- نویسنده : راسل ادواردز
- |
- ترجمه : راضیه خضری
- |
- منبع : ورایتی
زندگی در شهر خیالی کایتان با تلقی و تصور ما از زندگی در ژاپن خیلی همخوانی ندارد، که حتی دشوار و بی رحمانه هم به نظر می رسد. ولی «طرح هایی از شهر کایتان» از آن دسه فیلم هایی نیست که بدون مقصود و هدف خاصی فقط سختی زندگیِ جمعی از آدم ها را نشان بدهد. نگاه فیلمساز به شخصیت های فیلمش که بر اساس هجده داستان کوتاه از نویسنده ای به اسم یاسوشی ساتو ساخته شده که خیلی وقت ها شیوه ی ریموند کارور در مورد شخصیت های داستان هایش را تداعی می کند. فیلمساز این ویژگی را با نوعی شفقت که خاص و تداعی کننده آثار کن لوچ است همراه کرده است. منظور شفقت خاص لوچ نسبت به افراد طبقه کارگر است که در عین حال با نوعی حفظ فاصله همراه است و پرسوز و گداز به نظر نمی رسد. برخلاف اغلب فیلم هایی که دامنه ای وسیع از شخصیت ها و موقعیت ها را مثل حلقه های زنجیری به هم وصل می کنند، هیچ یک از این حلقه ها نمی توان کم اهمیت یا نا به جا حساب کرد. داستان هایی که با قدرت و تاثیرگذاریِ تمام روایت شده اند در حکم آجرها و سنگ های محکم و نفوذناپذیری هستند که در مجموع، زیربنای باشکوه و استوار فیلم را می سازد.
در سبک و سیاق کارگردانی فیلم نیز نشانه ای از تظاهر و ادا و اطوار دیده نمی شود. هریک از نماهای فیلم دربردارنده ی اطلاعات تازه ای ست و به شیوه ای ماهرانه اجرا شده است. بازی همه بازیگرهای فیلم که شخصیت پردازی پرشماری هم دارد حرفه ای می نماید و این قضیه چنان چشمگیر است که واقعا نمی توان میان بازیگران آماتور محلی و بازیگران حرفه ای فیلم، تفاوت و تمایز ملموسی قائل شد. فیلمبرداری نیز در تصویر کردن فضای پربرف و باران شهر و نیز شرایط اقتصادیِ سختِ آن عالی عمل کرده است. با اینکه فیلم اثری کم هزینه محسوب می شود و با صرفه جویی های بسیار ساخته شده ولی واقعا در هیچ یک از عناصر تکنیکی فیلم نشانه ای از لطمه دیدن آن بابت این محدویت و تنگدستی دیده نمی شود.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...