چه کسی اقتصاد آمریکا را به این حال و روز انداخت؟ و چگونه؟

سه شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۰


من هیچ وقت کارهای معاملاتی اعتباری و مشتقات آن را که آنقدر در مورد آن می شنویم، به طور کامل نفهمیده ام. اما کم کم دارم سردر می آورم. این ها شبیه سازی های کامپیوتری مبتکرانه ای هستند که نشان می دهند چطور می شود با بدهکار شدن پول بسیار خوبی بدست آورد؛ و سران دنیای وال استریت زمانی که سرمایه گذارانشان اعلام ورشکستگی کردند، میلیون های بیشماری به جیب زدند.

روند این اتفاق در فیلم «شغل داخلی» چارلز فرگوسن شرح داده شده، یک مستند اعتراضی که به خوبی همه چیز را تفسیر کرده، درباره ی اینکه چطور صنعت تجاری آمریکا تعمدا برنامه ریزی کرد تا سرمایه گذاران غیر حرفه ای آمریکایی را از دور خارج کند. اجازه دادن به موسسه های تجاری که به نفع خودشان برنامه های تجاری شان را تنظیم کنند، یک اشتباه سرنوشت ساز بود. امروزه بسیاری از بانک های تجاری بزرگ بر علیه مشتریان خودشان سرمایه گذاری می کنند.

در بازار واقعی ایالات متحده، بانک ها سودجویانه وام های مسکن را به مردمی که توان پرداخت آن را نداشتند، پیشنهاد کردند. اینها معاملاتی غیرنقدی بودند. دفتر حساب بانک ها دارایی های مشهود بودند و زمانی که مردم در پرداخت قسط هایشان دچار مشکل می شدند، کار را پیش می بردند. موسسه هایی که این معاملات را ترتیب داده بودند، با فروش زیر قیمت خانه های مشتریان جلوی ضرر خودشان را می گرفتند. وقتی قسط وام های مسکن پرداخت نمی شد، برخلاف انتظار بانک ها با شکست مشتریانشان بیشترسود می کردند. این روند بوسیله ی اصلاحیه ی تجاری ایجاد شد که افراد زیادی در هر دو حزب سیاسی با آن مخالفت کردند، ولی در نهایت عاملان فشار سیاسی توانستند نظر موافق آن ها را جلب کنند. هیچگونه قضاوت اخلاق مداری بر عملکرد وال استریت صورت نگرفت.

یک گروه شیکاگویی به نام "مگنتار" در ایجاد ابزارهای مخرب در راستای اهداف انحصاری اصلاحیه ی جدید موفق بود. بیشتر عوامل وال استریت می دانستند که "مگنتار" چه قصدی دارد و به خوبی با آن همراه شدند. بازپرداخت وام های مسکن بیشتری به تعویق افتاد، پول بیشتری آنها کسب کردند. آنها پرداخت وام های بد به مشتریانشان را مثل یک سرمایه گذاری خوب ادامه دادند. یک مجادله ی معروف در سی اسپن اجرا شد، وقتی کارل لوین، دانیل اسپارک را سئوال پیچ کرد، رئیس سازمان پرداخت وام گلدمن ساچ، درباره ی این که چرا وقتی شرکت شان به طور گسترده ای اقدام به فروش سرمایه هایش کرده، تاجران شرکت ادعا می کنند که این حرف ها مزخرف است. تماشای اسپارک زمانی که در مقابل لحن صادقانه و حساب شده ی لوین حفظ ظاهر می کرد، سرگرم کننده بود، هنگامی که لوین بارها با تکرار لغت مزخرف به او حمله کرد.
عملکرد وال استریت در تشریح یکی از نشست های سنا بسیار کمک دهنده است، نشستی که برای مدت دو سال فکر مرا مشغول کرده بود: چطور ریچارد فولد بزرگترین سرمایه گذار شرکت برادران لهمان توانست از 484 میلیون دلار سود خود پس از اعلام ورشکستگی شرکتش دفاع کند. لورنس مک دونالد که درباره ی ورشکستگی لهمان کتابی نوشته، در اخبار ساعتی پی بی اس گفت: "راننده ی فولد با شرکت برادران لهمان تماس گرفت و یکی از آسانسورها متوقف شد، نگهبانان جلو آمدند و آن را متوقف کردند تا زمانی که آقای فولد به در عقبی رسید. فقط پانزده قدم جناب آقای ریچارد فولد تا ازدحام فاصله داشت، فهمیدم که ما منتظر ایشان بودیم." برخی ممکن است بگویند، خوب به هرحال او رئیس بوده. من می گویم که فکر کرده کیه؟ من هم همراه روسایم منتظر آسانسور بودیم، که شامل مارشال فیلد و روبرت مرداک هم می شود. فکر کنم آنها هم خیلی خوشحال می شدند که بتوانند به راحتی سوار آسانسور شوند.

