نجات یافته از میان دریا، گرفتار در چنگال خشونت

جمعه ۶ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱:۱۴


دومين تلاش آنجلينا جولی در مقام کارگردان اقتباسی از کتاب پرفروش «شکست ناپذیر» (نوشته لورا هيلنبراند، نويسنده «بيسکوييت دريایی») است که بر اساس يک زندگی واقعی نوشته شده است. آنهایی که نمی‌دانند اين فيلم بر اساس رويدادهای تاريخی ساخته شده ممکن است به درستی تصور کنند که اين فيلم نسخه به روز شده «کتاب ايوب پیامبر» انجيل است. در واقع، به سختی می‌توان فردی را تصور کرد که عذابی بيش از قهرمان المپيک، لوئی زامپرينی، را تحمل کرده باشد. شايد بتوان سختی‌های او در طول دهه 1940 را در اين جمله کليشه ای "از چاله درآمدن و به چاه درافتادن" خلاصه کرد. او ظرف مدت تنها چند ماه حين انجام مأموريت بمباران از آسمان به روی زمين سقوط کرد، از سقوط هواپيما جان سالم به در برد، شش هفته را به همراه دو تن از دوستان و همرزمانش روی یک قایق بادی میان اقيانوس آرام (با آب و غذای بسيار اندک و کوسه‌هایی که دور و برشان می چرخیدند) سپری کرد و دوران بسيار سختی را در يکی از اردوگاه های اسرای جنگی ژاپنی گذراند، مضاف بر اين که موقعيت او به عنوان فردی مشهور او را به هدفی برای ژاپنی‌ها تبديل کرده بود. همانطور که از عنوان فيلم می‌توان دريافت اين همه سختی کمر او را خم کرد اما هرگز در هم نشکست.

برداشت جولی گرچه درست و دقیق ولی سرد و غيرشخصی است. داستان به طرز موثری روايت زامپرينی را منتقل می‌کند اما هم فاقد حسی است که اغلب بعد از تماشای داستان‌های اسرای جنگی به بيننده دست می‌دهد و هم این که عاری از آن تصفيه ی هيجانی است که در پايان فيلم انتظار می‌رود ايجاد شود. اين فيلم از نظر عاطفی درست درنيامده، انگار جولی تمايلی به کشف پريشانی ناشی از برقراری رابطه نزديک بين بيننده و قهرمان داستان نداشته است. به سختی می‌توان فهميد که اشکال اصلی در کارگردانی او است يا در فيلمنامه، که توسط برادران کوئن از پيش نويس اوليه ی ريچارد لاگِراوِنیس و ويليام نيکلسون بازنويسی شده است. اين سومين باری است که فيلمنامه نوشته شده توسط کوئن ها به وسيله فرد ديگری کارگردانی می‌شود، لذا اين نگرانی وجود دارد که کارگردان نتوانسته باشد منظور و مفهوم مورد نظر آنها در فيلمنامه را روی پرده منتقل کند. با اين حال، هرچه که باشد دليل تأثير «شکست ناپذیر» الکن است.

اما هنوز در فيلم چيزهای زيادی برای دوست داشتن وجود دارد. بيان فيلم سرراست و مستقيم است و داستان جذاب زامپرينی را بدون حاشيه و انحراف از مسير تعريف می‌کند. ضرباهنگ فيلم بانشاط است و ریتم مناسبی دارد و باعث می‌شود که بيننده در طول 137 دقيقه تماشای فيلم خسته نشود؛ روی موضوعات بيش از حد توقف نمی‌کند. در مجموع بازی‌ها همگی قوی و تاثیرگذار هستند و در فيلم چهره های خيلی آشنایی که حواس بيننده را از خود فيلم پرت کنند وجود ندارد (برخلاف نقش کوتاه براد پيت در فيلم برنده اسکار 2013، «12 سال بردگی»). بازی جک اوکانل قوی و تاثیرگذار است و ماتسوشيرو واتانابه، فرمانده ی ساديستی اردوگاه، سرشار از بدجنسی و شرارت تصوير شده است. او چنان انسان بد نهاد و شروری است که حس نفرت بيننده را به خوبی برمی انگيزد و توجش و خوی درندگی او باعث تقويت تلاش‌های زامپرينی می‌شود. فيلمبرداری راجر ديکينز با چند صحنه ی هوایی فوق العاده با فيلمبرداری بهترين فيلم‌های جنگی تاریخ سینما برابری می‌کند. «شکست ناپذیر» را می‌توان نامزد چند اسکار در نظر گرفت و کار ديکينز بايد يکی از اين نامزدها باشد.

