- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : راضیه خضری
جنجال و تبلغات رسانه ای منفیِ به راه افتاده دور و بر توليد پردردسر «چهار شگفت انگيز» ممکن است باعث شود که بيننده های باهوش با بيم و نگرانی به فيلم نزديک شوند. شايد در کمال تعجب، اين فيلم تفوت چندانی با ساير فيلم های ابرقهرمانی سال 2015 نداشته باشد. اين وضعيت بيش از آن که گويای کيفيت آخرين محصول کمپانی مارول روی پرده باشد نشان می دهد که امسال تا چه حد برای ارتش کتاب های مصور ناراحت کننده و نااميدکننده بوده است. می توانستم بگويم که اين فيلم بهترين تکرار اکشن زنده ی ماجراهای اين تيم ستودنی است اما آن با توجه به اسلاف خود (يک فيلم بی کيفيت از راجر کورمن و يک اقتباس مسخره از 00ها) آنگونه که بايد تحويل گرفته نشده است. شايد طرفداران «چهار شگفت انگيز» کلاسيک از ديدن آنچه جاش ترانک کارگردان ساخته است غافلگیر شوند. آنهایی که اميدوار به ديدن يک اقتباس وفادار به کتاب هستند محکوم به نااميدی اند (نبود يک حضور کوتاه از استن لی به خوبی نشان می دهد که اتفاقات تا کجاها منحرف شده اند). اما اين کارگردان برای ساخت يک تقليد کورکورانه به کار گرفته نشده است. نيت از آوردن او به این پروژه به هم ريختن همه چيز بوده است و نمی توان گفت که او نتوانسته از پس ماموريت خود برآيد. برای يک فيلم ابرقهرمانی مارولی، همه چيز تيره و تار بوده است (حداقل تا به الان). لحن اين فيلم بيشتر به «بتمن»های نولان نزديک است تا به کارهای پرزرق و برقی که پیش از این از مجموعه های سينمایی مارول ديده بوديم.
هنوز معلوم نيست که چرا فيلمسازها تصور کرده اند که بازگو کردن دوباره ی داستان چهار شگفت انگيز ضروری بوده است (سه تا از چهار اکشن زنده سری فيلم های «چهار شگفت انگيز» روی همين زمين باير کاشته شده اند). درست است که اين يکی تا اندازه ای با فيلمهای قبلی که از آن ديده ایم متفاوت است، اما اين تفاوت آنقدر نيست که بتوان از دل آن يک داستان تازه بيرون کشيد (و صراحتاً بگويم، مکانيک تغييرشکل بی نهايت پيچيده است). برای تغيير ماجرا، خوب میشد اگر فيلم از شر الزام مولفه "نحوه و چگونگی شکل گیری و به وجود آمدن آنها" خلاص می شد و يک راست به سراغ يک داستان جالب تر می رفت. افسوس، اين اتفاق اين جا هم رُخ نداده است. بنابراين، دوباره با نسخه تعمير شده و وصله پینه ای از نسخه سال 2005 روبرو می شويم، البته به جز حضور بازيگران جوان تر و يک لحن متفاوت.
در اين بازسازی «چهار شگفت انگيز» پنج کاراکتر اصلی بار دیگر دور هم جمع می شوند تا روی يک دستگاه انتقال کار کنند. وقتی که سفر به يک منطقه منفی به طرز وحشتناکی اشتباه از آب در می آید، همگی دچار تغيير شکل می شوند- ريد ريچاردز از محدودیتهای خود در قالب آقای شگفت انگيز دور می شود، سو استورم به عنوان دختر نامرئی از نظرها دور می شود، جانی استورم به شکل اشيا در می آيد و ويکتور وان دوم هم به شکل اسمش به عنوان دکتر دوم در میآيد. وقتی که انسان ها ابر انسان می شوند، داستان کار زيادی غير از هموار کردن راه برای اين چهار قهرمان برای مبارزه با دومِ خودشيفته، که هدفش تبديل کردن سياره زمين به يک حفره ی سياه است، نمی کند. انتقامجوها کجا هستند وقتی به آنها نياز داريد؟ اوه بله آنها متعلق به دنیای دیگری هستند.
لحن تاریک، و تیره و تار فيلم خوشايند است، گرچه اينجا به اندازه «بتمن می آغازد» (2005) جواب نمی دهد. اين لحن باعث شده که «چهار شگفت انگيز» جدی تر و بزرگسالانه تر از آنچه انتظار می رود به نظر برسد. متأسفانه، حرف زيادی برای گفتن درباره اين فيلم وجود ندارد. نيمی از فيلم (نيمه ی بهتر آن) صرف معرفی شخصيت ها میشود و نيمه ی ديگر نيز به نمايش تغيير شکل و مقابله ی آنها با دوم به مدت حدود 40 دقيقه می پردازد (از جمله يک پرش زمانی يک ساله ی مصيبت بار). اوج فيلم خيلی عجولانه ساخته شده است و جنگ نهایی بين ابرقهرمانها به امری عادی در فيلم های ابرقهرمانی تبديل شده است.
گروه بازیگری «چهار شگفت انگيز» بازيگران خشک و کاريزماتيکی هستند و نهايت تلاش خود را برای ايفای نقش کاراکترهای فانتزی به کار برده اند. زمان و انرژی کمی صرف ساخت شخصیت های سه بُعدی شده است و تعاملات بينِ فردیِ آن ضعيف است. مدام روی مولفه ی "خانواده" تاکيد می شود، اما اين هرگز جواب نمیدهد. هيچگونه حس نزديکی يا رفاقتی ميان اين چهار شخصیت ديده نمی شود. دوستی بن و ريد مصنوعی است. يک رابطه ی عاشقانه ی کاذب بين ريد و سو رُخ می دهد. در مورد دوم، اين يک آغاز ننگين برای يکی از بدنام ترين و منفورترين شخصيت های منفی مارول است. انگيزه های او ضعيف هستند و بازی اش هیچ ربطی به شخصيت نمادين موجود در کتاب ندارد. شايد بتوان او را تنها آدم بد و منفی کميک هميشگی و شماره یک این سری فیلم ها ناميد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...