یکی از قسمت های جذاب فیلم «شغل داخلی» خوش زبانی های هوشمندانه ی کریستین دیویس در مقابل دوربین است، بانوی وال استریت، کسی که می گوید استریت فضایی سرشار از سرگرمی های جنسی و کوکائین برای تجار و مشتری های معتبرش فراهم کرده بود. او می گوید این قسمتی پذیرفته شده در فرهنگ شرکت بود که خانم ها ساعتی هزار دلار یا بیشتر بابت بودن با مشتریانشان دریافت کنند، از کوکائین انرژی کسب می کردند و اینکه او و گروه دختران زیردستش نمی توانستند بفهمند چطور برخی از این تجار بعد از گذراندن چنان شبی می توانستند در قسمت تجاری تا صبح کار کنند.

همه ی اینها مرا به فهم اصلاحیه ی تجاری رهنمون شدند. ما به آن احتیاج داریم. ما بایستی به دوران شفاف سازی ها برگردیم. ما احتیاج داریم تا بازار سرمایه گذاری را همانطور که باید باشد، بازسازی کنیم. ما بایستی از بانک ها حق تجارت انحصاری را بگیریم. ما بایستی آنها را مجبور کنیم تا به نفع مشتریانشان قانون تنظیم کنند. در روزهای قبل از آزادسازی تجارت، به سختی می توانستید از بانک ها وام هایی بگیرید که توان بازپرداخت آن را نداشته باشید. حالا سخت است که یکی از آنها را نگیرید. وام های بد قطعه شده و به اقساط زیادی خرد شده که بانک ها خودشان هم نمی دانند، برگه های اقساط مختلف را کجا قرار داده اند. در یکی از لحظات مفرح فیلم در طی از دست رفتن خانه ها ی رهن گذاشته شده. مارسی کپتر به انتخاب کنندگانش می گوید: "اگر بانک خواست خانه تان را ضبط کند، تکان نخورید و از آنها بخواهید تا برگه های اسنادشان را نشانتان دهند. خیلی وقت ها آنها نمی توانند". پیشگویی اش درست بود، حالا دیگر بانک ها در سراسر کشور بازپس گیری اقساط خود را متوقف کرده اند.

جن سیسکل که مرد فوق العاده باهوشی است، به من بهترین نصیحت را درباره ی سرمایه گذاری کرد: "تو هیچوقت نمی توانی از بازار زرنگ تر باشی. اگر این کاری است که قصد انجامش را داری، برو و چیزی را پیدا که اون رو دوست داری، به دلایلی که برای خودت قابل فهم است، چیزی که هیچ کسی با تو درباره اش هم عقیده نیست، و پولت را روی آن سرمایه گذاری کن". شرکت هایی که من با این حرف به نظرم رسید اپل، گوگل و استیک ن شیک بود. من تعدادی سهام خریدم. این ماجرا مال خیلی وقت پیش از این است. خواننده های عزیز، اگر من تمام ثروتم را طبق نصیحت جن سرمایه گذاری کرده بودم، حالا برای خودم آقایی می کردم.

منبع : فیلم نگاه
  • سارا ترابی
  • |
  • سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۳:۳۸
  • |
  • ۰
  • |
  • ۹۳۸
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...