکی است. حقیقت این است که در «پشت برج سفید» هیچ بازی تصنعی، غلو شده و یا ضعیفی وجود ندارد و این را می توان از بزرگ ترین امتیازات این مجموعه عنوان کرد.
فیلمنامه «پشت برج سفید» توسط گی – وون لی نگاشته شده و با دوری گزیدن از اوج
و فرودهای معمول نمایشی در سریال های کره ای، سعی در نشان دادن هرچه واقعی تر و
باورپذیرتر بودن اتفاقات دارد. این فیلمنامه اقتباسی از رمان «شیروئی کیوتو» اثر
نویسنده نامدار ژاپنی یامازاکی تویوکو است. جالب است بدانید که پیش از این چهار
سریال تلویزیونی و یک فیلم بلند سینمایی ژاچنی بر مبنای این رمان ساخته شده آخرین
آنها به سال 2003 باز می گردد، اما هیچکدام نتوانستند به مانند «پشت برج سفید»
این گونه واقع نما و به دور از تحریک احساسات تماشاگز، داستان خود را روایت کنند و
همین است که این مجموعه را از سایرین متمایز می کند، زیرا پان – سوک آن توانسته بر
وجه های دراماتیک موجود در لایه های زیرین رمان تویوکو فائق آمده و اثری شخصی خلق
کند. همین خصوصیات است که سبب شده این مجموعه تلویزیونی بتواند به سرعت خود را به
عنوان اثری باورپذیر جا بیندازد و تماشاگران را تا قسمت انتهایی با خود همراه سازد.
دیدگاه ها
من معمولا فیلم و سریال کره ای نگاه نمی کنم اما اتفاقی "پشت برج سفید" رو از شبکه تهران دیدم و بخاطر موضوعش سریال رو دنبال کردم و خوشم امد. هیچ شباهتی با لوس بازی های "ایسان" و .... نداره.
یک از معدود سریالهای کره ای هست که دیدم و البته خوب بود.