- نویسنده : حميدرضا اميدی سرور
هم ماجرای اعتیاد و هم ماجرای خیانت، در سالهای دور و نزدیک زیاد از حد مورد استفاده قرار گرفتهاند. پس راز موفقیت فیلم چست که این چنین با اقبال همراه میشود، این مهم را باید در یکسره در پرداخت سینمایی اثر جستجو کرد، چه در بخشی که در اختیار داشتن فیلمنامهای با ساختاری محکم که بر اساس جزئیات و با حساب و کتاب درست، دراماتیزه شده است و چه در کارگردانی اثر و ریتم پرکشش آن.
این قصه به راحتی میتوانست به اثری معمولی و زیر متوسط بدل شود اگر کارگردان تسلط فعلی را بر مدیوم (آنچه را که گامبهگام به دست آورده و در هر فیلم جلوهای قابلاعتناتر پیدا کرده) نداشت. در این میان نباید از ایده به هم ریختن روایت خطی مبتنی بر توالی زمان فیلم غافل بود که مهمترین برگ برنده ی فیلم کیایی است. روایت فیلم بدون آن که شکل آزاردهندهای پیدا کند، بدون آن که به ادا و اطوار آلوده شود و بدون آن که مخاطب عام را سردرگم کند، مدام در حال جلو عقب رفتن است. این ویژگی باعث شده روایت فیلم کیفیتی لایهلایه پیدا کند، لایههایی که در هر یک تعدادی از شخصیتها حضور دارند، کنشها و واکنشهای شخصیتها سؤالهایی را به وجود میآورد که به نوعی مخاطب را در حال انتظار قرار میدهد تا در ادامه فیلم به جواب خود برسد.
این شگرد در شکل دادن داستانی که بهجای اتکا به یک محور اصلی که شاخههای فرعی داستان بدان متصل شده و با خود پیش ببرد؛ به چند خرده روایت اتکا کرده که با اغماض هیچ یک بر دیگری ارجحیت چندانی ندارد، همین مسئله باعث شده فیلم به جای داشتن یک یا شخصیت اصلی از چند شخصیت بهره بگیرد که هر یک سهم و رُل خاص خود را در فیلم بر عهده دارند. بنابراین «عصر یخبندان»، نه فقط ماجرای بابک و منیر، نه امیرحسین و مهتاب، نه فرهاد و بقیه شخصیتها، که قصه همه آنهاست که هر یک از این شخصیتها در بخشی از فیلم بار آن را بر دوش میکشند، به همین خاطر است که بار فیلم هیچ کجا بر زمین نمیماند و پیش رفتن آن کند و خستهکننده نمیشود. این ویژگی امکان آن را به فیلمساز داده که تعداد قابلتوجهی از بازیگران به نام را هم در کنار یکدیگر با حضوری متعادل در اختیار داشته باشد، پارامتری که میتواند بهعنوان جذابیتی مخاطب پسند باشد.«عصر یخبندان» نمونه بسیار خوبی ست برای سینمایی که به مخاطب فکر میکند اما به این خاطر به مخاطب باج نمیدهد، دنبال مخاطب راه نمیافتد تا خواستههای احیاناً نازل آنها را برآورده کند بلکه مخاطب را به دنبال خود میکشد.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...