خانه شبح زده یا پسر شبح زده؟

جمعه ۳ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۵۰


«توطئه آمیز» دیدار مجددی ست با ژانر کلاسیک و پرطرفدار خانه شبح زده. موفقیت این گونه فیلم ها بستگی زیادی به کاراکترها، اتفاقاتی که به طور پنهانی در پشت دیوار و اتاق های خانه در جریان است و البته میزان ترس دارد. این فیلم آنطوری نیست که بگوییم فوق العاده بود اما تماشاگرانی که به سینما می روند چیزی را که انتظار دارند دریافت خواهند نمود. «توطئه آمیز» حاصل جدیدترین همکاری جیمز وان به عنوان نویسنده و کارگردان و لی وانِل – صاحب ایده «اره» است.

به محض شروع فیلم خانواده ای معمولی را می بینیم که در حال اثاث کشی و نقل مکان به یک خانه قدیمی بزرگ هستند. این خانه از آن نوع خانه هایی ست که برای یک فیلم شبح زده لازم است، با اتاق های زیاد، گوشه ها و زوایای پنهان، راهروها، راه پله ها، کمدها، سایه ها و البته اتاق زیر شیروانی. اگرچه در «فعالیت ماوراءِ طبیعی» (اورِن پِلی-2007) خانه های مدرن تری مورد استفاده قرار گرفتند، اما این ژانر واقعا به صدای زنگ ها، زمزمه ها و آواها، و الته جیر جیر وسایل قدیمی هم نیاز دارد. به نظر می رسد که خانواده لامبرت پیش از این جابجایی واقعا خوشبخت بوده اند. جاش (پاتریک ویلسون) یک استاد دانشگاه ست، رِنای (رُز بایرن) آهنگساز است و دالتونِ نوجوان (تای سیمپکینز) کنجکاوترین بچه در میان هم سن و سالانش است. و به همین دلیل است که دزدکی وارد اتاق زیر شیروانی می شود، از روی نردبام پائین می افتد و به حالت اِغماء فرو می رود. در نوارهای مغزی هیچ نشانی از جراحت و صدمه ای دیده نمی شود که همین امر این سئوال را در ذهن بیننده ایجاد می کند که نکند اتفاق دیگری افتاده باشد؟

رِنای یقین دارد که فعالیت هایی پنهانی در گوشه و کنار خانه در حال روی دادن است. جعبه ها و وسایل او توسط دست هایی نامرئی جابجا می شوند، و درها و پنجره ها خودشان باز و بسته می شوند. تمام این مسائل باعث می شود که ما حتی از خودِ رِنای هم مطمئن تر باشیم که نیرویی پنهانی در خانه وجود دارد. به تدریج تصویری واضح از یک شبح ترسناک برای ما پدیدار می شود. برای درک بهترِ ظاهر و شکل این موجود می توانید در ذهن خود یک حیوان درنده خوی جهنمی را تصور کنید.

بعد از مدتی پدر خانواده به علت مشغله زیاد مجبور می شود که شب ها را تا دیر وقت در محل کار خود بماند. فیلم احتمالا می خواهد تا ما پدر را به علت بی توجهی و عدم تلاش برای حل مشکلات خانواده مقصر دانسته و سرزنش کنیم. در این فیلم نمونه ای از "سندروم پدر غایب" وجود دارد، وسیله ای برای راحتی کارِ فیلمنامه نویس که پدر را موقتا از سر راه برمی دارد تا مادر در خانه تنها بماند تا بتوان به او گفت که دچار اوهام و خیالات شده است. این خانواده ای ست که نیاز به کمک دارد. از این رو آنها یک روانشناس به اسم اِلیس راینِر (لین شای) را استخدام می کنند. او دو نفر (انگوش سامپسون و لی وانِل) که می توانند ارواح را شناسایی کرده و فراری دهند به آنجا می فرستد. این دو نفر بی عرضه و بی کفایت به نظر می رسند و باعث نقش بستن لبخندی بر لبان شما می شوند و این مساله تا آنجا پیش می رود که فیلم را تا آستانه تبدیل شدن به کمدی پیش می برد. احتمالا آمدن لین شای ایده ی خوبی بوده است. او کسی ست که اتفاقات مشابه این چنینی را از نزدیک دیده و تجربه کرده است. همین امر باعث می شود تا با احضار یک شاهد از اتفاقات گذشته دلایلی بیاورد و باعث به وجود آمدن هشدارها و زنگ خطر جهت اقداماتی جدی برای تامین امنیت خانواده شود.

این موجود شوم چیست؟ چرا آنجاست؟ چه می خواهد؟ او از لامبرت های بیچاره چه بدست می آورد؟ پاسخ به چنین سئوالاتی لزوما باید در سطح متافیزیکی و نظریه و تئوری باقی بماند اما در حقیقت هدف از حضور این شبح به وجود آوردن برخوردهای تکان دهنده در فواصل اندک و هرچه ترسناک تر و غیرمنتظره نشان دادن فیلم است که سازندگان فیلم تا اندازه زیادی به هدف خود دست یافته اند.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...