یک فیلم وودی آلنی

چهارشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۴۰


پانزده سال پیش، نوآم بومباخ کارگردانی را با فیلم «ضربه زدن و فریاد کشیدن» آغاز کرد. داستان گروهی جوان که در زندگی با یک سری مشکلات مواجه شده و خود را شکست خورده می دانستند. او اکنون «گرینبرگ» را به ارمغان آورده، این بار هم داستان مردی میانسال است که در زندگی شکست خورده و ... پرسشی که اینجا مطرح می شود این است که داستان زندگی شخصی نوآم بومباخ چیست؟ آیا فیلم هایش انعکاسی از زندگی اوست؟

راجر گرینبرگ با بازی بن استیلر، به دنبال سفر تفریحی خانواده برادرش به ویتنام، از نیویورک به لوس آنجلس سفر می کند تا هم از خانه آنها محافظت کند و هم برای سگ آنها خانه ای بسازد و مراقبش باشد. او که مدتی افسردگی شدید داشته و اکنون دوران نقاهت را پشت سر می گذارد از همه چیز خسته شده و زندگی برایش تکراری ست.  تا اینکه خدمتکار برادرش، فلورنس را می بیند و دلباخته اش می گردد. دختری بیست و چند ساله با بازی گرِتا گِروینگ که تداعی کننده رابطه ی راجر با دوست قدیمی اش ایوان نیز می شود.

اصولا موفقیت یا شکست این نوع فیلم ها به دو عامل بستگی دارد:

1-بازی:

در این فیلم بازی ها به خوبی ارزیابی شده و هر شخص با نقشش کاملا ارتباط بر قرار کرده است. شخصیت پردازی های فوق العاده دقیق و موشکافانه اند، بخصوص در مورد دو کاراکتر محوری، راجر و فلورنس. نمایش عشقی غریب و سرشار از تزلزل که بین آنها به وجود می آید، که زیبایی نمایش این رابطه مرهون بازی های بی نظیر دو بازیگر اصلی ست. بن استیلر در متفاوت ترین نقش آفرینی دوران بازیگری اش، نقشی کاملا جدی و حتی روان پریش، بازی بی نظیری دارد. عکس العمل ها و میمیک چهره اش در سکانس های تنهایی اش در خانه، به شدت کار شده و قابل تحسین اند. گِرِتا گرویگ نیز در نقش فلورنس بازیگوش و پر شر و شور، بازی یکدستی دارد.

2-دیالوگ:

از نظر دیالوگ هم، موضوع ها اکثر مواقع جالب توجه و ملموس هستند، مگر در مواردی که طولانی شده و بیننده را خسته می کند. یکی از مشکلاتی که به فیلم وارد است اینجاست که شخصیت های فیلم از آن دسته اند که در دنیای واقعی زیاد دیده نمی شوند و یا حداقل به سختی می توان با آنها ارتباط برقرار کرد و زمانی هرچند کوتاه را با آنها گذراند. وگرنه اگر بیننده با آنها ارتباط برقرار کند و آنها را بپزیرد، از تماشای فیلم کاملا لذت خواهد برد.

از نظر کارگردانی، بومباخ هنوز راه زیادی را برای پیمودن دارد. فیلم «گرینبرگ» شبیه یک فیلم وودی آلنی است؛ البته با تیزهوشی و ذکاوتی به مراتب کمتر! ناگفته نماند که «گرینبرگ» با وجود داستان نسبتا تکراری اش، فیلم خوبی از آب درآمده و این خوب بودن را مدیون کارگردان خوش ذوقش است.


منبع : فیلم نگاه
  • راضیه خضری
  • |
  • سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۳:۱۷
  • |
  • ۰
  • |
  • ۱۲۸۳
  • |
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...