"مینیون" های تحت تعقیب در خدمت آدم بدها

جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۳۱


دوگانه ی «من نفرت انگیز»، یکی از بهترین مجموعه انیمیشن‌های غیرپیکساری که توانسته در طی سال‌های اخیر به پرده نقره ای سینما راه پیدا کند، در جلب نظر هر دو گروه سنی کودکان و بزرگسالان بنا بر دلایل مختلفی موفق بود. بینندههای بزرگ تر از جنبههای هزل و طنزگونه این اثر خوششان آمده بود. از سوی دیگر، بچه ها دسته دسته به سینماها می‌رفتند، تنها به یک دلیل: تماشای مینیون ها. موجودات زرد بامزه و بانمکی که همه جا بودند: اسباب بازی های Happy Meal، استیکرها، بازی‌های ویدئویی، حیوانات عروسکی، عکس برگردان ها و.... مینیون ها یک معدن طلای بازاریابی هستند، بنابراین تعجبی ندارد که حالا فیلم خودشان را دارند. همچنین، نباید تعجب کرد که «مینیون ها» صرفا برای گروه سنی زیر 9 سال ساخته شده باشد. این فیلم فقط اسما یک فیلم خانوادگی است. در واقع این فیلمی کودکانه است که بزرگسال ها باید بتوانند تحملش کنند. برخی اشاره های تصادفی غیرمستقیم و رفرنس‌های عامه پسند (ریچارد نیکسون، گروه بیتل ها) اوج محتوای "مختص بزرگسالان" این فیلم است. «مینیون ها» نمی‌تواند بینندههای بزرگ تر را به اندازه ی انیمیشن دیگر این روزها «از درون به برون» درگیر کند. اما بچه ها این فیلم را بیشتر دوست خواهند داشت چون آنها عاشق مینیون ها هستند.

داستان زیادی در فیلم وجود ندارد. در واقع روایت و داستان فیلم تنها بهانه ای است برای حفظ مینیون ها به مدت 90 دقیقه رو پرده. گرچه هر از گاهی داستان فیلم جالب می‌شود اما با توجه به میزان جذابیت دو فیلم «من نفرت انگیز»، این فیلم اثر ناامیدکننده است. بسیاری از شوخی‌ها هم کلیشه ای هستند و هم این که قبلا از طریق مواد بازاریابی لو رفته‌اند. حین تماشای این فیلم مدام منتظر رُخ دادن یک لحظه ی هوشمندانه و متفکرانه بودم که هرگز رُخ نداد. در واقع سطح پایینی برای «مینیون ها» در نظر گرفته شده است.

فیلم با یک پیش درآمد طولانی شروع می‌شود که نشان می‌دهد چگونه مینیون ها از دوران ماقبل تاریخ وجود داشته‌اند و همیشه خودشان را به بزرگ‌ترین آدم بده اطرافشان چسبانده‌اند. این سکانس‌ها سرگرم کننده‌اند، اما چون استخوان‌بندی یکی از تریلرها را تشکیل می‌دهند، چیز جدیدی در آنها دیده نمی‌شود. ماجرا در سال 1968 رُخ می‌دهد و سه مینیون به نام‌های کنی، باب و استوارت (همگی با صدای پیر کافین) راهی اورلاندو می‌شود به این امید که بتوانند به عنوان نوکران جدید اسکارلت اوورکیل شیطان صفت مشغول به کار شوند. مأموریت موفق می‌شود، آنها به همراه اسکارلت و شوهرش، هرب، راهی لندن می‌شوند تا در آنجا نقشه ی سرقت جواهرات تاج و خلع ملکه الیزابت را اجرا کنند. با این حال، در این عملیات، مینیون ها بیشتر دست و پاگیر هستند تا کمک دست و اقدامات غیرمفیدشان خیلی زود باعث خشم اسکارلت می‌شود.

«مینیون ها» پر است از فرصت‌های از دست رفته. در پیش درآمد فیلم می شد نمونههای بیشتری از اتفاقات ناگوار مینیونی در طول تاریخ را نشان داد. یک فرصت خیلی خوب برای رژه فیلم‌های غول بزرگ از دست رفته است. در فیلم زمان‌هایی وجود دارند که در آن کنی، باب و استوارت بیشتر اعصاب خرد کن هستند تا جذاب و گیرا (ناتوانی شان در انگلیسی حرف زدن نقطه قوت فیلم نیست). پایان فیلم احمقانه و بی معنی از کار درآمده-نه پایانی که می‌توان از یک کارتون تحسین شده انتظار داشت. بنابراین، تهیه کننده ها روی مخاطب هدف خردسال شان حساب باز کرده‌اند و از هر گونه تلاشی برای قابل فهم شدن فیلمشان خودداری کرده‌اند.

