- نویسنده : جیمز براردینلی
- |
- ترجمه : خاطره آقائیان
"خدا را باور ندارم. من به رنج و غم ایمان دارم، به ترس ،به مرگ." اینها را مکس پین (مارک
والبرگ) در لحظات آغازین فیلم بر اساس اعتقادات نیهیلیستی خود به زبان می
آورد. مادامیکه فیلم سنگینی نام شخصیتش را برای عنوان خود تا عمق تاریکی
هایی که کلمات با خود حمل می کنند بر دوش می کشد، روایتگر که شخص ثابتی هم
نیست ممکن است شماری از بینندگانی را که با ریشه بازی ویدئویی که در آن
چیزهایی در مورد علائم صدا و نجوا گفته می شود ناآشنا هستند، را برای خود
داشته باشد. از لحاظ بصری این فیلم بسیار جذاب است. بسیاری از اوقات
چیزهایی دارد که بیننده را مجذوب می کند. رنگ های اشباع ناشده ی آن یادآور
فیلم های نوآر هستند. متاسفانه خط داستانی آن آنقدر ساده و موجزند که گویی
بیننده را از نقطه ی الف به نقطه ی ب هدایت می کند.«مکس پین» دنباله روی بازسازی بازی ویدئویی بسیار قدیمی است که می تواند بیانگر این باشد که طرح داستانی و شخصیت ها را فدای تمرکز بر اعمال غیرمعقول کرده است. این عنصر وقتی عوامل موثر به آن را بررسی می کنیم بسیار لذت بخش هستند. کندن دکمه ها و پیله ها اگرچه پس از مدت زمان کوتاهی تکراری می شوند و البته این مشکلی است که بیشتر تولیدکنندگان چنین بازی هایی با آن درگیر هستند، علت آن هم این است که آنها مجبورند به علاقه شان به اصولی که ابزار اصلی آنها تلقی می شوند، پایبند بمانند. «مکس پین» ساختار یکپارچه و استواری دارد اما از اینکه آنها را از جهاتی تبدیل به لذتی ناب نماید عاجز مانده است. ما در نهایت با شخصی مواجه هستیم که در تاریکی همه چیز را به این سو و آن سو پرتاب می کند.
اصول روایت گری «مکس پین» مقدماتی و ابتدایی است. مکس کارآگاه "ان وای پی دی" در مسائل جنایی و کشتار است، کسی که از زمانیکه همسر و نوزادش کشته شده اند بر روی پرونده هایی که هنوز کاملا بسته نشده اند کار می کند. ذهن او به شدت مشغول حل کردن قضیه این جنایت است و این کار اشتیاق شدید او را برانگیخته است. مادامی که همه سررشته ها به اشخاص مرده می رسد ناگهان مکس به موردی زنده برمی خورد. او در جستجوهایش برای برقراری عدالت در زمینه ی کشتار زنها به مونا ساکس (میلا کونیس)، کسی که احتمال می رود خواهرش توسط همان کسی که مکس در پی اوست کشته شده باشد، می پیوندد. دیگر همکاران مکس شامل یکی از دوستان قدیمی پدر او ،بی بی (بو بریجز) و یک پلیس بخش جنایی (کرایس"لودا کریس"بریجز) کسی که به طور فنی در پی جواب سوالاتی است که مکس در مورد کشتارها در ذهن دارد، است. در قلب هر واقعه ای توطئه ی افراد دولت و معتادین مواد مخدر که با استفاده از آن مواد توانایی هر کار مافوق انسانی و توهمات غیرطبیعی را پیدا می کنند، پنهانند.
