سال های از دست رفته

چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۲:۱۱


«تابستان» از آن دسته فیلم هایی ست که در طول یک جشنواره خسته کننده و ملال آور می تواند هر بیننده ای را سر ذوق و شوق آورد. شخصیت اصلی فیلم، کاریل مردی ست از طبقه کارگری که از دوستِ معلول ، اَلِکُلی و در حال مرگش پرستاری و مراقبت می کند. او همیشه به گذشته خود از جمله گذشتِ سریعِ دورانِ نوجوانی و جوانی، فرصت های از دست رفته در رابطه با عشق اش و حادثه ناخوشایندی که برای دوستش و انگشتان دستش اتفاق افتاده افسوس می خورد. فیلم علی القاعده فیلم بزرگی ست، اما بازی های درخشان و خیره کننده همه بازیگران یکی از عوامل موفقیت فیلم است تا از فیلم به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فیلم های چند سال اخیر نام برده شود.

شاون (رابرت کارلایل) و داز (استیو اِوِتِز) معروف به پسرانِ بدِ دهکده دوستانی صمیمی و جدا نشدنی اند. آنها به واسطه روابط صمیمانه و باور نکردنی شان دوستانی نمونه و در واقع دوستانی برای همیشه محسوب می شوند. آنها همیشه و همه جا همراه یکدیگرند . بچه ها محیط پیرامون شان را با شیطنت هایشان آشفته کرده و به هم می ریزند و با سر و صدا و جیع و داد فراوان نظم و آرامش دیگران را بر هم می زنند . معمولاً در تمامی این شیطنت ها شاون دوست مونث اش به اسم کتی (راشل بِلَک) را نیز اینجا و آنجا به دنبال خود می کشاند. در ادامه داستان شاهد زندگی اشان در بزرگسالی در کنار یکدیگر هستیم، و بعد از آن فیلم بر روی قضیه معلولیت داز که به سیروزیا یا بیماری بافته های اندام مبتلاست  متمرکز می شود. فیلم از منظرِ شاون و از میان چشمان وی به تصویر کشیده شده است. ما از طریق فلاش بک های متعدد رهسپار دوران نوجوانی و جوانی آنها می شویم و طی همین فلاش بک هاست که دلیل این همه وفاداری و از خودگذشتگی شاون نسبت به داز را متوجه می شویم. فیلم راویت ساده و غیر پیچیده ای است درباره غم از دست دادن، ندامت و پشیمانی برای یک عمر زندگی. بازی های دیدنی و بی عیب و نقص بازیگران ستون اصلی موفقیت های فیلم محسوب می شود به ویژه کاریل که بهترین بازی اش بعد از «قطار بازی» (دنی بویل، 1996) را از وی شاهد هستیم.

«تابستان» روایتی از سه مقطع زمانی از زندگی شاون است. دوران پاک و بی آلایش نوجوانی که شاون و داز  با دوچرخه سواری های دیوانه وار و  با داد و فریاد و سر و صدا به این سو و آن سو می روند و در میان بوته زارهایِ جنگل و بیشه های سرسبز دست و پاهایشان را زخمی و خود را خسته و زار و نزار و فرسوده می کنند، و سپس زندگی خسته کننده و کسالت آورشان در بزرگسالی در کنار یکدیگر و مراقبت و پرستاری شاون از داز و بالاخره بیست دقیقه پایانی و انتهایی فیلم. آنها نسبت به یکدیگر بسیار نزدیگ و صمیمی هستند. زندگی و دوران نوجوانی شان در هم آمیخته شده و دلیل واقعی این همه تعهد و وفاداری میان کاراکترهای اصلی انگیزه ها و دلایلی متقاعد کننده و کاملاً منطقی دارد. میان کاراکترهای اصلی فیلم رازی پنهان وجود دارد تا در پایان فیلم با رازگشایی از آنچه میان آنها اتفاق افتاده تمامی اتفاقات فیلم و روابط میان کاراکترها به طور استثنایی قانع کننده، جالب و تاثیر گذار به نظر برسد. فیلم همچنین زمان کافی برای روابط گذشته و حالِ میان کاراکترها اختصاص داده است.

روابط خویشاوندی، نیرو و توانایی پیوندها، تعهدات دوستی و رفاقت و گناهکاری و مجرم بودن در طول فیلم به شکلی ظریف و موشکافانه و نمادین به تصویر کشیده شده. داستان فیلم به شکل باورپذیری پستی ها و بلندی های یک زندگی واقعی را به تصویر کشیده و هرچند تاثیر طولانی مدتی بر بیننده نمی گذارد اما نامعقول و نامحتمل نیز به نظر نمی رسد. در اینجا ما شاهد صداقت و سادگی مردمی هستیم که در جای جای این دنیا پراکنده و گسترده هستند. این فیلم انگلیسی به لحاظ فضا و حال و هوا شباهت بسیاری با «شانزده سالگی شیرین» (کِن لوچ -2002) و «اینجا انگلیس است» (شاون میدوز- 2007) دارد. هرچند که «تابستان» محبوبیت و جذابیت فیلم های یاد شده را ندارد اما بی تردیدی فیلم بسیار خوبی ست که تا مدت ها در ذهن تماشاگران باقی خواهد ماند.

این فیلم بهترین و کامل ترین اثر کِنِت گِلِنان یکی از موفق ترین کارگردان های جوان و خوش قریحه نسل جدید سینمای انگلستان است. «تابستان» در مجموع فیلمی جالب توجه، تحسین برانگیز و به یادماندنی است که ارزش دیدنِ بیش از یکبار دارد.


منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...