- نویسنده : راضیه خضری
«پل
چوبی» برداشتی ایرانی از «کازابلانکا»ی مایکل کورتیز است. زندگی تازه شروع
شده امیر (بهرام رادان) و شیرین (مهناز افشار) که غرق در رویا و آرزوست با
ورود سرزده و بی موقع دوستان دوران دانشگاه دچار مشکلات ناخواسته ای می
شود و هرچه از زمان فیلم می گذرد فاصله میان این دو بیشتر و بیشتر می شود.
«پل چوبی» یک داستان عاشقانه است که در یک مقطع حساس از تاریخ معاصر ایران روایت می شود. فیلم تلاش بسیاری دارد تا از اشارات فراوان سیاسی خود و همینطور داستان عاشقانه اش سوءاستفاده نکند. فیلم روایتگر داستانی قدیمی و بارها تکرار شده، است. کارگردان فیلم، مهدی کرم پور تلاش بسیاری کرده تا در مضمون به یک تعادل همه جانبه دست یابد. او نوک تیز پیکان انتقاداتش را به سمت جامعه گرفته و با جسارت و شجاعت سیستم را عامل و متهم اول تمام سرخوردگی های قهرمانانش می داند. در مسیر این روایت، خودِ فهرمان، متهم ردیف اول است. چرا که امیر اصرار دارد تا فرزندش در جایی بهتر از ایران به دنیا آید، و در آغاز سال نو از تحقق رویاهایش در سال آینده دارد. او نه آنقدر قدرت و جسارت دارد که با تمام قدرت و با تمام وجود به دنبال خواسته هایش برود و نه آنقدر واقع گرا و منطقی ست که به حقیقت و آنچه که واقعیت است قانع باشد.
فیلم بر یک بستر ملتهب سیاسی می گذرد. اشارات سیاسی فیلم کاملا در خدمت داستان و فضای آن قرار دارد. علی رغم اینکه در تمام طول فیلم سیاست کاملا در حاشیه قرار دارد اما هیچکدام از شخصیت های آن از ترکش های آن در امان نیستند. و همین مشکلات پیچیده و دیرینه سیاسی ست که آغازگر جدایی میان امیر و شیرین می شود و درنهایت همین مشکلات سیاسی ست زمینه ساز و در نهایت باعث جدایی این دو می شود (چون که شیرین مجبور می شود برای اخذ ویزا زودتر از امیر تهران را به قصد دبی ترک کند. و همینطور درگیری های پس از انتخابات باعث تعطیلی طولانی مدت پروژه ساختمانی امیر، و دستگیری خواهر امیر می شود، تا رابطه امیر و شیرین به پایان راه خود برسد).
در کنار همه اینها باز هم نمی توان از ضعف مفرط فیلمنامه ی فیلم ها نگفت. فیلم پر از حفره «پل چوبی» نیز از این امر مستثنی نیست. قطعا با یک فیلمنامه بهتر و کار شده تر «پل چوبی» نیز فیلمی قوام یافته و ماندگارتر تبدیل می شد. هرچند که بحث های تکمیلی و کامل تر، و قضاوت نهایی را باید به زمان اکران عمومی محول کرد.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...