- نویسنده : مارک اولسن
- |
- ترجمه : مهرناز منتظری
- |
- منبع : لوس آنجلس تایمز
اقتباس جديد از کتاب کميک «لاکپشتهای نينجای نوجوان جهش يافته» به کارگردانی جاناتان لیبزمن اغلب چيزی شبيه به يک نشست سازمانی در زمينه ی مديريت برندها به نظر میرسد. نوعی ترديد و بی علاقگی در سرتاسر فيلم احساس میشود، به طوری که گويی عوامل سازنده ی فيلم هيچ تمايل يا الزامی برای ساخت اين اثر نداشته اند و صرفاً چون امکان ساخت اين فيلم برايشان وجود داشته پس اقدام به توليد آن کرده اند.
نخستين شماره اين کتاب کميک در سال 1984 منتشر شد و بعد در 1990 برای نخستین بار فيلمی از روی آن ساخته شد. فيلمنامه فيلم جديد را جاش اپِلبام، آندره نِمِک و ايوان دورتی نوشتهاند و مايکل بِی و کمپانی فيلمسازی اش، پلاتينيوم ديونز، آن را تهيه کردهاند. شايد مشارکت بِی و کمپانیاش در ساخت اين اثر بتواند استفاده اجباری از محصولات نوکيا و ويکتورياز سکرت را از زمان نمايش فيلم اخير «تغییرشکل دهندگان» و همچنين در پس زمينه بيلبوردهای تبليغاتی فيلم «تقویم پروژه» در سال 2015 را توضيح دهد.
داستان فيلم با نمايش مگان فاکس در نقش يک خبرنگار شبکه نيويورک سيتی تی وی که اصرار دارد روی گزارشی درباره موجی از جرايم در حال ازدياد کار کند شروع می شود اما در عوض به او مأموريت داده می شود تا روی يکي از بخش های تمرينات بدن سازی کار کند. در لحظات بسيار کوتاهی از فيلم به نظر می رسد که انگار فيلم و فاکس درباره انواع تبعيضهای جنسيتی و نقشهايی که در دسترس بازيگران زن جوان هستند، اظهار نظر میکنند. اما وقتی در ادامه، فیلم بيش از حد روی کمر باریک و اندام شکیل مگان فاکس تمرکز میکند، انتقاد مذکور هم فراموش میشود و هم بی ربط جلوه میکند.
اگر اين گونه به نظر میرسد که اين نقد وقت خود را صرف بررسی لاک پشتهای سخنگوی بزرگی میکند که هم نوجوانند و هم به عنوان نينجا آموزش ديدهاند، تنها به اين دليل است که اين فيلم درباره همين است. بعد از مدتی معلوم میشود که شخصيت فاکس رابطهای فردی و شخصی با اين مخلوقات دارد و به اين ترتيب آنها با هم متحد میشوند تا با يک کارخانه دار ثروتمند که قصد دارد نيويورک را به خطر بيندازد تا تنها کسی باشد که میتواند آن را نجات دهد، بجنگند (هرچه کمتر روی جزئيات تمرکز کنيم، بهتر است).
به جای مردان هاکی پوش، چهار لاک پشت به نامهای لئوناردو، رافائل، دوناتلو و ميکل آنجلو از طريق روشهای اسير کردن، شبيه آنچه در مورد حيوانات فيلمهای اخير «سياره ميمونها» اجرا میشد، خلق شدهاند (جانی ناکسويل به جای لئوناردو صحبت میکند در حالی که بازيگران ناشناختهای به جای لاک پشتهای ديگر حرف میزنند). لاک پشتها زنده و تقريباً واقعی به نظر میرسند، اما در عين حال ناگفته نماند که بيش از هر چيز ديگری عجيب هستند. گرچه اين لاک پشتها شخصيتها و جذابيتهای اصلی فيلم به شمار می روند، اما اغلب در پس زمينه فيلمی که به نام خود آنها ساخته شده رها می شوند.
