- نویسنده : راجر ایبرت
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : روزنامه تهران امروز
به
نظر مي رسد «منطقه سبز» يک فيلم جنگيِ آمريكايي به سبك و روش هيچكدام از
فيلم هاي هاليوودي كه تا به حال ديده ايم نباشد: ما در اينجا قهرماني
نداريم بلكه يک فريب خورده داريم. پيامِ فيلم اين است كه داستان "سلاح هاي
كشتارجمعي عراق" واقعيت ندارد و همه آنها حاصلِ دروغ پدازي هاي دولتِ نو
محافظه كارِ آمريكا بوده است. آنها با دروغ هايشان درباره اين سلاح ها تنها
قصد داشتند بر روي فريبكاري شان در رابطه با جنگي بود كه قرار بود راه
بيندازند سرپوش گذارند.
آيا اين حقيقت دارد؟من اينجا چيزي براي گفتن ندارم. قطعاً اين عنصري ست كه در روايتِ جديد بيشتر از همه مورد استفاده قرار مي گيرد تا به تدريج حقايق در رابطه با عراق برملا شود. فيلم ادعاهاي دروغيني كه باعث رفتن ما به جنگ شدند را به تصوير كشيده است. «منطقه سبز» به كارگرداني پل گِرين گِراس تريلري ست كه هيچ ادعايي در رابطه با اينكه بر اساس واقعيت ساخته شده ندارد، اما كاراكترها و موقعيت هايي را فراهم كرده كه تشابه غريبي با زندگي واقعي و آنچه كه واقعاً اتفاق افتاده دارد. كارگردان فيلم كه دو فيلم از سه گانه ی «بورن» را هم ساخته، مكانِ رخدادهاي فيلم جديدش را به بغداد منتقل كرده،با بازي قهرمانِ توقف ناپذير اكشن مت ديمون.
اين فيلم تنها يك تريلر نيست. فيلم روي نكته مهمي دست گذاشته است: نيروهاي آمريكايي در ابتدا به پيروزي برق آسا، سريع و آساني دست مي يابند، اما اشتباهات احمقانه زماني شروع مي شود كه بوش از آن به عنوان "مأموريتِ انجام شده" یا "ماموریتی پایان یافته" تعبير مي كند. يك اشتباه سرنوشت ساز و تاريخي در محاسبات كه عواقب وخيمي در پي دارد. «منطقه سبز» نشان مي دهد كه اشتباهات مهلک و مرگبار ايالات متحده در حضور ناظران متعددي در دنيا رخ داد. افسران و مردان ارتش عراق مورد هدف قرار گرفتند و آنها هم با سلاح هاي كشتارجمعي شان از عراق خارج شدند. ارتش عراق بخاطرِ نقشي كه به عنوان كمك كننده و عاملِثبات قدرت صدام بازي كرده هيچگاه محبوب و مورد علاقه مردم اين كشور نبود اما حالا عاطل و باطل، مسلح، ناراضي و ناخشنود به حال خود رها شده است.
ديمون در نقش ستوان روي ميلر ظاهر شده. در ابتداي فيلم او را مي بينيم كه حمله به يك انبار مشكوك به وجود "سلاح هاي كشتارجمعي" را رهبري مي كند. هيچ چيز وجود ندارد. يک حمله ديگر جهت پيدا كردن "سلاح هاي كشتارجمعي" شكل مي گيرد. از آنجايي كه برخي از اين حملاتِ بي نتيجه تلفات انساني به همراه دارد او شروع به خواندن گزارش هاي سازمان سيا مي كند، گزارش هايي كه منجر به حمله به عراق شده است. او در طي جلسه هماهنگي در حضور افسران ديگر با يک عامل اطلاعاتي ايالات متحده به اسم پوند استون (گرِگ كاينِر) روبرو و درگيري لفظي كوتاهي با وي پيدا مي كند. پوند اِستون به گفته خودش تنها به دنبال انجام وظيفه اش است و خودش را يک كارمند ساده دولت فدرال معرفي مي كند. اما ظاهراً مأموريت او فراتر از اينهاست. سپس ميلِر به طور اتفاقي با مارتين براون (بِرِندان گليسون - «دربروژ»)، يك مامورِ درشت هيكلِِ سفيد مويِ ميانسال كه كارشناسي خبره و كهنه كار در امور خاورميانه است برخورد مي كند. او به زودي با براون براي فائق آمدن بر شک ها و ترديدهايش ملاقات مي كند.
