درخشان و خیره کننده در تمام زمینه ها

پنج شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۵۰

  • نویسنده : کنت توران
  • |
  • ترجمه : سمیرا توکلی
  • |
  • منبع : لوس آنجلس تایمز

«شوالیه تاریکی به پامی خیزد» به شکلی قوی قانع کننده و هیپنوتیزم کننده ما را کاملا تحت اراده خود در می آورد. ما به عنوان یک تجربه مشوش تا آنجا که ممکن است به واسطه فیلمی که می بینیم زندگی می کنیم. این نتیجه خیره کننده به سبب کریستوفر نولان کارگردان سه گانه «بتمن» که چیزی فراتر از یک فیلم ابر قهرمانی استثنایی است، و با هر استانداردی یک فیلمساز چیره دست به حساب می ­آید، رُخ می دهد. با وجود طول مدت شایان توجه 2 ساعت و 44 دقیقه که به هیچ وجه ملال آور نیست، به محض اتمام فیلم می خواهید آنرا دوباره بطور کامل ببینید. این تمایل شاید به این دلیل بوجود می­ آید که «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» ممکن است دلگیرترین و مایوس کننده ­ترین فیلم ابَر قهرمانی باشد، که تاکنون ساخته شده است. این فیلم از یک تبهکار بسیار ترسناک برای تاکید بر ضعف فیزیکی یک قهرمان که گاهی اوقات فراموش می­ کنیم چیزی بیشتر از یک انسان معمولی نیست، استفاده می­ کند. و همچنین تاکید دارد بر حالت سیاهی و حس تاریکی تقدیری که همیشه بر روح و ذهن بروس وینِ میلیونر و اجبار غم ­انگیزش برای مبارزه با جنایت چنبره می زند.
نولان و کریستین بیل با این شخصیت خشن در «بتمن می آغازد» و «شوالیه تاریکی» شگفتی آفریده اند و کارگردان گفته است که برای ساختن سومین فیلم به همان خوبی دو تای دیگر مصمم شده بود. نولان با مشارکت دادن برادرش جاناتان در فیلمنامه و دیوید اس گویر در داستان، کاراکترها و تم های دو فیلم «بتمن» قبلی را وارد جزئیات «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» کرده است. بازگشت عوامل ثابت از جمله مایکل کین در نقش آلفرد مشاور قابل اعتماد، مورگان فریمن در نقش لوسیوس فاکس مدیر عامل صنایعِ وین و گری اولدمن در نقش جیمز گوردون، کمیسرِ شهرِ همیشه در ستیزِ گاتهام. چهره ­های جدید برای گاتهام اما نه برای فیلم های نولان، سه ستاره­ «آغاز» (2010) هستند: تام هاردی که 30 پوند وزن اضافه کرده تا با داشتن ظاهری دلهره­آور، اهریمنی شناخته شده باشد. جوزف گوردون لویت که از ساختار نقش پلیس ایده ­آل گرایِ شهر گاتهام (جان بلیک) استقبال کرده است و ماریون کوتیار در نقش میراندا تیت، یکی از جذاب ترین اعضای انجمن صنایع وین. علاوه بر این با اضافه کردن آن هاتاوی در نقش سلینا کایل (کارا و طناز در نقش دوم) این فیلم «بتمن» از نظر بیشترین اجراهای زنان بازیگر در بین سه گانه­ ها به خود می ­بالد.
همچنین و تقریبا بی سابقه در یک فحوای ابَر قهرمانی «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» نشانه ­ای از گرایشات اجتماعی این دوره را به همراه دارد- یا چیزی که نولان "چیزی که این روزها ما را نگران می کند "می­ نامد- فیلم او با خونسردی هر دو گرایشات چپ و راست را به سُخره می­ گیرد، شروع با یک نگاه غرض آلود به اینکه چطور قانون و نظم جوامع وقتی که اساس آنها بر دروغ باشد از درون شروع به پوسیدن می ­کنند. دروغ هایی که «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» با آن شروع می­ شود همان هایی هستند که فیلم قبلی با آن به پایان می­ رسد. هاروی دِنت دادستان بخش گاتهام یک قهرمان ضد خرابکاری که فعالیت های سختگیرانه نسبت به جنایت دارد بوده نه یک جانی روان پریش که دو چهره نامیده می­ شود. و بتمن یک جانی سنگدل است نه قهرمانی که یکبار شهر را نجات داد. این وقایع آشفته به نوبه خود پذیرفتنی است (اگرچه آنها نتیجه ایده خود بتمن مبنی بر قربانی کردن خود بوده است).
