بتمن، جوکر: چشم در برابر چشم!

دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۰

  • نویسنده : کاسمو لاندِسمَن
  • |
  • ترجمه : پیمان جوادی
  • |
  • منبع : تایم

سینما پر از اَبَرقهرمانهای کامیک بوک است، اما واقعاً هیچکدام از آنها اعمال و رفتار قهرمانانه انجام نمی دهند. قهرمانان، در دوره ما که عصر مساوات طلبی ست و همه ملت ها به دنبال احقاق حقوق سیاسی ، اجتماعی  اقتصادی مساوی هستند، بیشتر مظهر و تجسم رویاهای مافوق توانایی های بشری هستند: امروز، اَبَرقهرمان ها باید نقطه ضعف یا کمبود هایی داشته باشند و در نهایت در جایی از داستان خراب کاری کرده و خیطی بالا بیاورند. آنها خیلی زیاد می خورند (هنکاک)، زود بر آشفته می شوند و به اشکال مختلف خشم و عصبانیت شان را بیرون می ریزند (هالک شگفت انگیز) و خودآزار هستند (مرد آهنی). پس، وقتی که به تماشای فیلمی با حضور اَبَر قهرمان ها می نشینیم با شرایط و وضعی غم انگیز و تاسف بار روبرو می شویم، حتی «بتمن» (کریستین بیل) هم دیگر قهرمان و شخصیت اول فیلمش نیست.

کاملاً قابل پیش بینی بود که دنباله «بتمن می آغازد» (2005) یکبار دیگر در گاتهام سیتی می گذرد. و یکبار دیگر،  کریستوفرنولان،کارگردانی متفکر و ژرف اندیش که پیش از این جایگزین تیم برتون  جادوگر و دنیای شگفت انگیز وی شد بار دیگر کارگردانی آخرین بخش از این مجموعه را بر عهده دارد.  تیم برتون در سال 1989 اولین «بتمن» را ساخت و نولان «بتمن» را از زیر سایه  برتون بیرون آورد. ما در «شوالیه تاریکی» با فیلمی خوش ساخت، پر از ساختمان های عظیم و آسمانخراش های شیشه ای روبرو هستیم اما همین برج های شیشه ای و غول آسا را ابرهای تیره و سیاهی احاطه کرده اند.

نولان در همان سکانس افتتاحیه فیلمش آشکار ا نشانه هایی از رابطه این فیلم با قسمت قبلی را یاد آور می شود: صحنه ای بدون دیالوگ و بدون هیچ اکشنی از حرکت دوربین که به شکل هِلی شات به سوی پنجره یک آسمانخراش پیش می رود. و اما جوکر (هیت لجر)، رئیس رذل و پست اراذل و اوباش شهر که کاری جز گروگانگیری و بمب گزاری در سطح شهر ندارد. بتمن هم خیلی راحت و در یک عمل غیر اخلاقی و غیر قانونی به شکنجه و اذیت و آزار افراد گروه های جنایتکار و اراذل و اوباش می پردازد. کریستوفرنولان، و برادر فیلمنامه نویسش جاناتان به دور از هر گونه جار و جنجال و خودنمایی فیلم بزرگی ساخته اند که در اکران تابستانی رکورد شکن و بسیار موفق بوده است. آنها فیلمی بزرگ، متفکرانه، جذاب، بسیار موثر و موفق ساخته اند که توانسته بسیاری از رکوردها را جا به جا کند و انبوهی از مردم را به سالن های سینما بکشاند. جوکر یکی از آن تروریست های شهری ست که ظاهر، پوشش و شکل و شمایل او نقش مهمی در تاثیرگذاری اش بر تماشاگران بازی می کند. جیمز گوردون (گری اولدمن) در جایی از فیلم می گوید: "برخی از انسانها فقط می خواهند شاهد نابودی دنیا باشند"، و این حقیقتی ست که تروریست ها دچار جنون آتش افروزی هستند. بِن لادِن و نیروهای منتسب به او با وجود تمام اعمال خلاف قانون و ضدانسانی شان هنوز نتوانسته اند آشوب و هرج و مرجی را که جوکر به وجود می آورد اعمال کنند و به لحاظ رذالت و خیانت با او فاصله زیادی دارند. برادران نولان که در فیلم های جذاب و معرکه ای مثل «یادآوری» و «پرستیز» حسابی همه را غافلگیر و شگفت زده کرده بودند، این بار نیز با «شوالیه تاریکی» با کلیشه ها و دستمایه های آشنای خودشان بار دیگر ما را متحیر و بهت زده کرده اند. جاناتان نولان در فیلمنامه اش داستان دنیای عادی و روزمره پلیس  ها، ماموران امنیتی، اراذل و اوباش، گروه های جنایتکار، مردم عادی و وکلا را تعریف می کند، و اما همه می دانند که این همان نمایش بزرگ آمریکایی ست. تلویزیون از اینگونه آثار را خیلی بهتر انجام می دهد: بخصوص از زمان نوشتن فیلمنامه تا نادیده انگاشتن رئالیسم و واقع گرایی در رویداها و صحنه ها. برای تماشای چیزهایی که کمتر نشانی از واقعیت دارند می توانید بهترین نمونه آن را در دنیای مجازی چنین فیلم هایی جستجو کنید. از میان تمام کاراکترهای حاضر در فیلم، هاروی دنت (آرون اِکهارت)، دادستان ایالتی، شایستگی این را دارد تا قهرمان گاتهام سیتی باشد. چونکه بتمن بیشتر مترصد و گوش به زنگ به دام انداختن گروه های خرابکار و رساندن آنها به سزای اعمالشان است. در واقع او مردی ست که به طور غیر قانونی به دنبال برطرف کردن موانع و مشکلات شهر بی در و پیکر گاتهام سیتی ست. پس در  قهرمان بودن او جای شک و تردیدی وجود دارد. آنچه را که مانع معاشرت و رفت و آمد بیل با هیبت بتمنی اش با مردم می شود لباس و پوشش خاص و مرعوب کننده اوست. مردم به اشتباه فکر می کنند که اگر شما یک کاراکتر با  جنبه هایی تاریک و نامشخص در فیلمتان ارائه کنید، او حتما باید آدم جالب توجه و جذابی از کار در بیاید اما این بتمن بیشتر یک آدم کسالت آور و خسته کننده است .

