- نویسنده : اندی وِب
- |
- ترجمه : راضیه خضری
- |
- منبع : مووی اسکرین
اکنون فیلم های زیادی درباره ی دوستی
انسان و حیوانات ساخته شده است، اما هیچ کدام به ماندگاری و زیبایی «لاسی،
به خانه برگرد» محصول 1943 نبوده است. فیلم که اقتباسی از رمان اریک نایت
است روایت کننده ی عشق یک سگ به صاحبش و همچنین سفری پرماجراست.سم (دونالد کریسپ) که برای تهیه غذا و تامین مخارج لاسی با مشکل مالی مواجه است، مجبور می شود سگ پسرش جو (رادی مک دوال) را به دوک رادلینگ (نایجل بروس) بفروشد. اما لاسی عاشق جو هست و زمانی که به خانه ی جدیدش در امارت دوک اسکاتاندی می رود؛ جایی که نوه ی دوک پریسیلا (الیزابت تایلور کوچک) منتقل می شود، تصمیم به فرار می گیرد. فراری که منجر به سفری طولانی و خطرناک برای او می شود.
برخلاف فیلم های دیگری که درباره ی سگ ها ساخته شده اند، «لاسی، به خانه برگرد» فیلمی ساده است که عمدتا بر مبنای عشق یک سگ به صاحبی ست که او را واقعا دوست دارد. و هیچ نقطه ی مبهمی و یا پیچیدگی ای وجود ندارد. در عوض ما شاهد سفر سگی کوچک از خانه ی جدیدش به خانه ی اصلی اش، از اسکاتلند به یورکشایر هستیم. در این مسیر او هدف گلوله قرار می گیرد و یا در جایی دیگر خطر گرفتار شدن توسط سگ نگهبان او را تهدید می کند. از طرف دیگر دوستان جدیدی هم پیدا می کند. داستان فیلم به نظر ساده می رسد ولی در حین تماشای آن به زودی درمیابید که حس دوست داشتنی شدید بین شما و لاسی به وجود آمده است.
اِلسا لنچستِر و دونالد کریسپ در «لاسی، به خانه برگرد»
این سگ کوچک از صحنه ای که خارج از مدرسه ی جو؛ صبورانه منتظر او ایستاده، یا با شیطنت ها و حرکاتی که جو به او آموزش داده خود را در دل بیننده جا می کند. بسیار نادرند سگ هایی که بتوانند توانایی های خود را این چنین به نمایش بگذارند. در کنار لاسی؛ بازی رادی مک دوال و دونالد کریسپ، نیز قابل توجه هست. دونالد کریسپ لحظه های بسیار زیبایی را در فیلم خلق کرده: صحنه ی که لاسی را برای فروش می برد و غم را در چهره ی پسرش جو می بیند، از لحظات فراموش نشدنی فیلم اند. از سوی دیگر حضور الیزابت تایلور نوجوان در نقش پرسیلا؛ نوه ی دوک اسکاتلندی، یکی دیگر از نقاط قوت فیلم است. «لاسی، به خانه برگرد» دومین فیلم الیزابت تایلور است که با بازی خارق العاده ی خود و ادای چند دیالوگ کوتاه نشان می دهد که چه استعداد درخشانی ست و حضور خود را به عنوان یک سوپر استار برای سال های بعد قطعی می کند.
اگرچه به نظر من این فیلم بهترین فیلمی ست که درباره سگ ها ساخته شده ولی چند جای ایراد هم دارد. اول: لهجه ی یورکشایری فیلم است که برای
فیلم سنگین است. درست مثل لهجه ی دیک وان دایک در فیلم «مری پاپینز». دوم:
مکان فیلمبرداری در کالیفرنیا و واشنگتون بوده و این حس در بیننده ایجاد
نمی شود که داستان فیلم در یورکشایر و یا اسکاتلند اتفاق افتاده است. البته
این ها نکات ریزی هستند که از زیبایی فیلم کم نمی کنند. و بعد از گذشت
حدود نیم قرن؛ هنوز در میان فیلم های هم موضوع، بهترین است.
دیدگاه ها
اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...