- نویسنده : اِمی بیانکولی
- |
- ترجمه : پیمان جوادی
- |
- منبع : سانفرانسیکو کراونیکل
هری
پاتر، بار دیگر با بازی و نقش آفرینی دانیل رادکلیف راهی طولانی از زمان
«هری پاتر و سنگ جادو»، از زمانیکه به عنوان پسربچه ای یتیم با عینکی بر
چشم هایش و جای زخمی بر چهره به شکل آذرخش حاصل از اولین رودررویی با دشمن
قدرتمندش با اسم مستعار لُرد ولدمورت، طی کرده است. ولدمورت کسی است که
باید اسمش را نبرد (حتی در فیلم ششم هم اسم واقعی او به زبان آورده نمی شود
مگر در تصاویری از زمان کودکی اش). فیلم ماقبل آخر با یک نبرد سرنوشت ساز و
نهایی در وزارت سحر و جادو به پایان رسید، جائی که شاهد مرگ پدرخوانده اش
بود و در نهایت از طریق گوی بلورینِ پیشگویی متوجه می شود او را "یک
برگزیده و منتخب" لقب داده اند.
«هری پاتر و شاهزاده دورگه» اقتباسی ست از ششمین کتاب از سِری کتاب های پرفروش جی کی رولینگ. باز هم با هری پاتر و گروه دوستان همیشگی اش روبرو هستیم: هِرمیونِ درسخوان که همیشه سرش توی کتاب است (اِما واتسون)، رونِ وفادار (روپرت گِرینت) و جینی، خواهر شجاع و پردل و جرات رون (بانی رایت). مأموران لُرد سیاه معروف به مرگ خوارها از سوی او رها شده اند تا با وحشیگریِ لجام گسیخته شان به شکل یکسانی هر دو گروه موگِل ها – آدم های معمولی – و جادوگرها را وحشت زده و مرعوب نمایند. دراکو مالفوی (تام فِلتون) نفرت انگیز به شکل مخفیانه رابطه ای خائنانه با تعدادی از فرستادگان لُرد سیاه دارد. هوراک اسلوگهورن (جیم برادبِنت) پرفسور جدید هاگوارتز، یک متملق و چاپلوس خُل و غیر عادی ست. دوست جدیدِ رون (جِسی کاو) هم یک دختر خوش لباسِ و بی عاطفه است که با حرکات ماشین وارش فرق چندانی با مجنون ها و دیوانه ها ندارد.
بسیاری از بازیگران در نقش های خود بازی های خیره کننده ای ارائه نموده و به خوبی ویژگی های نقش ها و کاراکترهای خود را به نمایش گذاشته اند: برادبنت به زیبایی شما را به سوی خود جذب می کند. واتسون سرخوردگی ها و دل شکستگی هایش و فِلتون هم عصبانیت و ترس های خود را با لرزش و به ارتعاش درآوردن اندام و چهره شان به نمایش می گذارند. مایکل گامبون در نقش آلبوس دامبلدور مردی خیرخواه و خیراندیش است که در پسِ صدای بم و مردانه اش شوخ طبعی خاصی به چشم می خورد. او مردی باوقار، متین و موقعیت سنج است که با به موقع عمل کردن و به موقع حرف زدنش اعتماد اطرافیانش را به دست آورده است. رادکلیف در نقش هری، مثل همیشه سریع و پرهیجان حرف می زند و در واقع سرگرم کننده ترین سکانس ها در هر شش فیلم مربوط به اوست. او با یک حرکت سریع به لباس و ساز و برگ اش مجهز شده و با وجود تمام تردیدها و دودِلی هایش با شور و حرارت و هیجان صحبت می کند. معمولاً در صدای او به طور همزمان غم و اندوه و همینطور ایمان به پیروزی در مسیر دشواری که در پیش روی دارد به چشم می خورد.
به
لحاظ ظاهر و ویژگیهای بصری، «هری پاتر و شاهزاده دورگه» بیشتر از فیلم های
قبلی این مجموعه فضایی گوتیک و قرون وسطایی دارد. فیلم به آرامی آنچه را
که در چنته دارد رو می کند و خشونت به تدریج مثل گِرد آمدن ابرهای توفان زا
به طور شومی بر فیلم سایه می اندازد. تنها با یک نگاه به هاگوارتز، این
مکان را خاکستری رنگ، تیره و تار و دلگیر می
یابیم، یعنی همان قلعه ممنوعه
ای که همیشه بوده. این فیلم تیره و تاریکی ست که همین مسئله فهم آن را تا
اندازه ای برای بچه ها دشوار می کند. اما به هر حال هفتمین حماسه این
مجموعه و بخش نهایی آن تاریک ترین در میان همه آنهاست که باید منتظر به
نمایش درآمدن آن بمانیم.
برای خوانندگان، بزرگترین رضایت از حماسه هری پاتر دنبال کردن و پیگیریِ سرنوشت کاراکترهای جوان و مورد علاقه شان است که از اولین قسمت شاهد رشد و نمو و بالغ شدن– سقوط و افتادن و دوباره به پا خواستن و ایستادنشان و در نهایت به پیشواز خطر و یا سرنوشت رفتن آنها- بوده اند. برای سینماروها و اهالی سینما نیز رشد و بلوغ بازیگرانشان در طول تمام این قسمت های مجموعه در طریقه، سبک و راه و روشی که رولینگ در دنیایش برایمان مجسم می کند و به تصویر می کشد، رضایت بخش است. "پسر کوچک ویترین کتابفروشی ها" تبدیل به جنگجویی با چشمان درخشان و سرشار از شور و شوق شده، نوجوانی که از آخر و عاقبت و سرنوشت خود باخبر است، شبیه همه قهرمانان واقعی عمل می کند، با همان شجاعت، ذکاوت و هوشیاری.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...