و اما جوکر. هیچ چیز خنده دار و با مزه ای درباره این جوکر وجود ندارد: او یک جنایتکار روانی با سرو وضع ژولیده و نامرتب است که همیشه یک لبخند استهزا آمیز بر روی صورت بی رنگش نقش بسته است. او تمام ویژگی ها و عناصر یک آدم عجیب و غریبِ غیر عادی را که یک فیلم جذاب و تماشایی به آن نیاز دارد یک جا در خود جمع آورده است.  جوکر آدمی لجام گسیخته و آزاد و رها از هر قید و بندی ست که او را به شدت هراس آور و ترسناک می کند، بخاطر اینکه شما خیلی زود متوجه می شوید که نمی توان هیچگونه گزند و صدمه ای به او وارد کرد. او ماورای خیر و شر، همه  نیروهای اهریمنی و انسانی و هر چیز دیگری ست که تصورش را بکنید.  با این حال، هرگاه که لجر روی پرده نیست «شوالیه تاریکی» کمی طولانی و کشدار به نظر می رسد. بدون لجر به یکباره حس سرگرم کنندگی، سرزندگی و شور و اشتیاق از فیلم رخت بر می بندد. در عوض صحنه هایی از حرف های نامربوط و مبهم اخلاق گرایانه درباره اینکه ما چطور یک تروریست را در آغوش بگیریم در فیلم وجود دارد. ما باید به جای اراجیف گویی و سخنان بی معنی درباره مبارزه با تروریست ها دقیق، محتاط و سنجیده عمل کنیم ، چونکه این هیولاها را در هر شکل و لباسی می توان یافت.

فیلم به نوعی مدعی قرار داشتن در جبهه ائتلاف  ضدجنگ و مبارزه بر علیه سیاست های جنگ طلبانه دولت آمریکاست. ما هر روزه به اشکال مختلف شاهد ازبین رفتن مردم بی گناه در نقاط مختلف جهان هستیم. شما وقتی رویدادهای عجیب و غریب و حوادث دلخراش مجله "گاردین" را می خوانید آنچنان منقلب می شوید که دیگر جنایت هاو معایب و عیب و نقص های  جوکر و حتی اشتباهات و نقایص خودتان را فراموش می کنید. اما من می دانم که به نقطه اوج یک قهرمان دست نخواهم یافت، چرا که یک قهرمانان امروز خود می خواهند که هیچ انگاشته شوند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...