نمایش ترسناکی از قدرتِ رسانه

دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰

  • نویسنده : اریک کوهِن
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : ایندی وایر

«واقعیت» این موضوع را مطرح می کند که جامعه بر طرز غیرقابل تصوری می تواند آدم ها را کوچک کند. اولین و آخرین نماهای درامِ ماتِئو گارونه از نمای بسیار بالا گرفته شده اند که باعث می شود آدم های مرکزی در اطراف خود حل شوند. همه چیز در قاب بندی ها، و فریم به فریمِ فیلم به صورت شهری عروسکی دیده می شود، گویی کارگردان ایتالیایی آگاهی ای خداگونه از خود ارائه می دهد. چنین ترکیب بصری به ما نشان می دهد که مردم همواره در تله ی محیط اطراف گرفتارند و هیچگاه نیز به طور کامل از آن آگاهی نمی یابند.
لوچیانو (آنیلو آرِنا) یک ماهی فروشِ اهل ناپل است که قصد دارد وارد برنامه "برادرِ بزرگ تر" (یک برنامه محبوب و پرطرفدار تلویزیونی در مورد شهروندان ایتالیایی که به صورت زنده پخش می شود) شود. در ابتدا، او زندگی ملال آور و خسته کننده ای به همراه همسرش ماریا (لورِدانا سیمیولی) و بچه های کم سن و سالش را تحمل می کند، با شور و شوق زیادی را در دکه محقر و کوچکش می فروشد و کلاهبرداری های کوچکی هم برای انک پول بیشتری انجام می دهد. او بخاطر ترکیب خاصی از غرور، و علایق و سلایق مردسالارانه اش تمایل دارد تا همیشه خانواده اش را تحت تاثیر فرار دهد. وقتی دخترهایش در فروشگاه برگه های حضور در برنامه "برادر بزرگ تر" را می بینند به او التماس می کنند تا در برگه ها را پُر کند، و او هم با اشتیاق قبول می کند. او بعد از به هم ریختن اعصاب مجری برنامه، اِنزو (رافائِل فرانته) که خودش یکی از شرکت کننده های سابق بوده، شانس کوچکی برای هنرنمایی در برابر دوربین برنامه به دست می آورد. از لحظه ای که درکِ لوچیانو از موقعیت هایی که قرار است پیشِ پایش قرار بگیرد تغییر می کند به یکباره زاویه دیدِ فیلم هم عوض می شود. او که احتمال شهرت و امنیتی همیشگی برای خودش و خانواده اش بیش از اندازه هیجان زده و از خود بیخود کرده، با آغوشی باز شور و اشتیاقِ اطرافیان و جامعه کوچکش را می پذیرد و خودش را گم می کند.
برخلافِ فیلم قبلی و تحسین شده ی گارونه، «گومورا»، که نگاهی تاریک به فضای فاسدِ جامعه داشت، «واقعیت» در داستانی که قصدِ انتقاد از آن دارد حل می شود. در لحظات خاصی از فیلم لوچیانو آنقدر از بازی در "برادر بزرگ تر" هیجانزده می شود که شریکِ شور و اشتیاقِ او شدن غیرممکن به نظر می رسد. سپس گارونه که یک واقعیتگراست به یکباره زیرِ پای ما و قهرمانش را خالی می کند – که غم انگیزترین بخش فیلم جایی ست که برادرِ لوچیانو به او می گوید که موقتا نقش او را در برنامه به دست آورده. البته "برادر بزرگ تر" و دیگر برنامه های رئالیستی، یعنی شوهایی که در یک خانه پشت درهای بسته ساخته می شوند از همان ابتدا سرانجامی اوروِلی (جورج اوروِل نویسنده رمان «1984» و «قلعه حیوانات») پیدا می کنند، اما «واقعیت» این را یک مرحله جلوتر می برد: فیلم از داستانی احساساتی درباره ماجراهای ناگوار مردی از طبقه متوسط تبدیل به نمایش ترسناکی از قدرت رسانه می شود. هرچه لوچیانو بیشتر متقاعد می شود که این برنامه زندگی اش را نابود کرده، شور و اشتیاقش تبدیل به پارانویا می شود، و همانطور که همسرش ماریا می گوید  باور می کند که "تلویزیون مشغول تماشای اوست."
رویکردِ صبورانه ی گارونه باعث شده تا این ایده به آرامی در زندگی او رسوخ کند، روندی که از اواسط فیلم قابل احساس است. اگرچه همین ابهامِ فیلم باعث تاکید بر بی ثباتیِ لوچیانو دارد. موسیقی شاد و دیزنی مانندِ الکساندر دِسپلاتِ بزرگ («قلمرویِ طلوعِ ماه» و «درخت زندگی») باعث شادی غیرواقعی می شود که برخلاف روند حوادثی ست که در طیِ داستان فیلم اتفاق می افتد. «واقعیت» احتمالا به این ایده که گارونه یک نئورئالیست سنتی ست پایان می دهد، ناتورالیسم او عمدا تا سکانس پایانیِ فیلم تماشاگران را گمراه می کند. خیلی منتقدها فیلم را با هجویه مارتین اسکورسیزی درباره رسانه ها، «سلطان کمدی» (1983) مقایسه کرده اند که مقایسه درستی ست چون هردو فیلم نه بر مشکلات شهرت بلکه بر تاثیر آن بر روی کسانی که به شکلی بیمارگونه و به دلایلی کاملا اشتباه به دنبالش هستند، تاکید می کنند. زیبایی شناسی برنامه-شوی رئالیستی به درون فیلم نیز نفوذ کرده است. سبک فیلمبرداری روی دستِ گارونه به شکل پرسه زنانه  با اکستریم کلوزآپ ها و برداشت های بلندش که در تمام صحنه ها سرگردان است و در آن گم می شود شما را به درونِ لحظات ناب فیلم می کشاند. سرنوشت لوچیانو به این دلیل این جنین خُردکننده ست که گارونه آن را با جزئیاتی فراوان جلو می برد. در واقع «واقعیت» هم تا حدودی یک برنامه رئالیستی مثل "برادر بزرگ تر" است که تاثیری به مراتب فراگیرتر به همراه دارد.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...