یکی از جذابیت های آشکار فیلم برای بزرگ‌ترها، موسیقی اش است که پر است از آهنگ‌هایی که هیچ فرد زیر ده سالی متوجهش نخواهد شد. گروه اسپنسر دیویس، The Doors، بیتل ها و بسیاری دیگر در این فیلم می‌نوازند و می خوانند. بین خواننده ها خبری از خواننده های جدید- مثل کیتی پری، تایلور سوییفت یا هرکسی که بچه های امروزی ممکن است بشناسند- نیست. تُن ها غالبا در پیش زمینه پخش می‌شوند- این یک فیلم کارتونی موزیکال نیست- تنها رقص فیلم بعد از پایان نمایش تیتراژ پخش می‌شود (اگر بچه ها خسته نشده باشند پس ارزش ماندن و دیدن را دارد).

بین بازیگران اسامی آشنایی دیده می‌شود، اما بازی‌های تخصصی صداهای آشنا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. ساندرا بولاک شخصیتی گستاخ تر از خودش را صحبت کرده است. هیچکس نمی‌تواند صدای جان هام یا مایکل کیتون را تشخیص دهد مگر این که قبل از حضورشان از وجود آنها اطلاع داشته باشند. حضور کوتاه استیو کارل خوشایند است اما او بیشتر از چند خط صحبت نمی‌کند. جفری راش به عنوان راوی فاقد آن گیرایی و جذابیت صدای مورگان فریمن است، اما برای این کار خوب است.

این انیمیشن یک کار کامپیوتری ژنریک سال 2015 است. چیز چشمگیر و دندان گیری در آن دیده نمی‌شود. مانند «از درون به برون» که چند تکنیک جالب را امتحان می‌کند، «مینیون ها» نیز به یک رویکرد آزمون و خطا چسبیده است. استفاده از تکنیک سه بُعدی در این فیلم جواب نمی‌دهد. عجیب این که بهترین کاربری سه بُعدی در طول سکانسِ بعد از تیتراژ رُخ می‌دهد و باعث می‌شود که ادم از خودش بپرسد چرا فیلمسازها نتوانسته‌اند استفاده بهتری از آن ببرند.

از لحاظ تئوری، «مینیون ها» با «از درون به برون» روی جذب یک نوع مخاطب (هر دو انیمیشنی هستند) رقابت خواهد کرد، اما واقعیت چیز دیگری است. «از درون به برون» فیلمی دقیق و جادویی است که جذابیت کافی برای جذب هر گروه سنی از مخاطبان را دارد. «مینیون ها» فیلم ناقص و بی نظمی است که فرق زیادی با یک تیزر بازاریابی ندارد. والدین احتمالا بیشتر از خود فیلم از دیدن واکنش‌های فرزندانشان لذت خواهند برد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

امیرعلی درودچی
  •  4
  • |
  •  15
  • |

    این کوین و استیوارت و باب معرکه اند. من که خیلی دوست شون دارم. فقط ای کاش داستان پر و پیمون تری داشت.

    مهدی کمپانی
    •  9
    • |
    •  18
    • |

      این مینیون ها رفیق های خودم هستن. خیلی باهاشون حال می کنم. این که فقط مال بچه هاست رو اصلا قبول ندارم.

      پیام دانایی فرد
      •  10
      • |
      •  20
      • |

        همه ی بهانه ها برای رفتن به سینما و نشستن پای تماشای فیلم همین وروجک ها هستند دیگه.

        افسون زارع
        •  10
        • |
        •  15
        • |

          من که به شدت منتظرم تا کیفیت خوبش بیاد و بتونم این عزیزهای دل رو یک بار دیگه ببینم. به نظرم این فیلم ساخته شده تا مردم از کوچیک و بزرگ یک ملاقات دو ساعته ای با این فسقلی های بامزه و شیطون بلا داشته باشند. این دیدار مجدد از همه این چیزهایی که براردینلی گفته مهم تره.

          اشکان آتشکار
          •  8
          • |
          •  24
          • |

            من که بچه نیستم هم این فسقلی ها رو خیلی دوست دارم.