نقطه اوج فيلم يک صحنه اکشن در يک کوهستان برفی است که در آن لاک پشتها از لاک خود به عنوان سورتمه استفاده میکنند و با آدم بدهای داستان میجنگند و مرتب زير و اطراف يک کاميون بزرگِ از کنترل خارج شده مانور میدهند. اين سکانس از ويژگی های خاصی برخوردار است که در ساير لحظات فيلم ديده نمیشود که احتمالاً ناشی از کار دن برادلی، کسی که بدلکاریهای خيره کننده فيلم های «بورن» کار او هستند، و اينجا عنوان "کارگردان بخش برفی" را يدک میکشد، هستند.
بزرگ ترين مشکل فيلم اين است که هرگز نمیتوان دقيقا گفت که فيلم در مورد چه کسی ست و اصلا چرا ساخته شده است. لحظهای که در آن موشِ نينجايی که مربی لاک پشتها است تقريبا توسط رهبر گنگسترها کشته میشود، کمی برای بينندههای کم سن و سال تر تلخ است. کمدينهايی مانند اَبی اليوت و تاران کيلام نقشهای بسيار کوتاهی را ايفا میکنند، و حضور ووپی گلدبرگ نيز در چند صحنهای که به عنوان رئيسِ فاکس ظاهر میشود اضافی است.
فيلم نه آنچنان افتضاح است که بشود ناديدهاش گرفت و نه چندان به ياد ماندنی است، شايد درست ترين جمع بندی اين باشد که «لاکپشتهای نينجای نوجوان جهشيافته» فيلمی است که وجود دارد.
دیدگاه ها
دقیقا بگین انتظار دیدن چه فیلمی رو داشتین؟ مگه از روی کارتون لاک پشت های نینجا چطور فیلمی رو میشه ساخت؟ من از طرفداران این کارتون نیستم اما خیلی از قسمت هاش رو دیدم. لاک پشت های اون کارتون خیلی بهتر از این فیلم نیستن و کارهای بهتر از لاک پشت های این فیلم انجام نمیدن. کلا کارتون شلوغیه و خیلی شیرتوشیر. ایا فکر نمی کنید سازندگان فیلم هم با تبعیت از همین الگوها فیلمشون رو ساختن؟! شاید تنها ایرادش مگان فکس باشه که اونم چون کاراکترش یک دختر کله شج نترس اما احمقه با هر بازیگر دیگه ای زیاد بهتر از این نمیشد. منتقد این فیلم هم انگاری یادش رفته که مخاطب اصلی فیلم نوجوان ها و بچه ها هستند، درست مثل کارتونش. شاید هم اصلا کارتون لاک پشت ها رو ندیده و حالا بنای غرغر و ناله سر داده. این اقا می بایست اگر فرزند نوجوانی داره با او به سینما می رفته و بعد از تماشای فیلم نظر اون ابتدا می پرسیده و بعد این همه بدوبراه میگفته. من فیلم رو دوست نداشتم چون این جور اکشنها را دوست ندارم اما مطمئنم بهتر از این نمیشده کارتون لاک پشت های نینجا رو تبدیل به فیلم سینمایی کرد، واقعا کار خیلی سختیه.
معلوم نیست مخاطبین این فیلم چه کسانی هستند. بچه ها یا بزرگسالان. اکشن و بزن بزنش که مال بزرگسالانه اما بقیه ی قسمتهاش مال بچه هاست.
انگاری فیلم ساخته شده تا مگان فاکس عرض اندامی کنه و خودی نشون بده. باید اسم فیلم رو می ذاشتن "نینجاهای نوجوانِ مگان فاکس"!!!
باز هم خاطرات بچگی هامون رو خراب کرد این هالیوود. تنها صحنه ی خوبش همون صحنه ی تعقیب و گریز تریلی با ماشین ها توی سراشیبی تو برف هاست.