اثبات برادری در رینگ بوکس

جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱:۰


از «راکی» تا «گاو خشمگین»، فیلمهای مشتزنی با تنوعی از تمها و مقاصد، در زمان اسکار، جز محصولات عمده بوده اند. در یک مورد، داستانهای عامه پسندی وجود دارد: قصه هایی از مظنونین فلاکت زده که در پی نجات با رسیدن به راند پانزدهم در نوبت قهرمانی فرصتی بدست می آورند. اگر بخواهیم بیشتر به آن بپردازیم، فیلمی است که برای تماشاگران به شدت جذاب و سرگرم کننده خواهد بود. فیلمهای مبارزه ای هنری تری هم وجود دارد: تولیداتی که از بوکس به عنوان استعاره ای برای هدفی عمیقتر و تیره تر استفاده می کنند، و فعالین رینگ را به عنوان شخصیت هایی پروتاگونیست می کنند. «مبارزه گر»، آخرین تلاش سینمایی دیوید او.راسِل، مثالی از هر دو روند است، و ترکیب منتج موفقیت آمیز آن تماشاگران را مجبور می کند تا بایستند و کف بزنند.

مشکل است، اگر به دلیل آنکه چنین موضوعاتی در سینما بارها و بارها تکرار شده و برای همه ما تصویر آشنایی ست یافتن چیزهای جدید را در این ژانر غیرممکن بدانیم. مثل خیلی از فیلمهای مشتزنی، این فیلم داستان میکی وارد (مارک والبرگ) براساس داستانی واقعی ولو تا اندازه ای نمایشی ست و جنبه هایی غیرواقعی و خیالی به آن افزوده شده است. داستان فیلم شامل تعداد زیادی عنصر سینمایی آشنا اما کاملا متقاعدکننده ست تا کلیشه ای و به دور از واقعیت به نظر نرسند. در حالی که صحنه های تمرینی عمده واکنش درون رینگ از دو جین از صحنه های آشنای تولیدات دیگر تقلید می کند. پویایی خانواده چیزی است که «مبارزه گر» را بقیه فیلمهای این انر متفاوت نشان می دهد.

«مبارزه گر» در اوایل دهه 90 در خیابانهای لول، ماساچوست آغاز می شود. برادر بزرگترِ میکی، دیکی اکلاند (کریستین بیل) وضعیت آشفته ای دارد و بیشتر مشغول کارهای معمولی روزانه اش است. او به عنوان یک بوکسور معمولی پس از کسب یک موفقیت – به گفته برخی از اطرافیانش کاملا تصادفی- رینگ را ترک کرده  اما حالا رویای بازگشت باشکوهی را برای خودش می بیند. او اکنون، میکی را تمرین می دهد. مادرش آلیس (ملیسا لئو) رفتار درستی ندارد و نسبت به پسرهایش سخت می گیرد تا جایی باعث می شود تا میکی با مردی مبارزه کند که 20 پوند از او سنگین تر است. بزودی دیکی به زندان می افتد و میکی با مادر و برادرش قهر می کند.
«مبارزه گر» بطور موثر عناصر ورزشی را با درام خانوادگی به تعادل می رساند. در طول فیلم، شاهد هستیم که چگونه میکی میان وفاداری اش به مادر و برادرش و علاقه اش به کسب مقام قهرمانی قرار گرفته است. او از جایی تصمیم می گیرد تا به دوست مونثش آلیس اعتماد کند. صحنه های مواجه میکی با میکی از جمله تاثیرگذارترین صحنه های فیلم به شمار می روند. کریستین بیل نیز که به شکل قابل توجهی اقدام به لاغر کردن خود کرده به خوبی تماشاگران فیلم را تحت تاثیر قرار می دهد. اما امی آدامز که معمولاً برای نقشهای شیرین و معصوم انتخاب می شود، در اینجا ایفاگر نقشی کاملا متفاوت با آنچه که تا به حال از او دیده ایم است. او برای اولین بار جسارت و گستاخی را وارد بازی اش کرده همین امر باعث تفاوت بازی اش نسبت به نقش های پیشین او شده است. او همانطور که می تواند قهرمان فیلم را تحت تاثیر خود قرار دهد تقریبا به همان اندازه نیز بر تماشاگران تاثیرگذار خواهد بود. و بالاخره والبرگ که شاید یک بازی اغراق آمیز به نمایش گذاشته اما به هرحال این یکی از بهترین بازی های او تا به امروز است. صحنه های مبارزه او حریفانش باورپذیرند انگار که او جزئی از رینگ است.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...