- نویسنده : مايكل سِراگو
- |
- ترجمه : لادن آرمند
- |
- منبع : بالتيمور سان
گروه
سازندگان مبتكر "استوديوهاي آسمان آبي" از قصۀ مصور و شعرگونه كوتاه دكتر
سيس (درباره فيلي كه گوشهاي بزرگش صداي دنياي موجود بر روي يك گرده كوچك
را ميشنود) يك فيلم بلندِ پرشور و هيجان ساختهاند. برخلاف فيلمسازاني
نظير ران هاوارد با فيلم «چگونه گرينچ كريسمس را دزديد؟» و بو وِلچ با
«گربه كلاهپوش»، گروه آسمان آبي (از جمله كارگردانان جيمي هيوارد و استيو
مارتينو و نويسندگان كن دوريو و سينكو پل) به روح و شخصيتهاي كتاب وفادار
ماندهاند و حتي شاخ و برگهاي زيبا و بي شماري به آن افزودهاند. اگر
از دوران ابتدايي به بعد اين كتاب را نخواندهايد بايد بگويم كه تماشاي
اين فيلم بهطرز شگفتانگيزي احساس لذتبخش و نايابِ ارتباطي دوباره با يك
دوستِ دوران كودكي را به شما منتقل ميكند كه شايد طور ديگري به نظر برسد
ولي بهگونهاي ذاتا همان است كه بود.
هورتون تقريبا يك دوست تمامعيار است. دكتر سيس (يا نام واقعياش، تئودور سيس جيسِل) اين نبوغ را داشته كه ايده "فيلي كه هرگز دوستش را فراموش نميكند" را توسعه دهد. در جايي از اين فيلم هورتون به دوست جديدش، شهردار هوويل ميگويد: "وفاداري يك فيل، صددرصد است"؛ اين جملهاي است كه نويسندگان از ديگر شاهكار شاد و خرم دكتر سيس يعني «هورتون تخم را جوجه ميكند» (Horton Hatches the Egg) وام گرفتهاند. اين فيلم اصلا درباره پافشاري هورتن بر همين جملۀ پندآميز است؛ حتي اگر تمام موجودات جنگل نول فكر كنند كه كلهاش ديگر كار نميكند.البته ساكنان هوويل هم فكر ميكنند شهردارشان ديوانه شده است. «هورتون صداي يك هو ميشنود!» داستاني است درباره بقاء. هورتون در تلاش براي محافظت از گرده از دست موجودات بدي كه فكر ميكنند اعتقاد او تهديدي است براي شرايط موجود، محدوديتهاي استقامتي، انعطافپذيري و طولي خرطومش را امتحان ميكند؛ و از طرف ديگر شهردار بايد مردمش را متقاعد كند كه هوويل دوست ناديدهاي به نام هورتون دارد كه از آنها در برابر حملۀ ديگر ساكنان جنگل نول محافظت ميكند.
جذابيتهاي اين فيلم براي كودكان به مراتب بيشتر است. هوها مانند دوستان خيالي هستند كه موجوديت مييابند. زندگي آنها در دنيايي به اندازه يك ذره مطرحكننده اين ايده است كه هر فضاي دروني به وسعت فضاي خارجي است اما در ابعادي ديگر. دنيايي كه هورتون از آن مراقبت ميكند براي ساكنان جوان جنگل نول نيز تجربهاي از قدرت آفرينش و پذيرفتن احتمالات جديد است. البته فيلم براي بزرگترها هم چيزي بيش از يك اثر نوستالژيك است: چون شرحي است بر شيريني و سختي تصورات و ايدهآلهاي دوران كودكي؛ كه ميگويد اگر هميشه آنها را با خود داشته باشيد در زندگي قويتر خواهيد بود. اين كارتون هم به اندازه فيلمهاي ساخته شده از روي آثار دكتر سيس شلوغ و پلوغ است ولي با اين حال جذاب و وجدآور است چون انيماتورها، ديد و بينش اصيلي داشتهاند كه به ديدگاه اصيل منبع الهامشان پيوسته است. هورتون در جايي از فيلم ميگويد: "يك موجود يك موجود است و اهميتي ندارد چقدر كوچك باشد". اين جمله بيانگر صراحت اخلاقي داستان است؛ كه البته هميشه بخشي از فلسفه گروه آسمان آبي بوده است. اين جمله در اولين فيلم بلند گروه آسمان آبي يعني «عصر يخبندان» از زبان اِسكرات، سنجاب داستان شنيده ميشود.
تمام
شوخيهاي كلامي فيلم درجه يك نيستند ولي اغلب غيرمنتظره هستند بهويژه
وقتي هورتون اداي هِنري كيسينجر و
جان اف. كندي را درميآورد. از لحاظ بصري
هم فيلم به مانند چرخ و فلكي است كه از سوار شدنش خسته نميشويد. خالقان
اين اثر براي خلق آن زحمت زيادي كشيدهاند و همين دليل پويايي متمايز آن
است. انيماتورها جنگل نول را با شخصيتهاي متعددي پر كردهاند.
جيم كري و انيماتورها، هورتن را سرشار از شور و اشتياق كردهاند. استيو كارل هم به خوبي از عهده نقش شهرداری برآمده كه با 96 دختر، يك پسر و يك همسر وفادار احاطه شده است. فيلمسازان اين پسر (در كتاب كوچكترين هو در ميان همه است) را بدل به شخصيتي تيم برتوني كردهاند؛ بچهاي بدعُنُق با خلاقيتي دستنخورده و يك زندگي دروني. «هورتون صداي يك هو ميشنود!» فيلمي است كه هر كسي را ترغيب به زدن شيپور خودش ميكند (و اهميتي نميدهد كه او چقدر كوچك است يا كم اهميت) و از چيزي كه حاصلش ميتواند صدايي گوشخراش باشد، يك سمفوني ساده خلق ميكند
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...