«منطقه
سبز» نشان مي دهد كه سازمان سيا هيچ مدركي براي اثبات وجود سلاح هاي
كشتارجمعي در عراق نداشته است. پوند اِستون نه تنها معمارِ اين داستان
ساختگيِ نو محافظه كارانِ كاخ سفيد است كه عامل و مجري اين داستان جعلي و دروغين نيز محسوب مي شود. او حتي يك گروه نظامي در اختيار دارد كه مستقيماً تحت فرامين او هستند و از او دستور مي گيرند.ميلِر
همچنين يك روزنامه نگارِ زنِ نيويوركي به اسم لوري داين (اِمي راين) را
هم ملاقات مي كند، كسي كه گزارش هايش در مورد اطلاعات محرمانه يک جاسوس و
خبرچين عراقي پايه و اساسِ ادعاهاي وجود سلاح هاي كشتارجمعي ست. ميلِر پس
از صحبت با او متوجه مي شود كه يكي از ملاقات بلندپايه ارتش عراق، ژنرال
الداوي (ايگال نااور) در اردن با پوند اِستون ملاقاتي داشته و برخلاف آنچه
پوند اِستون ادعا مي كند صريحاً به او گفته است كه صدام فاقد هرگونه سلاح
كشتار جمعي ست. بنابراين سرويس هاي اطلاعاتي شروع مي كنند به جوسازي و موجه
نشان دادن و لاپوشاني خواسته ها و اميال جنگ طلبانه نومحافظه كاران.
گِرين گِراس با برايان هِلگِلاند به عنوان فيلمنامه نويس كار كرده كه نتيجه كار قابل توجه است. گِرين گِراس با محدود كردن كاراكترها و استفاده از بازيگران مخصوص براي نقش هاي خاص شبكه اي از فريبكاري هاي ساده و آسانِ به ظاهر پيچيده اي را به تصوير كشيده كه تماشاگران به آساني متوجه آنها مي شوند. همچنين يك بومي به اسم فِرِدي (خالد عبدالله) به ميلِر كمك بزرگي مي كند. او با به خطر انداختن زندگي اش به عنوان مترجم به او كمك مي كند. كارها،حركات و رفتار او به عنوان يك مترجم و ديالوگ هايي به زبان مي آورد نقشي كليدي در فيلم ايفا مي كنند.
صحنه هاي اكشن و درگيري در «منطقه سبز» متعاقب كارهاي قبليِ گرين گراس سبك، روش و پرداختي گيج كننده و سرسام آور دارند: در طول تمام اين قسمت ها تعداد زيادي كات هاي سريع در بين نماهاي دوربين روي دست وجود دارد. من بابت پيچيدگي هاي موجود در داستان اذيت نشدم. اين شايد به خاطر اين باشد كه برخلاف فيلم هاي «بورن» سكانس هاي اكشنِ غير ممكن و عجيب و غريبي وجود ندارد. وقتي كه ماشيني را در حال تعقيب و گريز مي بينيم به جلوه هاي بصري فكر مي كنيم اما همه اينها در مكان ها و در دنيايي واقعي گرفته شده اند. اين فيلم خوبي ست كه ما را مجبور به فكر كردن در رابطه با داستانِ خود مي كند.
بدون
شك «منطقه سبز» درباره كساني است كه هنوز از دروغ هاي سرويس هاي اطلاعاتي
دفاع مي كنند، آنهايي كه با دروغ ها و داستان هاي ساختگي بهانه حمله ما به
عراق را فراهم آوردند. بله، فيلم داستاني ست. اين يك تريلر است، مستند
نيست و در فيلم هم قابل مشاهده است. شايد ديگران مخالف عقيده و نظرات من
باشند. شايد آخرين دروغ اين باشد: اين فيلم يك تريلرِ دلهره آورِ جهنمي ست.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...