- نویسنده : رايان كراكنِل
- |
- ترجمه : غزال ترک فر
در همه تعطيلات تابستان، طبق آخرين تحقيقات پيشرفته "الماسها بهترين دوست دخترها هستند" و اين چيزي است كه بارها ثابت شده است. من از همسرم براي تكميل و تنظيم فهرست خواستههايش سؤال كردم و بعد از 30 دقيقه، من را متعجب كرد. چرا خودم را به زحمت و دردسر انداختم؟! حلقه، گردنبند، دستبند، اشيايي مشابه همه سالها بخشي از آن چيزهايي بود كه او از من می خواست. من قاطعانه پذيرفتم كه تنها همسري هستم كه رويه و وضعيت دشوار را انتخاب كردهام. اليزابت ليپ در اين حالت ديوانهوار شيدا و شيفته «توپكاپي»، كلكسيوني الماس است كه به اندازه كافي اغوا كننده است درحالي كه بسيار زيركتر از آن است كه فريفته شود. «يازده يار اوشن» يكي از فيلمهاي مورد توجه و مورد علاقه هاليوود است كه موضوع و محور آن سرقت و دزدي است. «توپكاپي» محصول 1964 نيز در يك محور مشابه شكل گرفته است، و همچنين احساس روشن، هوش و ذكاوت و موفقيت عظيم و خنده و شوخي و تفريح.
توپكاپي يك شهر در تركيه است و دارای يك موزه بزرگ امن و مجهز كه محل نگهداري جواهرآلات قيمتي و تاريخي ست. در آنجا خنجري جواهر نشان وجود دارد. نگهبان مركزي كلكسيون با وجود پيچيدگي تجهيزات عظيم، بسيار با احتياط است. برق
خنجرِ جواهرنشان، نظر اليزابت ليپ (ملینا مرکوری) را جلب كرده و او در به دست آوردن آن مصمم است و البته معتقد است با تمام اين مسائل هيچ مشكلي وجود ندارد. او دوست و رفیقش (ماکسیمیلیان شِل) را به عنوان نيروي تازه در اختياز گرفته براي وادار كردنش به دزدي جواهر براي به دست آوردن شغل او را وارد توده مردم طبقه پائین بومي و توريستها و گردشگران خارجي ميكند. بين وفاداري زياد پيتر يوستينوف كسي كه با وجود نقش مشكلي كه داشت، برنده اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل شد، يك مكان عجيب و غريب و يك طرح دزدي پيچيده و اجراي نفس گير آن، لحظههايي به ندرت كند و کشدار در فيلم وجود دارد. با وجود اين، پيتر يوستينوف به عنوان كمدين در بعضي از اوقات از ناداني و ساده لوحي و حماقت تا حدودي فاصله ميگيرد، با وجود بيشترين قسمت طنز كه ارتباطي بين هوش و ناداني است.
يوستينوف
يك شخص كاملاً برجسته است. حالت چشم و سيبیلش بيشتر گوياي داستاني غمگين
است مثل يك آدم پريشان احوال بيچاره ، كسي كه در اين راه کمی عجیب و غریب
نظر می رسد. وقتي كه از سرعت بازي او كاسته ميشود داستان به حالت مجازي
دچار ايست ميشود. فيلم در تعيين محل ـ در تنظيم فاصله به طور موقت ـ
منظرههاي مغازه هاي
خيابان و چشم انداز افق ـ عجيب و غريب جلوه مي كند؛
حجم انبوهی از منظره كشتي گيران با لباسهاي ربع ـ پوشيده براي جنگ سلطنتي
افزوده شده. بخش سرقت يك صحنه كوتاه تماشايي و بسیار جذاب است . با وجود
اين ابزار در دسترس و شخصيت ها و همچنين تكنيك براي صحنه های سرقت در آن
سال ها و مطرح شدن راه حل هايي بيمانند در بيشتر گروهها كه باعث پيچيده
شدن مشكل شده در واقع خيلي راحت و آشنا به نظر ميرسد، با وجود اينكه براي
هركس در نگاه نخستین مأموريت فيلم غيرممكن به نظر ميرسيد، بطور واضع در «توپكاپي» مثل يك صحنه واقعي در آن فيلم انجام شده.
ملينا مركوري قطعاً بهترين انتخاب براي بازي در نقش اليزابت ليپ بوده، با يك فكر بكر پشت دزدي، يك زن شرور رو به میانسالی و شيطان به نظر ميرسد كه نقشه هایی طرح ميكند که جالب توجه اند. ملينا مركوري وراج و پرحرف داراي صداي گوشخراشي است كه باعث شد فكركنم كه يك آينه جادويي جستجو ميكند. او در بعضي مواقع يك رئیس و رهبر مغرور در به كار گرفتن توجه ازهمه پوششهاست و یکی از آن دزدهاي سرحال و قبراق است كه تنوع پوششی و لباس او مشکلی برای فیلم به وجود نمی آورد. او چه پولدار باشد يا بي پول الماس فكر هميشگي اوست و دراين حالت هدف قرار دادن الماس جذابیت اصلی و از عناصر موفقيت فيلم است.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...