کمی غرور، کمی افتخار، در «غرور و افتخار»

یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲:۰


«غرور و افتخار» با تمرکز بر روی فساد، تباهی و مشکلات خانوادگی در میان پلیس های آمریکایی- ایرلندیِ نیویورک بیشتر یادآور فضای مربوط به فیلم های 25سال گذشته و یا حتی فیلم های تاریخی است. متاسفانه این فیلم با فضایی تیره و تار و انبوهی از ابهامات پایانی کاملا قابل پیش بینی دارد. درام افسرده و غمگینانه ی گاوین اوکانِر بیشتر از هر چیز تداعی کننده ی فیلم ها و سریال های حماسی است. در آغاز "نیو لاین" پروژه ی ساخت فیلم را به عهده داشت که البته هیچگاه به ثمر نرسید تا اینکه پروژه به دست برادران وارنر رسید تا شاید بتوانند با بیرون کشیدن نکته های جدیدی از دل داستان، اثر قابل توجه تری را به نمایش بگذارند.

گاوین اوکانر و برادر دو قلویش، گریگوری - تهیه کننده فیلم- به عنوان پسران پلیسی نیویورکی بزرگ شده اند. آنها داستان این فیلم را با همکاری رابرت هوپس و یک فیلمنامه نویس دیگر به نام جو کارناهان به سرانجام رسانده اند. طرح اصلی داستان اشاره دارد به تمایل همیشگی پلیس ها به کسب مقام و افتخار، حفظ حق و حقوق خود در مقابل بیگانه ها و البته تعهد و پایبندی آنها به هم رده هایشان. جای بسی تاسف است که فیلم نتوانسته از دل داستان قدیمی اختلافات میان برادرها، نکته و جهشی جدید بیرون بکشد. در این فیلم نیز درگیری میان دو برادر، ادوارد نورتون در نقش دت.ری تیرنی باهوش اما سرسخت و کالین فارل در نقش جیمی اگان، برادرخوانده ی متعهد اما نه چندان خوب او، در همان طرح اولیه خلاصه شده است. بقیه اعضای خانواده شامل نوآ امریچ در نقش فرانسیس تیرنی جونیور ساده و بی آلایش و بزرگ خانواده، رئیس کارآگاهان منهتن، فرانسیس تیرنی سینیور دائم الخمر است.

استان با درگیری با گروه های قاچاق مواد مخدر آغاز می شود، درگیری که نتیجه ی خوبی هم در پی ندارد و در طی آن چند نفر از نیروهای فرانسیس جونیور کشته می شوند. اگرچه زمان فیلم ایام کریسمس است اما هیچ نشانی از آن به چشم نمی خورد. رِی علی رغم تمایلش برای پیوستن به گروه ضربت و بازگشایی پرونده ی جنایت های گذشته، پدر را ترک می کند و تحقیقاتش را به نتیجه می رساند. جیمی و دو دستیارش همراه با هم در حال دست و پنجه نرم کردن با شرایط هستند و این در حالی است که زمان زیادی از اینکه ری متوجه شده است آنها با مرتدین سازش پیدا کرده اند،نمی گذرد. کمی پس از آن،جیمی، رِی را در موقعیتی قرار می دهد که مجبور شود میان وفاداری به خانواده و عدالت واقعی یکی را انتخاب کند. زمان قابل توجهی از فیلم به شرح جزئیات مربوط به مشکلات خانواده ی تیرنی می گذرد. همسر فرانسیس جونیور در حال سپری کردن آخرین روزهای بیماری سرطان خود است. همسر رِی نیز که در آستانه جدائی است، حاضر به بازگشتن به زندگی نمی شود. تعطیلات خانواده با مشکلات پیش آمده و تبهکارانی که در پی برقراری ارتباط با جیمی، فریب دادن او و از هم پاشیدن خانواده اش هستند، به تباهی کشیده می شود.

سیر پیش روی داستان  با صحنه هایی که تا حدی خشن هستند، تند می شود. صحنه هایی که در آنها پلیس ها مورد ضرب و شتم قرار می گیرند و یا برای کسب اطلاعات از تبهکاران اسپانیایی آنها را تهدید و می کشند و البته صحنه های انتقام جویی از پلیس ها. دنیای موجود در فیلم خالی از هرگونه ردپایی ازخشنودی و امید و از هر جهت رقت برانگیز است، یک تراژدی تمام عیار که تضمین داده است بیننده را موقع خروج از سالن سینما از زمانی که وارد آن شده است، افسرده تر کند. اُ.کانر در خلق کالبد حقیقی زندگی روزمره قشر کارگر موفق عمل نکرده است، اگرچه همین فضای تیره و تار به خوبی توسط دیکلین کویین در رنگ های آبی تیره و مشکی طراحی شده ا ند. عنصر وجودی شخصیت مارک ایسهام نیز بیشتر بر حس دل نگرانی او متکی است. بازی ها در قالبی خاموش، قوی و در فرمی طبیعی شکل گرفته اند که گاه به گاه شدت صحنه های پرهیاهو و زد و خوردهای غیر قابل کنترل در آن به اوج می رسند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...