ملاقات رویاهای فلینی با واقعیت های راب مارشال در «نُه»

سه شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱:۹


نظر به اينكه «نُه» درباره مجموعه­ اي از افراد مستقل در عرصه موزيكال است، فيلم خوبي نیست و با كم­ مايه­ ترين طرح­ها سرهم شده است. به دليل آنكه طرح الهام گرفته از «هشت و نيم»­ فليني است - يكي از مهم­ترين فيلم ­هايي كه تاكنون ساخته شده – قسمت­هاي مختلفِ روايت «نُه­» براي تحمل كردن مقايسه بين دو فيلم مقدر شده است. چه دلیلی باعث شده تا سازندگان فیلم از عهده چنین کاری برنیایند؟

هر چند برخي از بازیگران بخش موزيكال استثناً اجراي خوبي دارند – اجراي انفرادي پنه ­لوپه كروز روي يك آينه غول­ پيكر و ايتاليايی بودن وسوسه­ انگيز استيسي "فرجي" فرگوسن قابل توجه است- بازيگران تا انتها هنوز همانند ميان­ برنامه­ هاي تجاري در فيلم بازي مي­ كنند. در ­«شيكاگو»، اقتباس قبلي راب مارشال از يك اثر پرفروش برادوي،‌ وي موسيقي را درون فيلم آنچنان يكدست گنجانده بود كه نمي­ توانستيد يكي را بدون ديگري تصور كنيد. وقتي شخصيت ­ها آواز خواندن را آغاز مي­ كردند، اثرگذاري هميشه مسرت ­بخش بود، زيرا آوازها واقعاً داستان را به پيش مي­ بردند و موسيقي و رقص شورانگيز بودند. در زمان نمايش ­«شيكاگو» توجه كردم، تماشاگران اغلب براي بازيگران مشخصي كف مي­ زنند،‌ مثل آنكه در حال تماشاي تاتر زنده­اي هستند.

هرگز در مکانی كه «نُه» را ديدم چنين اتفاقي رخ نداد. همه آنچه شنيدم خميازه­ هاي خفه و صداي خش­خش ناخوشايند صندلي­ ها بود (اساساً، صندلي خودم را، تاييد مي­ كنم). مساله­ ي مطرح شده در فيلم – كه توسط فيلمنامه ­نويسان، مايكل تالكين («بازیگر») و اخيراً آنتوني مينگوئلا («بيمار انگليسي») اقتباس شده است و نوعي از بازي را داراست كه براي آن عبارت "تمام بازيگران مشهور" وضع شد -  مساله­ ي مشابهي است كه هر اثر شكست خورده ساخته شده توسط افراد با استعداد با اهداف خوب: فقدان گريزناپذير تعهد عاطفي، را به ستوه مي ­آورد.

گوييدو (دانيل دي لوييس) نابغه­ اي درمانده از بحران ميانسالي ست، هنرمندي كه از وانمود كردن خلاقيت هنري اش دچار اشتباهي مي­ شود كه به چيزهاي قابل لمس در دنياي واقعي مرتبط مي­ شود. فيلم در ايتالياي جادويي صحنه­ آرايي شده است كه همه در آن به انگليسي غليظ صحبت مي­ كنند، و زن­ها (يا حداقل يكي از آنهايي كه در زندگي گوييدو به چشم می خورند) تمايل دارند شروع به آواز خواندن و رقصيدن كنند. در ميان آنها مادرش (سوفيا لورن)، همسرش (ماريون كوتيار)، ‌معشوقه ­اش (كروز)، طراح لباسش (جودي دنچ)، بازيگر اول زنش (نيكول كيدمن)، يك رقاصه (فرگوسن) و يك خبرنگار (كيت هادسون) حضور دارند.
در تماشا كردن اين همه بازيگر با استعداد در كنار هم در يك فيلم هيجاني وجود دارد، اما با چنين شخصيت هايي كه براي نقش بازي كردن با كم­ مايگي نوشته شده ­اند،‌ «نُه» فوراً همانند عكسي براي مجله "ونيتي فير" هاليوود آغاز مي­ شود. مارشال همانند كاري كه در «شيكاگو­» انجام داد، جهنم بدون حضور بازيگران موزيكال را فيلمبرداري و تدوين كرده است، ولي تبليغات تلويزيوني «نُه» نيز به نظر بسيار سرد می ­آيد.
بدترين چيزي كه مي­ توانيد درمورد «نُه» بگوييد آن است كه فيلم از عهده آن بر مي ­آيد تا از دي لوييس – مطمئناً يكي از جذاب­ترين و پوياترين بازيگران روي سياره زمين – بيش از يك كندذهن كوچك بسازد. گوييدو مليح و كاريزماتيك است،‌ ولي دي لوييس در بزرگ نشان دادن قيافه متكبر شخصيت نسبت به مطبوعات خوش مي­ گذراند. اما هرگز تحت تاثير حس گوييدو در نقش يك بازيگر نشويد – وي ديوانه فيلم نيست، چيزي كه بهترين كارگردانان دنيا هستند- و مسلماً شما او را دوست نداريد. اين مساله شامل حال فيلمي نمايشي، شيك و تو خالي نيز مي ­شود.

منبع : فیلم نگاه
برای ثبت دیدگاه خود، اپتدا وارد وسایت شوید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که در این باره چیزی می نویسد...