- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
حتی اسباب بازی های مخصوص کودکان زیر 2 سال هم از شخصیت های احمق و کودن این فیلم باهوش تر هستند. شاید از نظر بعضی ها حرکات و رفتار آنها به اندازه کافی خنده دار نباشد. اما این مشکل فیلم نیست چرا که «فقط ادامه بده» اصلا خنده دار نیست. این فیلم که از یک داستان فرانسوی گرفته شده در آغاز می کوشد شروعی همچون اصل داستانش داشته باشد. چند سال پیش اقتباسی از همین نمایش به اسم «گل کاکتوس» در برادوی به روی صحنه رفت، و سپس فیلمی بر اساس آن ساخته شد، و «فقط ادامه بده» بازسازی همان کمدی فرانسوی ست. این پروسه و فرایند طولانی باعث شده تا از فرمول اولیه داستان چیزی باقی نمانده باشد.به داستان فیلم دقت کنید: دنی در آخرین لحظه مراسم ازدواج خود را به هم می زند اما همچنان حلقه ازدواج پردردسر را به دست دارد. حلقه ای که بر انگشت اوست (که طبیعتا نشانه ای از متاهل بودن یک مرد است) آنچنان جذاب و اغواکننده ست که همه زن ها را به سوی خود جذب می کند تا بخاطر دنی دست به کارهای احمقانه بزنند. از این رو نتیجه می گیریم که همه زن های دنیای دنی مشتی آدم احمق هستند. او 25 سال است که با داشتن این حلقه (نشانه تعهد او به زن و زندگی اش) زن های دور و برش را به بازی گرفته. در این میان او به یکباره تبدیل به یک جراح پلاستیک موفق در بورلی هیلز تبدیل می شود. منشی و دستیار او در این مسیر هم کسی نیست جز پرستار کاترین از اتفاقا دارای دو فرزند دختر و پسر هست.
او در یکی از روزها فراموش می کند تا حلقه اش را به دست کند. شبی به یاد ماندنی و خاطره انگیز را با دختری 23 ساله و به شدت جذاب به اسم پالمر در ساحل می گذراند. ناگهان پالمر حلقه را در جیب او پیدا می کند و فکر می کند که دنی به او دروغ گفته و متاهل است. و دنی هم در جواب او می گوید: "بله، ولی در حال طلاق گرفتن هستیم". در عوض پالمر هم اصرار می کند تا همسر دنی را از نزدیک ببیند و دنی باز هم شروع می کند به دروغ گفتن و در ادامه سعی می کند پرستار کاترین را به جای همسر خود جا بزند. دنی به اندازه چند هزار دلار برای کاترین لباس، کفش و لوازم آرایشی می خرد، آن هم تنها برای یک شب ملاقات او با پالمر. به دلیل علاقه فراوان پالمر به بچه ها و این که دوست دارد با بچه ها باشد، آنها همه به اتفاق پرستار کاترین و اِدی که وانمود می کند نامزد کاترین است به هاوایی سفر می کنند. ادی که دوست دوران دبیرستان دنی ست با عینک ضخیم و یک لهجه ضایع آلمانی در کار فروش اینترنتی گوسفند است. ممکن است این موضوع برای یک نمایش خنده دار جواب داده باشد. این موضوع در نسخه 1969 هم خوب بود اما اینجا به هیچ عنوان جواب نمی دهد. مشکل کار اینجاست که شیرینی و ملاحت کاراکترهای فیلم به دل نمی نشیند. آنها همیشه سعی می کنند که کاری را انجام دهند که درست است و کاری که قرار است آنها انجام دهند به راحتی از سوی شما قابل
پیش بینی ست. علاوه بر کاراکترهای شاهکار فوق الذکر شخصیتی کاملا اضافه در فیلم وجود دارد که نقش او را نیکول کیدمن بازی می کند. او در در نقش زنی ظاهر شده که در دوران دبیرستان رفتار ناخوشایند و متکبرانه ای با کاترین (همان پرستار کاترین) داشته. با شناختی که از کیدمن داریم به خوبی می دانیم که او این توانایی را دارد که یک فیلم را از نابودی نجات دهد ولی فیلمنامه بسیار ضعیف آنچنان دست و پای نیکول را بسته که او هم نتوانسته معجزه ای انجام دهد. تماشای نیکول کیدمن در این نقش و دیدن او در این فیلم ضعیف برایم بسیار سخت و طاقت فرسا بود.آدام سندلر در حد و اندازه قابل قبولی بازی می کند، آن هم فقط به خاطر این که دیالوگ های تک جمله ای، کوتاه و مودبانه اش به وی فرصت چندانی برای خراب کردن فیلم نمی دهد. پرستار کاترین هم تا زمانی که با اِدی آشنا و دوست نشده نسبتا خوب است، ولی از زمان دوستی با این آلمانی، او هم به کاراکترهای بی مغز و نفهم فیلم اضافه می شود.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...