- نویسنده : تیم گودمن
- |
- ترجمه : سارا ترابی
- |
- منبع : سانفرانسیکو کراونیکل
در فضای ملال آور و بی روح برنامه های
تلویزیون، شبکه اِی بی سی ایده ی فوق العاده ای داشته. با به کار بردن
چندین نویسنده و بازیگر حرفه ای طرح خود را ایجاد کرده و با یک فیلمنامه ی
تلویزیونی یک داستان به خوبی سازمان یافته را نمایش می دهد. تلویزیون در
میانه ی خارج شدنش از دنیای تکنولوژی و مشکلات جدی باز به اصل خودش
بازگشته، که چیزی جز داستان گویی نیست. «گمشدگان» یکی از دستاوردهای اِی بی
سی بود، یکی دیگر مجموعه ی «خانم های خانه دار مستاصل» بود، مجموعه هایی
که بازیگران ماهر و فیلمنامه های خوبشان داستان دنباله داری را تعریف می
کرد که هفته به هفته تماشاگران بیشتری را مجذوب خود می ساخت. مقدمه ی این
فیلم استادانه خیلی ساده شکل گرفته: یک هواپیما کنترلش را از دست داده و
روی یک جزیره ی ناشناخته ی اقیانوسی سقوط می کند، هزار مایل دورتر از جایی
که گروه نجات به دنبال آنها می گردند. چهل و هشت نفر سرنشین آن سعی می کنند
تا به زندگی ادامه دهند و متوجه می شوند که در مکان امنی نیستند. با امید
بیهوده ای برای نجات یافتن آنها بایستی علاوه بر درگیری هایی که با خودشان
دارند با چیز دیگری که در جزیره وجود دارد هم مبارزه کنند. هرچه داستان پیش
می رود، به تماشاگران چندین بازمانده ی بخت برگشته معرفی می شوند. جک شپرد
(متیو فاکس) مرد جوان خوش بنیه ای است، یک پزشک و یک رهبر بالفطره. وقتی
که گروه دست به دست هم می دهند، این جک است که بایستی جلو بیاید و همه را
کنار هم نگه دارد و از زخمی ها مراقبت کند. چارلی پیس (دومینیک موناگان)
ستاره ی راکی که مدت ها از زمان در اوج بودنش گذشته و تازه اعتیاد به
هروئین را ترک کرده. کلر لیتلتون (امیلی دو روین) زن جوانی است که پیداست
حامله است. اگر همه تنها بمانند، او بایستی به سراغشان برود تا زنده بماند.
سعید جراح (ناوین اندرو) اهل خاورمیانه است و به خاطر نژادش همراهان باقی
مانده به او مظنون هستند. تری اُ کنین نقش جان لاک را بازی می کند، کسی که
قدرت مخفی کردن روی شرورش را دارد. هوگو "هارلی" ریس (جرج گارسیا) مرد گنده
ای است که به تازگی برنده ی قرعه کشی شده، به نظر می رسد که شانس اش را از
دست داده ولی او هنوز تلاش می کند تا به همه چیز مثبت نگاه کند. شانن
رادرفورد (مگی گریس) و برادر ناتنی اش بون کارلیل (لن سامرهالدر) هم راز
سیاهشان را از دیگران مخفی می کنند. در نهایت، کیت اوستین (اونجلین لیلی)
همیشه کمک می کند اما با یک کلید اسرار آمیز در ارتباط است و به نظر می رسد
که از قانون فرار می کند. با گذشت هر فصل ما چیزهای بیشتری از شخصیت ها می
فهمیم و جابه جایی هایشان را تماشا می کنیم.
با این وجود این مجموعه ی شخصیت ها باورپذیرتر از شخصیت های مجموعه ی «بازماندگان» هستند. به جای اینکه بازی اختراع کنند برای بردن جایزه یا ...، این آدم ها برای زنده ماندن تلاش می کنند و سعی دارند تا راز اصلی جزیره را در یابند. معمولا مجموعه های تلویزیونی داستان جذابی ندارند، اما این بار من واقعا اسیر تماشای این مجموعه شدم. تماشاگر وارد مشکلات این آدم ها می شود و احساس می کند که در جاذبه ی گودال سیاهی گرفتار شده، راه فراری برایش وجود ندارد، هر هفته احتیاج دارد که فیلم را تماشا کند. اگر چه بسیاری از منتقدین بر این باور بودند که زیر طرح های داستانی زیادی وجود دارد که فیلم را خیلی پیچیده می کند، من فکر می کنم این بهترین راه تعریف این داستان بوده. بعد از چنین حادثه ی وحشتناکی، طبیعی است که گذشته ی هر یک از این افراد آهسته آهسته نشان داده شود، با نشان دادن تعداد کمی سرنخ و افشاگری. آنها متوجه می شوند که یک مخلوق عجیب در جنگل مخفی شده است، چیزی وحشی که آماده است آنها را بکشد. در یک قسمت آنها یک پیغام کمک قدیمی را روی یک ضبط صوت پیدا می کنند. بعد از اینکه آن را از فرانسه ترجمه می کنند، متوجه می شوند که تا آنها چقدر فاصله دارد و حدود شانزده سال است که این پیغام پخش می شود. بعد از فهمیدن این قضیه آنها می فهمند که ممکن است تا ابد در این جزیره بمانند، امید برای نجات یافتن تبدیل می شود به ساختن سرپناهی برای ادامه ی زندگی. فیلمنامه با اتفاقات و مسائل زیادی به شدت حجیم است، فقط کافی است لحظه ای حواستان نباشد، ممکن است یک اتفاق مهم را از دست بدهید. هر قسمت از صحنه هایی از قبل از سقوط هواپیما و صحنه هایی از برخوردهایشان با راز جزیره تشکیل شده. بسیاری از شخصیت ها قبل از اینکه سوار هواپیما شوند، ناآگاهانه مسیر زندگی شان با هم تلاقی داشته است، زندگی آنها همیشه به هم مربوط بوده. این احساس به وجود می آید که هرکدام از آنها برای ایفای نقشی در این جزیره دور هم جمع شده اند.
