- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
«شب
وحشت» در لوکیشن مناسب و ایده آلی ساخته شده است: لاس وگاس، شهری که بابت
شب هایش معروف است، و در محله ای در حال توسعه در حومه شهر که وحشت دور تا
دورش را فرا گرفته است. در واقع تماشاگر در نمای بالا تعدادی ساختمان و
بلوک ساختمانی می بیند که در میان بیابانی برهوت محصور شده اند. کسی که
اولین خانه را در این محل خریده یا خیلی دلِ شیر داشته یا به طرز احمقانه
ای خوش بین.شاید این آدم جری (کالین فارِل) باشد. مردی مجرد، خوش تیپ و جذاب که در همسایگی خانواده بروستر زندگی می کند. چارلی بروستر (آنتون یلکین) نوجوانی ست که به پدیده های عجیب و غریب بخصوص خون آشام ها علاقه نشان می دهد و اطلاعات زیادی در رابطه با آنها دارد. همین امر باعث مشکوک شدن وی به حرکات و رفتار همسایه شان از پشت پنجره می شود. جین (تونی کولِت) مادر چارلی که از همسرش جدا شده به رفتارهای جری نسبت به دوست دخترهایش مشکوک است. مجموعه ای از اتفاقات و همچنین وجود یک سطل بزرگ پر از نخاله ساختمانی در جلوی درب ساختمان بدون اینکه نمای خانه تغییری کرده باشد روز به روز بر شک این مادر و پسر نسبت به همسایه شان می افزاید. علاوه بر این، جری
تمام پنجره های خانه
اش را پوشانده است. شاید این کار در شهری مثل لاس وگاس که مردم شب ها کار
می کنند و روزها می خوابند چندان دور از انتظار نباشد. ار آنجایی که خانه
کاراکترهای اصلی فیلم نزدیک به هم واقع شده، چارلی می تواند به راحتی حرکات
مشکوک جری را از طریق پنجره اتاقش زیر نظر داشته باشد. اِد (کریستوفر
مینتز-پلیز) دوست چارلی که تعدادی از همکلاسی هایش ناپدید شده اند در شک
چارلی نسبت به خون آشام بودنِ جری او را همراهی می کند.«شب وحشت» تا اندازه ای شبیه یک فیلم خون آشامی خوب و تاثیرگذار به همین نام (تام هالند - 1985) است. فیلمی با بازی درخشان و تاثیرگذار رودی مک داوِل در نقش بازیگر سابق فیلم های ترسناک تلویزیونی به اسم پیتر وینست که برای آموزش روش های شکار آدم ها توسط خون آشام ها به پسری نوجوان به استخدام وی درآمده است. در این فیلم پیتر وینسِت (دیوید تِنانت) جادوگری انگلسیی ست که به عنوان متخصص خون آشام ها به لاس وگاس آمده است.
جدا
از داستان فیلم که نمی توانم برایتان لو دهم، باید به دوست دختر بسیار
جذاب چارلی اشاره کنم. مادرش جین شخصیتی محکم و خودساخته دارد و هیچکس
حتی پلیس ها نیز حرف های چارلی در رابطه با جری را باور نمی کنند.
پلیس
هایی که برای بررسی ادعاهای چارلی باید تا محل سکونت وی یک مسیر طولای طی
کنند. دیوید تنانت که خودش هم مثل پیتر وینسنت آدمی عجیب و بداخلاق است در
پنت هاوسی زندگی می کند که پر از وسایل خون آشام هاست و انگار عطش سیری
ناپذیری دارد و مدام در حال مصرف الکل است.
او مردی خودخواه و پرخاشگر است و اصلا به درخواست های کمک چارلی توجهی نمی
کند. و خُب چیزهای زیادی هم درباره خون آشام ها نمی داند.
«شب وحشت» به کارگردانی گریک گلیسپی با فیلمنامه مارتین ناکسون فیلم به مراتب بهتری از «مقصد نهایی 5» است. این را با در نظر گرفتن دنباله های احتمالی «شب وحشت» در آینده می گویم. دنباله هایی که در آنها افراد مشکوک دیگری در لوکیشن های متفاوت ظاهر خواهند شد. هرچند به نظر من همین دو فیلم ساخته شده به فاصله 26 سال برای چنین موضوعی کفایت می کند. این فیلم هم مثل نسخه 1985 تا اندازه ای از کمدی بهره برده است، از جمله شوخی هایی با رفتارهای معمول خون آشام ها توسط جری آن هم در صحنه هایی که سعی در ترساندن چارلی دارد. و اما از نقاط ضعف فیلم باید به محصولات تجاری تبلیغاتی جای داده شده در برخی صحنه های فیلم اشاره کرد. ولی در هر صورت به نظر من «شب وحشت» یکی از فیلم های اکران تابستان امسال به شمار می رود.
در آخر توصیه می کنم که فیلم را به صورت دو بُعدی ببینید، چونکه در تبدیل به سه بُعدی حداقل 20 درصد از نور طبیعی فیلم کاهش می یابد که این مورد برای چنین فیلمی که بیشتر در شب و فضای داخلی و نورپردازی داخلی فیلمبرداری شده آزاردهنده خواهد بود.

دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...