لذت بخش ترین و جالب ترین بخش های فیلم جاهایی ست که ما از چشم استفاده کنندگان مواد مخدر به آنها نگاه می کنیم. دنیای آنها دنیایی بسیار وحشتناک و سیال است که پر است از شیاطین بالدار و دیگر خادمین آنها. این فیلم با آن دنیاهای تخیلی و فانتزی خیلی کارها می توانست بکند. شامل این که "جهان دوم"، همانی که بشر از دیدن و تجربه کردن آن عاجز است را بسیار طبیعی جلوه دهد. اما فیلم این زیرکی را به خرج نداده است. به طور کاملا ناگهانی این جریانات در مسیری که علائم آشنا و ناموفق داستان مطلوب بودن آن را ملا ل آور می کنند، پایان می یابند. شخصیت مونا به همان اندازه بی تاثیر است. البته نیروهای بالقوه ای هم در شخصیت او وجود دارند که بالفعل نشده اند. مونا می توانست همکاری دسیسه کار یا حتی دشمن تلقی گردد اما او در فیلم در جایگاهی واقع نشده است که بتواند به خوبی این اهداف را پوشش دهد. «مکس پین» می توانست با حذف همه ی این شخصیت های ضمیمه ای و نامربوط خیلی بهتر پرداخت شود اما خُب این تغییرات، تغییراتی نیستند که بازیگرها را خوشحال کند. یکی از اعجابات این است که آیا آنها واقعا مجذوب این ظاهر فریبنده می شوند؟
مارک
والبرگ لبخند می زند و آن را تحمل می کند، شاید خنده اش واقعی نباشد اما
واقعا تحمل می کند. او برای این نقش در وجهی سرسختانه رخ می نماید، وجهی که
به ما یادآوری می کند او هم مانند بسیاری دیگر از بازیگران لایق و
بااستعداد، می تواند این نقش"چک- پرداختی" را در بهترین حالت ممکن بازی
کند. در واقع هیچ نکته ی جذاب و به یاد ماندنی در اجرای او یافت نمی شود.
تنها نکته ی مثبتی که می توانم بگویم این است که میان بازی او در این فیلم و
در فیلم «اتفاق» زمین تا آسمان فاصله است. میلا کونیس سرد و جذاب است اما
برای نشان دادن خود مدت زمان کوتاهی در اختیار دارد. لوداکریس بهتر از بقیه
ستاره ها توانسته است نسبت به نقشش ادای دین کند.
فیلم فرصت خوبی را برای حمله به ریا و دورویی موجود در "ام پی بی بی" فراهم آورده است. «مکس پین» جویباری از خون است، اگرچه این فیلم برای رده ی سنی پی-جی 13 ساخته شده است اما وضوح صحنه های کشتار در حد آنچه برای گروه سنی آر لازم و کافی است باقی مانده است. اهمیتی ندارد که طرح داستانی آن راجع به مرد رنجوری است که سعی در کشتن کسانی دارد که به گونه ای آنها را مسئول کشته شدن عشقش می داند، یا شمارش آرا نشان می دهد که نیمی از منتقدان را رام کرده است یا طرح زیرداستانی درگیر قضیه معتادین مواد مخدر است، علی رغم همه ی اینها این فیلم برای نوجوانان مناسب به نظر می رسد.
در
نهایت من برای اولین فیلم بازی ویدئویی واقعی انتظار می کشم، با بازی هایی
که پیچیدگی های گسترده تری را در بطن خود جایی داده باشند و البته برای
چنین نماهای پیشنهادی با مثبت نگری
احتیاط کارانه ای وارد بحث می شوم. ساخت چنین نماهایی گاه گاه اتفاق می
افتد اما در «مکس پین» چنین اتفاقی نیافتاده است. شاید لذت بازی کردن با
اقتباسی که صورت گرفته است خوب به نظر برسد اما برای آنهایی که با مکس و
دنیای او آشنا نیستند شروع مناسب و تاثیربرانگیزی نیست. بازی های سنگین و
بی لطافت، طرح داستانی آشفته و دیالوگ های در هم و برهم راه هایی نیستند که
یک تازه وارد را جذب کنند.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...