بازیگران این مجموعه ترکیبی از مردان خوش
تیپ، زنان زیبا و بازیگران شناخته شده هستند. آنها یک دید اجتماعی از یک
نمونه کوچک جامعه ی انسانی به دست می دهند. متیو فاکس با مجموعه ی محبوب
«گروه پنج نفره» معروف شده بود. در اینجا هم کار خوبش را ادامه داده، نقش
مردی آکنده از نگرانی را بازی می کند که سرنوشت مسئولیت های بسیاری بر
گردنش نهاده. فاکس شخصیتی را به ما نشان می دهد که از تمام نیرویش برای
بودن و کمک کردن به دیگران استفاده می کند. امیلی دو روین بازیگری زیبا و
بسیار جوان است که هنوز در راه ستاره شدن است. خیلی ها ممکن است او را با
نام تِس در مجموعه ی علمی تخیلی «راسول» به خاطر آورند. در نقش کِلِر او
بیشتر وجه شکننده اش را نمایش می دهد. به نظر می رسد تمامی مجموعه های موفق
ساخته شده در چند سال اخیر نقشی را برای تری اّ کانن در نظر گرفته اند.
معمولا مردی است که آشنا با قدرت و فرماندهی به نظر می رسد. اینجا نقش
بسیار تیره ای دارد که آدم را به این فکر می اندازد که انگیزه اش از این
کارها چیست؟ اونجلین لیلی هم در نقش کیت مرموز خوب بازی کرده. او بسیار
سرزنده به نظر می رسد و شخصیت اش را به خوبی کنترل کرده. در نقش هابیت مری
بازیگوش در سه گانه ی معروف «ارباب حلقه ها» دومینیک موناگان اولین بار به
روی صحنه آمد. اینجا هم در نقش ستاره ی راک تحلیل رفته فوق العاده است،
انگلیسی، خودخواه و گزنده ظاهر شده. حتی جورج گارسیا هم اینجا در نقش اش
متفاوت ظاهر شده. باورهای خوش بینانه اش لحظات روشنی را در فیلم ایجاد کرده
و باعث شده که فیلم جلوه ی درستی بیابد.
این مجموعه ساخته ی دو نفر از ماهرترین افراد امروز تلویزیون است، جی جی آبرامز، سازنده ی «اسم مستعار» و دامون لیندولف که برای بینندگان تلویزیون «تقاطع جُردن» را به ارمغان آورد. اسم مستعارهای زیادی در «گمشدگان» وجود دارد، نیاز به رمزگشایی رازها، پیدا کردن ارتباطات حقیقی و مبارزه با عجایب تمام نشدنی. این که قدم به قدم با همه ی آنها روبرو می شوند خیلی عالی است. هر قسمت تقریبا دو روز جزیره را نشان می دهد، در فصل اول فیلم چیزی در حدود چهل روز در جزیره هستند. این به نویسندگان اجازه داده تا طرح داستان را آهسته تر از مجموعه های دیگر افشا کنند. این امر باعث شده تا تماشاگران فرصت بیابند و خوب با شخصیت های سریال آشنا شوند، یا حداقل شخصیت هایی که لازم است در ادامه دنبال کنند. ما خودمان را فریب خورده می یابیم و همان زمانی که شخصیت های سریال از دریافت حقیقت شوکه می شوند، واقعیت را درمی یابیم. چهل و هشت بازمانده تعداد بسیار خوبی است. به اندازه ی کافی شخصیت برای ادامه دادن باقی می مانند و ترکیب و شخصیت پردازی هایشان جالب است و با خطراتی روبرو می شوند که ممکن است آرزو کنند اِی کاش زنده نمی ماندند. خوشبختانه این مجموعه نمادهای داستان گویی و تخیل را دوباره به تلویزیون برگردانده و تلویزیون برپایه ی واقعیت را از خانه هایمان دور ساخته.
بوئنا ویستا با ارائه ی این مجموعه در
قالب دی وی دی کار بزرگی انجام داده. با توجه به پیشرفت های فنی که وجود
دارد عجیب نیست که جزئیات تکنیکی کار عالی از آب در آمده است. استفاده از
آنامورفیک 1.75:1 ویدئویی خیلی خوب بوده، تصاویر واضح و شفاف هستند و خیلی
بهتر از تعادل رنگ معمول در تلویزیون دیده می شوند. سیستم صوتی دالبی 5.1
آن هم فوق العاده است، به تماشاگران اجازه می دهد تا جزئی ترین صداهای
جزیره را بشنوند که به خوبی حالت یک فضای طبیعی را ایجاد می کند. این
مجموعه با تمامی قسمت های اضافه ی آن واقعا دیدنی است. نوع معرفی بازیگران و
دیگر دست اندر کاران فیلم ابتدای هر قسمت خیلی جالب است. در بیشتر قسمت ها
این معرفی ها خیلی جالب درون فیلم قرار گرفته اند. در قسمت های اضافه ای
که در دی وی دی فیلم آمده، همه چیز از حرف های بازیگران تا نحوه ی انتخاب
موسیقی و نظرات تماشاگران وجود دارد. این مجموعه ی بسیار خوبی است که ارزش
دارد تا بین فیلم هایتان داشته باشید.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...