جزئيات زمانی بسيار خوب رعايت شده‌اند و گرچه اردوگاه اسرا بسيار شبيه هر اردوگاه ديگری در فيلم‌های دهه 1940 به بعد است، اما بيشتر بر غم انگيز بودن شرايط اسرای آنجا تاکيد دارد. اگرچه اين فيلم از لحنی جدی برخوردار است (که برای داستان‌های اينچنينی مناسب است)، در بعضی دقايق فيلم می‌توان شوخ طبعی ذاتی کوئن ها را کاملاً حس کرد. برای مثال، وقتی که بالاخره بعد از هفته ها آوارگی در درياها گروه نجات از راه می‌رسد، می‌بينيم که اين دستان ژاپنی‌ها است که به سوی قربانيان دراز شده است. زامپرينی شرايط را برای يکی از همراهانش اين گونه توصيف می‌کند: "برات هم خبر خوب دارم و هم خبر بد.....".

ساخت «شکست ناپذیر» برای جولی کاری است که صمیمانه و از ته قلب ساخته شده است؛ او برای به دست آوردن اين فرصت به سختی جنگيد. اين فيلم چالش بلندپروازانه ای برای کسی است که تا کنون تنها يک فيلم در کارنامه خود ثبت کرده است («در سرزمين خون و عسل» - 2011)- شايد خيلی خيلی بلند پروازانه. رويکرد مستندگونه ی جولی نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد. اولی باعث شده که «شکست ناپذیر» فيلم خوبی شود در حالی که دومی مانع از رسيدن آن به درجه عالی می‌شود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

پیام دانایی فرد
  •  12
  • |
  •  16
  • |

    فیلم خوبی بود. منهای یک سری مشکلات داستانی از کل فیلم بخصوص بازی ها و فضاسازی فیلم از فیلم خوشم امد.

    بیژن شعبان پور
    •  9
    • |
    •  15
    • |

      جولی این بنده ی خدا رو با حضرت مسیح اشتباه گرفته. بلاهایی که سر زامپرینی میاد و این که اصلا صداش درنمیاد، مثلا همه اسرای بازداشتگاه که حدودا 500تایی میشن هرکدام یک مشت می خوابونن توی صورت زامپرینی. خداییش راکی و مایک تایسون هم بودند بعد از این همه ضربه تو سروکله شون می مردن. ولی در فیلم در مجموع کار خوش ساختیه و به نظرم خانم جولی می تونه در آینده کارگردان خوبی باشه.

      اشکان آتشکار
      •  12
      • |
      •  13
      • |

        من کاری به فرمایشات منتقدین ندارم. من فیلم رو دوست داشتم. و جولی هم حرف نداره.

        پوریای ولی
        •  11
        • |
        •  16
        • |

          خب، فیلم به لحاظ فنی که تقریبا بی عیب و نقصه اما مشکل در دیدگاه جانبدارانه جولی و قضاوت و دیدگاه ایشونه. آمریکایی ها درباره آلمانی ها هم تعداد زیادی فیلم ساخته اند که تو بیشترشون آلمانها رو یک مشت روانی و.... و آمریکایی ها همگی قهرمان تصویر شده اند. در این که همچین اتفاقاتی افتاده حرفی نیست اما نگاه 100درصد جانبدارانه کارگردان به آمریکایی ها - حتی زمانی که دارند بمب بر سر ژاپنی ها می ریزند - کمی تماشاگر رو به شک می اندازه که واقعا چیه؟!

          ماریا فروزان
          •  13
          • |
          •  14
          • |

            آنجلینا جولینا همانطور که بازیگر فوق العاده ای بود و هست، شخصیت بزرگ و استثنایی داره، و حالا هم استعدادهای بی نظیر خودش در زمینه فیلمسازی و کارگردانی داره نشون میده. "شکست ناپذیر" فیلم فوق العاده خوش ساخت و به لحاظ تولید سخت هست. فکر کنم خود جولی هم شخصیتی شکست ناپذیر داره که می تونه دست چنین کارهایی بزنه.