- نویسنده : پیتر هارتلاب
- |
- ترجمه : راضیه خضری
- |
- منبع : سانفرانسیکو کراونیکل
«پدرخوانده 2» (فرانسیس فورد کاپولا) و «مخمصه»
(مایکل مان)، دو فیلم تمام عیار و کلاسیک بودند که آل پاچینو و رابرت
دنیرو در کنار هم بازی کردند. در فیلم اول به این دلیل كه رابرت دنيرو در
نقش جوانیِ كاراكتر ويتو كورلئونه و آل پاچينو در نقش مايكل كورلئونه ظاهر
شدند، اين فرصت را پيدا نكردند كه در سكانسي از فيلم در كنار هم قرار
بگيرند. بيست سال بعد و در شاهكاری بي نظير از مايكل مان آن ها دوباره
همبازي شدند. نمای دیدار آن ها در صحنه ای فراموش نشدنی از بازی زیبای
پاچینو و دنیرو، جایی که گانگستر و پلیس بعد از روزها تعقیب و گریز، در یک
رستوران و پشت یک میز، با یکدیگر گپ می زنند. آن ها از جمله بزرگ بازيگراني هستند كه خاستگاه هنرنمايي آنها در سينما به سال هاي درخشان دهه هفتاد ميلادي باز مي گردد.ولی سومین کار ادامه دهنده روند صعودی پیشین نبود. داستان فیلم «قتل عادلانه» ماجرایی معمولی و تکراری ست: یک سری قتل زنجیره ای اتفاق می افتد و از دو کارآگاه پلیس نیویورک به نام های تورک (رابرت دنیرو) و روستر (آل پاچینو) خواسته می شود تا راز قتل ها را کشف کنند؛ قتل هایی که با یک اسلحه و قطعه شعری که بر روی کاغذی نوشته شده و کاملا هم به کار و حرفه و شخصیت قربانی ارتباط دارد، نشانه گذاری می شوند. و نکته ی مشترک این قتل ها این است که مقتولین گناهکارانی اند که عدالت رسمی دادگاه ها و دادگستری، آنها را از گناهشان تبرئه کرده است.
ولی فیلمنامه این فیلم از داستان پردازی چندان قوی برخوردار نیست و ساده و به دور از هرگونه خلاقیتی نوشته شده است، که مهمترین ضعف این فیلم به شمار می رود. بر خلاف «مخمصه» که بیننده پس از مدت ها انتظار در پایان فیلم رویارویی بسیار جذاب و سراسر از صحنه های اکشن دنیرو و آل پاچینو را مشاهده می کند، در «قتل عادلانه» در بیشتر صحنه ها این دو در کنار هم هستند و اتفاقات جالبی رخ نمی دهد.
این
فیلم هم مثل بیشتر فیلم های این ژانر با در ابهام قرار دادن علت پدیده ها
برای بینندگان، آنها را مشتاق به کشف حقیقت پایان فیلم نگه می دارد و همین
امر علت اصلی همراهی بیننده با فیلم تا پایان است.اما
راسل گوريتز فيلمنامه نويس از اين دست مايه استفاده صحیحی نكرده، اگر
تعداد قتل ها را كم و زياد مي كرد، باز هم در روند داستان فرق چنداني به
وجود نمي آمد. در صحنه ای از فیلم تورک خطاب به روستر می گوید: "...تو پلیس
نشدی به خاطر اینکه می خواستی خدمت کرده و از مردم حمایت کنی. تو به نیروی
پلیس پیوستی چون آنها اجازه می دادند که اسلحه و نشان حمل کنی، تو به
احترام نیاز داشتی"، و جمله ای دیگر از تورک مطرح می شود: "برای بیشتر مردم
نشان پلیس محترم است ولی همه آنها به اسلحه احترام می گذارند".با
مرور صحنه هاي «قتل عادلانه»، مي توان ادعا كرد تمام فكر و ذکر يان آونت و
راسل گوريتز بر روی اين موضوع متمركز شده كه در طول مدت زمان فيلم انگشت
اتهام بيننده به سمت قهرمان داستان نشانه برود و در پايان با كشف واقعيت
تماشاگر غافلگير شود و بفهمد كه از كارگردان و فيلمنامه نويس رو دست خورده
است.اما اگر يان آونت کمي هوشمندي از خود نشان می داد و به دو ستاره حاضر در فیلمش اتکا می کرد؛ اكنون «قتل عادلانه» تا اين اندازه دچار ضعف هاي عمده نبود. کافی ست اين همه سكانسي را كه آل پاچينو و رابرت دنيرو در كنار هم هستند، با سكانس درخشان رستوران در فيلم «مخمصه» مقايسه كنید تا به تفاوت نگرش مايكل مان با یان آونت پي ببرد. با اين كه آل پاچينو و رابرت دنيرو مثل هميشه خوب هستند، اما به دلیل جو آشفته فیلم، مثل همیشه به چشم نیامد.
منبع :
فیلم نگاه
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...