بروس وین تبدیل به یک عزلت نشینِ زجر کشیده شده است که با سستی راه می رود و ریش بزی در آورده است. و او انجمن صنایع وین و یک پروژه ائتلاف دارد که میراندا تیت از اعضای آن، آن را "بهترین شانسِ جهان برای آینده­ ای پایدار" می ­نامد. ممکن است بتمن در انزوا باشد ولی تبهکاران جهان بیکار ننشسته­ اند. در لحظه ی با شکوه آغازین فیلم، یک گروه کماندو را می­ بینیم که با به چالش کشیدن مرگ یک هواپیما ربایی را در میان آسمان اجرا می ­کنند. کابل هایی از یک هواپیمای باری عظیم C-130 Hercules برای به دست گرفتن کنترل هواپیمای CIA کوچک زیرین پایین فرستاده می­ شوند (این بدلکاریِ واقعی بود که در آسمان اسکاتلند انجام شد. نولان هر وقت کاری از عهده انسان برآید از جلوه­ های کامپیوتری اجتناب می­ کند). نیروی شیطانی پشت همه اینها بین است: "متولد شده در جهنم، ساخته شده از رنج، سخت شده با درد" مزدوری که از مبارزه طبقاتی بی­ محتوایِ بازگشت قدرت به مردم برای اینکه شرارت خود را به منتها الیه برسانند سوء استفاده می­ کند. بین راه ترساندن مضاعف است. همانگونه که توسط هاردی اجرا می­ شود که استعداد ایفای چنین نقش هایی را دارد، مانند «برانسون» (نیکلاس ویندینگ رِفِن-2008) و «سلحشور» (گاوین او.کانِر-2011). بین هراس انگیز است اولا بخاطر شیوه هشدار دهنده ­ای که حرکات بدن حجیم او دارد، اما اگر این کافی نباشد بخاطر ماسکش است. پوشاندن نیمی از صورتش، از یک سو او را شبیه هانیبال لکتر کرده است و از سوی دیگر شبیه Darth Vader. ماسک بین که بطور دقیق کار گذاشته شده و یه وسیله ضروری برای استنشاق گاز ضد درد است تا درد ایجاد شده از یک جراحت قدیمی و ظالمانه را التیام بخشد. اگرچه اندازه آن باعث می­ شود تا فهم آنچه که او می­ گوید کمی مشکل باشد، ولی عامل رعب و هراس آنرا نمودارتر می ­سازد.
زن گربه­ ای مثل سلینا کمتر نگران کننده است، اما هنور هم بسیار خطرناک است. یک کلاهبردار که خصوصیات اخلاقی اش نیز به همان اندازه بدنش انعطاف پذیر است. هاتاوی کسی که برای اینگونه نقش های آزاردهنده و طعنه آمیز - «راشل ازدواج می کند» (جاناتان دِمی-2008) - جایزه کسب کرده است.  بخشی از فیلم را اداره می­ کند که در آن سلینا تصادفا از طریق راهی استوار جهان را اداره می­ کند. "طوفان در راه است آقای وین" او با حالت لرزه این را در گوش میلیونر زمزمه می­کند "شما و دوستانتان بهتر است برای یک فاجعه قریب الوقوع آماده باشید، زیرا هنگامی که آن اتفاق بیافتد، شگفت زده خواهید شد که چطور زمانی فکر می کردید می­ توانید با چنین وسعتی زندگی کنید و کمی برای بقیه ما جا باز خواهید کرد."
رویارویی گاتهام با یک تنگنای هولناک موجب بیدار شدن بتمن از انزوای خود خواسته ­اش می­ شود، اما مساله تنها این نیست که آیا او می ­تواند این کار را انجام دهد بلکه این است که آیا او باید این کار را انجام دهد؟ در برابر کسی چنین باهوش و قدرتمند و شدیدا ددمنش آیا او توانایی مقابله دارد؟ جواب: مثل همیشه فیلم های نولان پیچیده است. منابعِ کارگردان نه تنها رجعت شکوهمند بازیگرانش است بلکه گروه ممتاز او را نیز در بر می ­گیرد از جمله فیلمبردار والی فیستِر، ­طراحان تولید ناتان کرولی و کوین کاوانا، تدوینگر لی اِسمیت، طراح لباس لیندی همینگ. همچنین بازگشت دوباره آهنگساز هانس زیمِر، که اصرار بیش از پیش او به نوختن موسیقی با سازهای کوبه­ای (او به اعضای ارکستر خود گفته بود "من قصد دارم شما را چنان آموزش دهم که گویی از آغاز یک باند درام نواز بوده­اید") در پیشبرد فیلم به جلو موثر و ضروری است. همکاری نزدیک با این نوع صمیمیت خلاقانه و به همان میزان اشتیاق کارگردان در پایبندی به مکتب قدیم رمز موفقیت نولان در ساخت این فیلم های مستدل و فراگیر است. او ترجیح می دهد همه بدلکاری ها و اِفِکت ها را تا آنجا که ممکن است جلوی دوربین انجام دهد و بدون یک واحد کارگردانی ثانویه کار کند ("اگر احتیاج نباشد که من شات­ ها را در یک فیلم اداره کنم چرا باید اصلا این کار را انجام دهم؟" -نولان در گفتگو با فصلنامه Directors Guild). او بیش از یک ساعت در «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» یک شات را روی نگاتیو فیلم حجیم با فرمت IMAX فیلمبرداری کرد که باعث بهبود کیفیت تصاویر حتی برای تماشا روی نگاتیوهای 35میلیمتری می­ شود.
موفقیت چشمگیر «شوالیه تاریکی به پا می خیزد» بطور خوشایندی ما را حیرت زده کرده است که چنین فیلمساز بزرگی در جهان امروز یافت می­ شود. داشتن کارگردانی چنین خوش قریحه و توانا و عنایت به چنین پروژه تجاری که هیچ جایی برای پوزش باقی نگذاشته چیزی ورای دلگرمی برای این عصری که فیلم به عنوان یک هنر عامه پسند اغلب پیش از فهم لکه دار می­ شود، است. آیا پسندیده نیست که آکادمی هنرهای نمایشی و علوم که نسبت به دو فیلم اول این سه­ گانه که در زمره بهترین ها بودند بی اعتنا بود سرانجام این پیام را دریافت کند؟


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...